یک نسخهشناس و فهرستنگار تأکید کرد: صرف داشتن آشنایی عمومی با موضوع برای انجام یک تصحیح علمی کافی نیست و نسخهشناس باید بتواند اصطلاحات، مفاهیم و زبان تخصصی متن را بهدرستی بفهمد و با منابع مرتبط با آن حوزه آشنا باشد.
به گزارش ایکنا، حجتالاسلام و المسلمین ابوالفضل حافظیان، یک نسخهشناس و فهرستنگار، 26 مردادماه در نشست علمی «نقش نسخهشناسی در تصحیح متون» که از سوی بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی برگزار شد، با بیان اینکه دانشجو یا پژوهشگری که وارد حوزه تصحیح متن میشود، باید پیش از هر چیز دانش کافی در رشته تخصصی خود داشته باشد، گفت: صرف داشتن آشنایی عمومی با موضوع برای انجام یک تصحیح علمی کافی نیست و نسخهشناس باید بتواند اصطلاحات، مفاهیم و زبان تخصصی متن را بهدرستی بفهمد و با منابع مرتبط با آن حوزه آشنا باشد.
وی افزود: همچنین نباید تنها به آثاری که قبلاً تصحیح شدهاند اکتفا کرد؛ بلکه خود تصحیحهای انجامشده نیز باید مورد بررسی و نقد قرار گیرند. پژوهشگر باید مقدمههای مصححان را بخواند و روش تصحیح، مبانی انتخاب نسخهها و شیوه تأسیس متن را بررسی کند.
حافظیان تصریح کرد: در کار تطبیقی، بررسی تبارشناسی نسخهها نیز اهمیت دارد. باید مشخص شود کدام نسخهها با یکدیگر همخانوادهاند، چه نسخههایی از یک اصل مشترک پدید آمدهاند و کدام نسخهها مستقلتر هستند. پس از شناسایی خانوادههای نسخهای، میتوان روابط میان آنها را بررسی و بر اساس شواهد موجود، متن را بازسازی کرد.
وی ادامه داد: در نهایت، تصحیح قیاسی یکی از روشهای مهم در این فرایند است؛ روشی که بر مقایسه نسخههای مختلف، بررسی اختلاف قرائتها، شناخت خطاهای کاتبان و انتخاب مناسبترین قرائت بر اساس شواهد متنی و نسخهشناختی استوار است.
این نسخهشناس و فهرستنگار بیان کرد: تصحیح متون تنها مقابله چند نسخه و انتخاب یک عبارت از میان آنها نیست؛ بلکه فرآیندی علمی و چندلایه است که از شناخت نسخهها آغاز میشود و با بررسی تاریخی، کتابشناختی، زبانی، محتوایی و تطبیقی آنها به تأسیس متنی معتبر و قابل اعتماد میانجامد.
وی افزود: در تصحیح متون، پژوهشگر از دو منظر میتواند نسخههای خطی موجود را بررسی کند: نسخهشناسی تاریخی و نسخهشناسی تطبیقی. شناخت دقیق نسخههای خطی اهمیت بسیاری دارد؛ چراکه حتی در بسیاری از منابع غربی نیز در پژوهشها از همین نسخههای خطی استفاده شده است و برای فهم دقیقتر مباحث، باید منابع دستدوم نیز با دقت بررسی شوند.
حافظیان اضافه کرد: در این زمینه، بررسی دیدگاههای فلسفی و تطبیق آرای اندیشمندان نیز میتواند نمونههای ارزشمندی در اختیار پژوهشگر قرار دهد. همچنین در حوزه تصحیح متون، آثار و نسخههای خطی فراوانی وجود دارد که توجه به آنها برای شناخت جایگاه نسخههای خطی در تصحیح متون ضروری است.
این نسخهشناس تصریح کرد: در واقع، پیش از ورود به مرحله تصحیح متن، باید نسخههای خطی را بهخوبی شناخت؛ زیرا اساس تصحیح متون، نسخهشناسی است. نسخهشناسی تاریخی یکی از نخستین مباحث در این حوزه است و نسخهشناسی تطبیقی نیز در مرحله بعد اهمیت پیدا میکند.
وی با بیان اینکه در نسخهشناسی تاریخی، نسخههای موجود، تاریخ کتابت، محل کتابت، کاتب، ویژگیهای نسخه و ارتباط آن با نسخههای دیگر بررسی میشود، افزود: گاهی یک نسخه خطی منحصربهفرد است و گاهی نسخههای متعددی از یک اثر وجود دارد. بسیاری از فهارس نسخههای خطی نیز برای مدتها منتشر نشده بودند و امروزه با توسعه امکانات پژوهشی، شناسایی و آمارگیری نسخههای خطی و همچنین دسترسی و مراجعه مستقیم به نسخهها آسانتر شده است.
حافظیان بیان کرد: در گذشته، حتی در برخی کتابخانهها اجازه داده نمیشد پژوهشگران بر روی نسخههای خطی چیزی یادداشت کنند؛ زیرا این کار ممکن بود موجب آسیب یا تحریف نسخه شود. همین مسئله نشاندهنده اهمیت و حساسیت نسخههای خطی بهعنوان اسناد تاریخی و علمی است.
وی ادامه داد: یکی از موضوعات مهم در نسخهشناسی تاریخی، شناسایی کهنترین نسخههای موجود و بررسی نسخههایی است که به مؤلف نزدیکتر هستند. همچنین ترجمههایی که در نسخههای خطی وجود دارند، میتوانند در شناخت تاریخ انتقال یک اثر مؤثر باشند. برای مثال، ممکن است از یک اثر نسخهای متعلق به قرن هشتم و نسخهای دیگر متعلق به قرن یازدهم در اختیار داشته باشیم و صرفاً متأخر بودن یک نسخه به معنای بیاعتباری آن نیست؛ چهبسا نسخه متأخر بر اساس نسخههای قدیمیتر تهیه شده و برخی خطاهای نسخههای پیشین را برطرف کرده باشد.
حافظیان بیان کرد: از سوی دیگر، نسخهشناس باید از دانش کافی در حوزههای مختلف برخوردار باشد. آشنایی با زبانهای مختلف، شناخت زبان علمی مؤلف، آگاهی از منابعی که مؤلف در تألیف اثر خود استفاده کرده و توانایی کشف و شناسایی این منابع، از مهارتهای ضروری نسخهشناس است. پژوهشگر باید بتواند با بررسی محتوای اثر، علایق علمی مؤلف، موضوعاتی را که بیشتر مورد توجه او بوده و شیوه بیان و استدلال او را شناسایی کند.
وی افزود: در این میان، کتابخانههای علمی و دانشگاهی و فهرستهای نسخههای خطی، منابع ارزشمندی برای پژوهشگران هستند. بررسی تاریخ و محل کتابت نسخه نیز اهمیت فراوانی دارد؛ زیرا ممکن است نسخههای مختلف یک اثر، از نظر زمان، مکان، کاتب و حتی نوع نگارش، تفاوتهایی با یکدیگر داشته باشند.
حافظیان با بیان اینکه در نسخهشناسی تطبیقی، هنگامی که از یک اثر تعداد زیادی نسخه در اختیار داریم ـ برای مثال 50 نسخه ـ باید آنها را اولویتبندی کنیم، تصریح کرد: نخست باید تلاش کنیم قدیمیترین و معتبرترین نسخه را شناسایی کنیم. البته قدمت نسخه تنها معیار اعتبار آن نیست و ملاکهای دیگری نیز باید مورد توجه قرار گیرد.
وی افزود: در بررسی نسخهها، باید به ارتباط میان آنها، میزان نزدیکی نسخهها به یکدیگر، اشتباهات مشترک و تفاوتهای موجود توجه کرد. گاهی چند نسخه از یک خانواده نسخهای هستند و از یک اصل مشترک گرفته شدهاند. بنابراین، باید خانوادههای مختلف نسخهها را شناسایی و تیپهای متفاوت آنها را مشخص کنیم.
این نسخهشناس گفت: همچنین نباید صرفاً به یک نسخه یا به اصطلاح «نسخه برگزیده» اعتماد کامل داشت. ممکن است در نسخهای یک کلمه، عبارت یا جمله به شکل نادرستی ثبت شده باشد و نسخه دیگری قرائت صحیحتری ارائه دهد. بنابراین، پژوهشگر باید با دقت و تأمل، واژهها و عبارتهای مختلف را در نسخههای گوناگون مقایسه کند تا بتواند بهترین قرائت را به دست آورد.
وی افزود: در برخی موارد، نسخهها ناقص هستند و باید با مراجعه به نسخههای دیگر، بخشهای ناقص را تکمیل کرد. این کار نیازمند شناخت دقیق خانوادههای نسخهای و روابط میان آنهاست.
وی بیان کرد: یکی از پرسشهای مهم این است که پیش از ورود به نسخهشناسی، کتابشناسی علمی مهمتر است یا نسخهشناسی؟ در واقع، این دو دانش ارتباط تنگاتنگی با یکدیگر دارند و پژوهشگر نمیتواند بدون شناخت کافی از کتابشناسی و منابع، در نسخهشناسی موفق باشد.
انتهای پیام