کد خبر: 1390041
تاریخ انتشار : ۱۱ فروردين ۱۳۹۳ - ۱۰:۰۶

آداب سفر در آینه قرآن

گروه اندیشه: آیاتى با صراحت یا اشاره ادب‏‌هاى مسافرت را در خود گنجانده است. مسافران، «پیش از حرکت» و «هنگام آن»، «در طول سفر»، و «در پایان آن»، باید نکته‌هایى را در نظر داشته باشند.

علی‌محمد یزدی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در یادداشتی به بررسی جوانب مختلف سفر و مسافرت، در پیش از سفر، هنگام حرکت، در طی مسافت و پس از سفر، که در قرآن مورد توجه قرار گرفته پرداخته که در ادامه از نظر خوانندگان می‌گذرد.

الف. پیش از حرکت
1. تأمین نیازمندی‌هاى سفر

قرآن کریم در مواردى به این مهم پرداخته است:
یک. حاجیان به برگرفتن زاد و توشه مادى و معنوى در سفر حج، ترغیب شده‏اند؛[1] دو. فراهم آوردن ابزار جنگ، از وظایف جهادگران شمرده شده و کسانى که مدعى آمادگى براى جهاداند، اما از تهیّه نیامندی‌هاى آن تغافل می‌کنند، سرزنش شده‏‌اند،[2] تنها کسانى معذور دانسته شده‏‌اند که خود و حکومت، هر دو از فراهم ساختن مرکب براى آنان عاجز باشند؛[3] سه. نوح علیه‌‏السلام با نظارت دقیق خداوند و با وجود ریشخند کافران، به ساخت کشتى پرداخت،[4] تا در سفرى دریایى، وسیله لازم را در اختیار داشته باشد؛[5] چهار. بهره‌وری از درخت آتش‏زنه برای گرما[6] و آماده بودن پوست حیوانات براى ساخت چادرهاى مسافرتى و اتاقک‏‌هاى ثابت، از نعمت‌های خدا شمرده شده است.[7]
2. رعایت اصول اخلاقى و شرعى
نمونه هایى از این وظیفه در آیات آمده است که عبارتند از:
یک. حق تصمیم‌‏گیرى هر کس بر افراد تحت تکفل او، در سفرها باید محترم شمرده شود، از جمله باید از همسفر ساختن کودکان بدون اذن و رضایت پدر آنان، خوددارى گردد؛[8] دو. همسفران اگر پیشاپیش از برنامه‏‌هاى کاروان آگاه شوند، سختى راه، آنان را از تداوم بخشیدن به آن باز نخواهد داشت، موسى علیه‌‏السلام پیش از حرکت به سوى معلّم ناشناخته‏‌اش، به غلام خود گوشزد کرد که به محل برخورد دو دریا مى‏رود و ممکن است مجبور شود راه دراز دیگرى را در پیش گیرد،[9] به اعتراف موسى علیه‏‌السلام، هر دو نفر، در آن راه رنج فراوانى را متحمل شدند،[10] ولى همسفر موسى علیه‏ السلام تا وصال وى به معلّم الهى خویش او را تنها نگذاشت[11]، خضر علیه‏‌السلام، گر چه در آغاز سفر تعلیمى خویش، از آن چه انجام
خواهد داد، سخنى نگفت، ولى به موسى علیه ‏السلام فهماند که شیوه استادى او، چنین اقتضایى دارد؛[12]
سه. تلاش براى عقب نماندن همسفران از کاروان را می‌توان از داستان نوح علیه‏‌السلام درس گرفت، وى که گمان مى‏کرد براساس وعده خداوند، فرزند وى نیز نجات خواهد یافت، با دعوت مکرر او به سوار شدن بر کشتى، نهایت تلاشش را به کار گرفت و زمانى از تلاش باز ایستاد که دانست وعده خداوند، او را شامل نمی‌شود،[13]
3. تغذیه سالم
در برخى آیات اشاره‌هایى به این نکته وجود دارد:
یک. مسافران، باید مانند عزیر علیه ‏السلام، خوردنى و آشامیدنى سالم در اختیار داشته باشند، آن حضرت، پس از مرگ صد ساله‏‌اش، آذوقه سالم خویش را همچنان در حال سلامت مشاهده کرد؛[14] دو. شکار آبزیان و خوردن آن‏ها حتى براى مسافرانى که احرام حج بسته‌‏اند، مجاز شناخته شده است، تا از آن بهره‌‏مند گردند؛[15] سه. موسى علیه‌‏السلام، گرچه در سفر به مدین، فرصت فراهم ساختن نیازمندی‌هاى سفر را نداشت؛ ولى با دعا به پیشگاه خداوند، از او خواست تا با تغذیه‌‏اى[16] که خیر او در آن است، وى را از فقر غذایى رهایى بخشد؛[17] چهار. اصحاب کهف در سفر توحیدى خویش، پس از بیدارى از خواب تاریخى خود، به دنبال غذایى بودند که پاکیزه‌‏ترین غذا در نوع خود باشد،[18] آنان از پیش براى امکان تهیّه آذوقه مطلوب، چاره‌‌اندیشى کرده و هزینه آن را همراه آورده بودند؛[19] پنج. رفیق موسى علیه‏‌السلام در سفر تحقیقاتى آن حضرت، فراموش کردن غذایى را که همراه آورده بودند، کار شیطان دانست.[20]
4. برگزیدن زمان مناسب
این نکته را از آیاتى می‌توان استفاده کرد:
یک. موسى علیه‏‌السلام مأموریت یافت سفر تاریخى بنى اسرائیل را براى کوچ از مصر، شبانگاه آغاز کند تا از خطر تعقیب‌گران فرعونى در امان باشند؛[21] دو. لوط علیه‏‌السلام، زمان سفر رهایى‌بخش خانواده‌‏اش را، به فرمان خداوند، در پاره‌‏اى از شب قرار داد، تا از گزند عذاب الهى، که بر اساس وعده خداوند، صبحگاهان انجام می‌گرفت، دور بمانند؛[22] سه. معراج رسول خدا (ص)، در شب آغاز شده و پایان یافت تا نشان منزه بودن خداوند از هر گونه ناتوانى بوده و زمینه‏‌اى مناسب براى مشاهده برخى از نشانه‏‌هاى الهى باشد.[23]
ب. هنگام حرکت
«یاد نعمت‏‌هاى خداوند»، «تسبیح و تنزیه او با اشاره به ناتوانى خویش از به کارگیرى ابزار حمل و نقل و رام کردن مرکب‌‏ها»، «وابسته خواندن آن به خداوند» و «یاد آورى حرکت قافله انسانى تا مرحله حضور در پیشگاه خداوند»، وظایفى است که در آغاز سفر و به هنگام سوار شدن بر مرکب، باید به آن پرداخت؛[24]
نوح علیه‏‌السلام فرمان یافت که پس از استقرار خود و همسفرانش در کشتى، به «حمد خداوند» بپردازد و از او بخواهد که آنان را در نقطه‏‌اى با برکت فرود آورد،[25] آن حضرت به همسفران خویش گوشزد کرد که روان شدن کشتى و لنگر انداختن آن تنها با نام خداوند انجام می‌پذیرد.[26] برخى از این آیه فهمیده‏‌اند که آن حضرت به پیروان خویش دستور داد که هنگام سوار شدن بر کشتى، جمله «بِسمِ اللّهِ مَجراها ومُرساها» را به زبان جارى سازند.[27] آن حضرت نخستین کسى است که خداوند، گفتن «بسم اللّه» را از او نقل کرده است.[28]  مسافران دریایى، باید یاد خالصانه خداوند را به زمان سوار شدن بر کشتى، منحصر نساخته و پس از آن نیز تنها خداوند را بخوانند؛ ولى برخى از مردم، تنها در آغاز سفر، داراى آن حالت بوده و پس از رسیدن به خشکى، اخلاص خود را با شرک و ناسپاسى، ناتمام می‌گذارند.[29]
ذکرها و دعاهاى قرآنى سفر
تلاوت برخى آیات، در آغاز سفر، سفارش شده است؛ هنگام سوار شدن بر کشتى، تلاوت «بِسمِ اللهِ مَجراها ومُرساها اِنَّ رَبّى لَغَفورٌ رَحیم»[30] و هنگام سوار شدن بر حیوان[31] و در آغاز سفرهاى زمینى،[32] تلاوت «سُبحانَ الَّذى سَخَّرَ لَنا هـذا وما کُنّا لَهُ مُقرِنین* واِنّا اِلى رَبِّنا لَمُنقَلِبون»[33] توصیه شده است. تلاوت حمد[34]، آیة الکرسى[35]، قدر[36]، اخلاص[37]، فلق[38]، ناس[39]، آیه‌ی 83[40]، و آیات 190 تا 194 آل عمران[41] و آیات 22 تا 28 قصص[42] از آداب مسافرت به شمار مى‏آید. از مسافران خواسته شده است که فاتحة الکتاب و آیة الکرسى را در حالى بخوانند که رو به مقصد ایستاده‏اند، آنگاه رو به طرف راست و چپ خویش نیز آن آیات را تلاوت کنند.[43] و در روایتى دیگر آمده که هنگام بیرون رفتن از منزل، سه مرتبه سوره اخلاص را پیش رو و یک مرتبه سمت بالا و یک مرتبه سمت پائین و آنگاه به سمت پشت سر و راست و چپ، هر یک سه مرتبه بخوانند.[44]
برخى از توصیه‏‌هاى دینى، گرچه کلّى است، اما از آن رو که هنگام سفر زمینه بیشترى براى عمل به آن پدید می‌آید، بین مسافران، شایع شده است، از جمله تلاوت آیه «رَبِّ اَدخِلنى مُدخَلَ صِدقٍ واَخرِجنى مُخرَجَ صِدقٍ واجعَل لى مِن لَدُنکَ سُلطانًا نَصیرا»[45]. بر اساس روایتى، امام صادق علیه‏‌السلام قراءت آن را به کسانى توصیه کرد که وارد محیطى هراس‏‌انگیز شوند.[46] ممکن است تلاوت «فَاللهُ خَیرٌ حافِظًا وهُوَ اَرحَمُ الرّاحِمین»،[47] نیز از این قبیل باشد. از این که قرآن، خواندن آن را در بدرقه بنیامین، از یعقوب علیه‏‌السلام با تعبیرى تمجیدگونه روایت کرده، می‌توان استحباب تلاوت آن را در بدرقه مسافران استفاده کرد. برخى از فقها، خواندن آیه «اِنَّ الَّذى فَرَضَ عَلَیکَ القُرءانَ لَرادُّکَ اِلى مَعادٍ» را در گوش مسافر، امرى سزاوار و داراى شهرت عملى می‌دانند.[48]
ج. در طىّ مسافت
1. مراقبت از ضعیفان
به نمونه هایى از این وظیفه در آیات قرآن مى‏توان دست یافت:
یک. نکوهش برادران یوسف علیه‌‏السلام در کلام یعقوب علیه‏‌السلام، زمانى که از او خواستند بنیامین را همراهشان سازد تا پیمانه‌ی افزون‏ترى نصیبشان گردد، برخاسته از انتظار به جاى او بود که در سفر باید امین بوده و شخصى را که به آنان سپرده شده، به سلامت بازگردانند، گر چه آنان نزد یعقوب علیه‏السلام امین نبودند و به همین دلیل نکوهش شدند[49]؛ دو. موسى علیه‏‌السلام، در بازگشت از مدین به مصر، به امید فراهم آوردن گزارش یا گدازه‏اى از آتش براى خانواده‌‏اش که سخت نیازمند گرم شدن بودند، قدم در «وادى طوى» نهاد.[50]
2. برابرى با همسفران
شرکت یونس علیه‌‏السلام در قرعه کشى، هنگامى که مسافران کشتى جز طعمه قرار دادن یک نفر براى رهایى از حمله‌ی نهنگ به کشتى، چاره‏‌اى پیش رو ندیدند،[51] کارى بود که آن حضرت با اختیار خویش انجام داد، تمام مسافران کشتى از جمله یونس علیه‌‏السلام، قرعه را پذیرفته و خطر احتمالى را به جان خریده بودند.[52]
3. همراهى سرپرست گروه با همراهان
موسى علیه‌‏السلام در سفر به طور سینا، از همراهان خود پیشى گرفت و به امید خشنودى خداوند،[53] شتابان خود را به میعاد رساند، خداوند از موسى علیه‌‏السلام خواست که توضیح دهد چرا زودتر از قومش به وعده‌گاه آمده است؟[54] این پرسش نشان می‌دهد که همراهى مدیر قافله با آنان، اصلى است که عدول از آن دلیل می‌خواهد و نباید بى‌جهت از آن دست شست. حضرت لوط علیه‏‌السلام نیز هنگام خروج شبانه خاندانش از منطقه‌ی عذاب، فرمان یافت که دنبال آنان حرکت کرده و مراقب کاروان باشد.[55]
4. اطمینان به یارى خداوند
قرآن با بیان حالت‏‌هاى اولیاى الهى، روش پسندیده آنان را به دیگران می‌آموزد تا سرمشق خود قرار دهند. برخى آیات، از مسافرانى یاد کرده است که در اوج خطر، به یارى خداوند اطمینان داشتند، از قبیل: یک. اصحاب کهف پس از هجرت از دیار شرک، بهره‌مندى از رحمت و مدد خداوند را به یکدیگر نوید می‌دادند؛ ولى آن را به جان‌پناه قرار دادن غار که در راستاى تدبیر امور مسافرت بود، مشروط ساختند؛[56]
دو. حضرت موسى علیه‌‏السلام، هنگام کوچ دادن بنى اسرائیل از مصر، آنگاه که قومش با نزدیک شدن فرعونیان، از دستگیرى و اسارت بیمناک شدند،[57] با اطمینان قوى از ناکامى فرعونیان خبر داد و خدا را همراه و راهنماى خویش معرفى کرد؛[58] سه. پیامبر اعظم(ص)، پس از پناه گرفتن در غار به همسفر خویش دلدارى داده و او را از اندوهگین شدن بر آن چه از کف رفته، باز می‌داشت، زیرا به امدادهاى الهى اطمینان داشت.[59]
5. پرهیز از همراهى یا ادامه سفر با افراد ناهماهنگ
مواردى که به این وظیفه نظر دارند، عبارتند از:
یک. خضر علیه‏‌السلام، آنگاه که کم صبرى موسى علیه‏‌السلام را دریافت، از آن حضرت جدا شد و از ادامه سفر با وى سرباز زد[60]، وى گر چه از پیش به این ناهماهنگى پى برده بود، ولى تا زمانى که موسى علیه‏‌السلام را معذور می‌دید، از هم‌‌سفرى با او دست نکشید،[61] دو. پیامبر اعظم(ص)، از خلوت شدن اردوى سپاهیانش در معرکه‌ی تبوک، آسیب ندید؛ زیرا کسانى که از او اجازه ماندن در مدینه را گرفته بودند، اگر با سپاه او همراه می‌شدند، جز فسادانگیزى و ایجاد تشویش و اضطراب در لشگر آن حضرت، کارى نمی‌کردند،[62] آن حضرت مأموریت یافت که در سفرهاى بعدى نیز از همراه بردن منافقان خوددارى ورزد.[63]
6. پرهیز از سرمستى و خودنمایى و منع راه خدا
قرآن در مواردى به ادب یاد شده نظر دارد:
یک. مؤمنان به ویژه رزمندگانشان در سفرها، نباید با مشاهده نعمت‌‏هاى الهى، از خود بى‌خود شده و با ناسپاسى به سرکشى رو آورند، آنان از این که با حالت «خودبزرگ‌نمایى»، «شادى مذموم»، «تاب نعمت نداشتن»، «حیرت زدگى از نعمت فراوان»، «طغیان‌گرى»، «برترى فروشى بر دیگران» و «ناخوشایند داشتن بى‌مورد»، سفر کنند، نهى شده‌‏اند[64]؛ دو. «خود نمایى» و «منع راه خدا» نیز اوصاف ناشایستى معرفى شده است که در سفرهای جهادی، سپاه اسلام نباید مانند دیگران خود را به آن آلوده سازند[65]؛ سه. توصیه‌ی کلّى به تمام مؤمنان آن است که در زمین همچون سبک‌مغزان سرمست، گام نزنند.[66] لقمان حکیم با گوشزد کردن این نکته به فرزند خویش، از او می‌خواهد که راه رفتن میانه را برگزیند.[67]
د. پس از سفر
بخشى از آن چه در آغاز سفر بر زبان مسافر جارى می‌گردد، از همان آغاز، پایان سفر را نیز چشم‌انداز خود قرار می‌دهد. گفتن «بِسمِ اللّهِ مَجراها ومُرساها»[68]  لنگر انداختن کشتى را در پایان سفر، به نام خداوند پیوند زده و تلاوت «رَبِّ اَنزِلنى مُنزَلاً مُبارَکًا واَنتَ خَیرُ المُنزِلین»[69] که فرمان خداوند به نوح  علیه‌‏السلام و مربوط به زمان استقرار او در کشتى است، دعا براى فرود پر برکت کشتى است. بر اساس روایتى، رسول اعظم(ص) به امیرالمؤمنین على علیه‏‌السلام فرموده است: اى على هر گاه در منزلى فرود آمدى بگو: «اللهم اَنزِلنى مُنزَلاً مُبارَکًا واَنتَ خَیرُ المُنزِلین»[70] آن حضرت نیز دیگران را به این دعا فرا خوانده بود؛[71] توصیه‌ی امام صادق علیه‏‌السلام این است که هرگاه وارد محیطى هولناک شدى، این آیه را تلاوت کن «رَبِّ اَدخِلنى مُدخَلَ صِدقٍ واَخرِجنى مُخرَجَ صِدقٍ واجعَل لى مِن لَدُنکَ سُلطانًا نَصیرا»[72] و با مشاهده آنچه از آن هراسانى، آیة الکرسى را بخوان.[73] این توصیه علاوه بر مسافران، شامل اقامت‌کنندگان نیز می‌باشد؛ گر چه بیشترین زمینه‌ی این گرفتارى در سفر است.
علی محمد یزدی
عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی

پی‌نوشت‌ها
1 ـ بقره/2، آیه‌ی  197.
2 ـ توبه/9، آیه‌ی  46.
3 ـ توبه/ 9، آیه‌ی  92.
4 ـ مؤمنون/ 23، آیه‌ی  27؛ هود/ 11، آیه‌ی  37.
5 ـ هود/11، آیه‌ی  41.
6 ـ واقعه/ 56، آیه‌ی  71ـ 73.
7 ـ نحل/16، آیه‌ی 80.
8 ـ یوسف/ 12، آیات 12، 63، 65، 66.
9 ـ کهف/ 18، آیه‌ی  60.
10 ـ کهف/18، آیه‌ی  62.
11 ـ کهف/18، آیه‌ی  65.
12 ـ کهف/ 18، آیه‌ی  70.
13 ـ هود/ 11، آیات  42 ـ 43 و 46.
14 ـ بقره/ 2، آیه‌ی  259.
15 ـ مائده/ 5، آیه‌ی  96.
16 ـ البرهان، ج 3، ص 651، ح 6719؛ همان، ج 4، ص 248، همان، ص 262.
17 ـ قصص/ 28، آیه‌ی  24.
18 ـ کهف/ 18، آیه‌ی  19.
19 ـ کهف/ 18، آیه‌ی  19.
20 ـ کهف/ 18، آیه‌ی  63.
21 ـ شعراء/ 26، آیه‌ی  52؛ طه/ 20، آیه‌ی  77.
22 ـ هود/ 11، آیه‌ی  81.
23 ـ اسراء/ 17، آیه‌ی  1.
24 ـ زخرف/ 43، آیه‌ی  12ـ 14.
25 ـ مؤمنون/ 23، آیه‌ی  28ـ 29.
26 ـ هود/ 11، آیه‌ی  41.
27 ـ الکشاف، ج 2، ص 394؛ روح المعانى، ج 6، ص 254.
28 ـ المیزان، ج 10، ص 228.
29 ـ عنکبوت/ 29، آیه‌ی  65ـ 66.
30 ـ هود/ 11، آیه‌ی  41؛ نور الثقلین، ج 2، ص 361، ح 105.
31 ـ بحار الانوار، ج 73، ص 295 و 297.
32 ـ همان، ص 243.
33 ـ زخرف/ 43، آیه‌ی  13ـ 14.
34 ـ الکافى، ج 4، ص 283.
35 ـ الخصال، ص 623.
36 ـ بحارالانوار، ج 73، ص 170.
37 ـ بحار الانوار، ج 73، ص 250.
38 ـ همان.
39 ـ همان.
40 ـ مکارم الاخلاق، ص 249 و 261.
41 ـ تحف العقول، ص 113.
42 ـ بحار الانوار، ج 73، ص 230.
43 ـ الکافى، ج 4، ص 283.
44 ـ بحارالانوار، ج 73، ص 250.
45 ـ اسراء/ 17، آیه‌ی  80.
46 ـ المحاسن، ج 2، ص 367.
47 ـ یوسف/ 12، آیه‌ی  64.
48 ـ العروة الوثقى، ج 2، ص 416.
49 ـ یوسف/ 12، آیه‌ی  64.
50 ـ طه/ 20، آیه‌ی  10؛ قصص/ 28، آیه‌ی  29 ؛ نمل/ 27، آیه‌ی  7.
51 ـ المیزان، ج 17، ص 167.
52 ـ تقریب القرآن الى الاذهان، ج 4، ص 498.
53 ـ طه/ 20، آیه‌ی  84.
54 ـ طه/ 20، آیه‌ی  83.
55 ـ حجر/ 15، آیه‌ی  65؛ روح المعانى، ج 8، ص 552.
56 ـ کهف/ 18، آیه‌ی  16.
57 ـ شعراء/ 26، آیه‌ی  61.
58 ـ شعراء/ 26، آیه‌ی  62.
59 ـ توبه/9، آیه‌ی  40.
60 ـ کهف/ 18، آیه‌ی  78.
61 ـ کهف/ 18، آیه‌ی  75ـ 76.
62 ـ توبه/ 9، آیه‌ی  47.
63 ـ توبه/ 9، آیه‌ی  83.
64 ـ انفال/ 8، آیه‌ی  47.
65 ـ انفال/8، آیه‌ی  47.
66 ـ لقمان/ 31، آیه‌ی  18.
67 ـ لقمان/ 31، آیه‌ی  19.
68 ـ هود/ 11، آیه‌ی  41.
69 ـ مؤمنون/ 23، آیه‌ی  29.
70 ـ بحار الانوار، ج 73، ص 253.
71 ـ همان، ص 234.
72 ـ اسراء/ 17، آیه‌ی  80.
73 ـ بحار الانوار، ج 73، ص 247.

captcha