
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از فارس، حجتالاسلام محمد اکبری، معاون آموزش، پژوهش و فناوری دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم شب گذشته، 26 آبان در مراسم دهه سوم محرم که در دانشکده مطالعات تطبیقی قرآن کریم شیراز برگزار شد، با اشاره به عوامل وقوع قیام عاشورای امام حسین(ع) عنوان کرد: طبق نظر علما و تاریخنویسان این دلایل به 4 دسته تقسیم میشود به عبارت دیگر 4 نظریه در این زمینه وجود دارد.
تبیین نظریههای وقوع قیام عاشورا از منظر تاریخنویسان و علما
وی افزود: نظریه اول که نظریه ابنخلدون و برخی علمای اهل سنت است این است که امام حسین(ع) برای تشکیل حکومت اسلامی قیام کرد و اگر این نظریه صحیح باشد، با علم غیب سازگاری ندارد زیرا حضرت علم غیب داشت که یزید او را به شهادت میرساند و به برهان صبر و تقسیم صاحب این نظریه باید جواب دهد و اگر بگوید که امام حسین(ع) علم غیبت نداشت، مشکل اساسی و اعتقادی پیدا میکند.
امام معصوم؛ مظهر علم غیب ربوی
حجتالاسلام اکبری ادامه داد: یکی از لوازم لاینفک امامت و ولایت تکوینی و تشریعی امام معصوم، علم غیبی است که خداوند به او عنایت و مرحمت کره است لذا اگر کسی بگوید امام علم غیب ندارد، خلاف مقام و شأن و اعتقاد شیعه و امام است زیرا مظهر علم غیب ربوی پروردگار امام معصوم است.
معاون دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم ابراز کرد: اکنون که اثبات شد امام حسین(ع) علم غیب داشت لذا از ترفند یزید آگاهی داشته است و وقتی که کسی شهید میشود دیگر حکومت اسلامی معنا و مفهومی ندارد آن هم زمانی که خود امام نیست تا در رأس حکومت قرار گیرد.
وی با بیان اینکه نظریه دوم از طه حسین در کتابی به نام «علی و بنون» است که میگوید امام حسین(ع) قیام کرد و نهضت عاشورا را خلق کرد برای اینکه با یزید بیعت کند و به همین دلیل به سمت کربلا حرکت کرد، گفت: اگر امام حسین(ع) از مدینه به کربلا هم حرکت نمیکرد باز هم یزید دست از سر امام حسین(ع) بر نمیداشت و آن حضرت را تبعید میکرد و در فشار و خفقان تبعید قرار میداد و از طرف دیگر امام حسین(ع) هم از ظلم، جنایت، فسا و بدعتی که یزید در جامعه اسلامی ایجاد کرده بود، ساکت نمینشست.
حجتالاسلام اکبری عنوان کرد: نظریه سوم عبارت است از نظریهای است که عرفا و شعرا بیان کردهاند و در کتاب گنجیةالاسرار آمده است و آن عبارت است از اینکه انگیزه نهضت امام حسین(ع) شهادت و رسیدن به فوز عظمای شهادت در راه خدا بود و نقد این نظریه آن است که اگر فقط هدف امام حسین(ع) رسیدن به شهادت در راه خدا بود، پس چگونه است که اعتراض کرد و خطاب به دشمنانش فرمود «مگر من چه کردم، حلال شما حرام کردم یا برعکس که میخواهید من را بکشید» خود حضرت در سخن و بیان عملاً اعتراض داشت به این هدف و لشکرکشی دشمن پس این نظریه نیز مورد قبول نیست.
معاون آموزش، پژوهش و فناوری دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم با تأکید بر اینکه شهادت بسیار نیکوست و مقام رفیعی دارد، گفت: بالای هر خوبی و نیکی یک نیکی و زیبایی دیگری است چنانچه بالاتر از نماز، نماز شب خواندن، بالاتر از آن نماز جعفر طیار خواندن و بالاتر از نماز نیز اجابت دعوت مومن است که اجرش از حج خانه خدا هم بالاتر و فراتر است.
شهادت مقصد است اما مقصود نیست
وی ادامه داد: در این راستا پیامبر(ص) میفرماید بالاترین درجه نیکی برای رشد و تعالی انسان شهادت در راه خدا است اما این مقصد شهادت است بلکه شهادت مقصود نیست و در قاموس قرآن و کتب توحیدی انبیا و امامان معصوم ما شهادت با همه عظمت، قداست، بزرگی و مقام و مرتبهای که دارد مقصد است اما مقصود نیست.
عمل به تکلیف دینی؛ جامعترین نظریه پیرامون وقوع حادثه کربلا
حجتالاسلام اکبری چهارمین نظریه را تئوری و نظریه امام راحل و علامه مطهری دانست و گفت: این علما انگیزه امام حسین(ع) از قیام کربلا را عمل به وظیفه و تکلیف دینی و الهی بیان داشتند که این صحیحترین، کاملترین و جامعترین نظریه و تئوری برای انگیزه قیام خونین امام حسین(ع) است.
معاون آموزش، پژوهش و فناوری دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم تأکید کرد: آنقدر دین عزیز و قداست دارد و آن اندازه اهمیت دارد و استراتژیک است که امام معصوم جانش را فدای حفظ و کیان و شئون دین و مبانی و مبادی دین میکند و امام حسین(ع) آمد برای اینکه به وظیفهاش عمل کند.
امام حسین(ع) با تزریق خون خود، اسلام را نجات داد
وی با طرح این سئوال که وظیفه امام حسین چه بود و مگر مردم دین نداشتند، نماز نمیخواندند، حج نمیرفتند، نماز جمعه نداشتند متنسک به مناسک دینی و اسلامی نبودند؟ گفت: پاسخ این است که همه اینها بودندحتی حافظ قرآن بودند و نماز شب به پا میداشتند اما از حقیقت دین تهی بودند و بصیرت، جهانبینی و بینش دینی نداشتند، لذا امام حسین(ع) آمد تا دینی که به دلیل ضربات سنگین و فراوان بنیامیه و یزید در حال جان دادن و از بین رفتن و مردن بود را با تزریق خون خود نجات داد.
حجتالاسلام اکبری خاطرنشان کرد: دین اسلام به وضعیتی رسیده بود که هر خونی پاسخگوی حیات این دین و دمیدن روح و جان در آن نبود و باید خون حسینبن علی(ع) که مسمی و مزین به ثارالله(ع) است در پیکر این دین دمیده شود تا این دین حیات و جان بگیرد و زنده شود لذا اگر میگوییم السلام علیک یا ثارالله(ع) به همین دلیل است.
وی در ادامه سخنان خود با اشاره به خطبههای امام حسین(ع) قبل از واقعه عاشورا ابراز کرد: امام حسین(ع) در بین راه با سپاه دشمن مواجه میشد و آنان را نصیحت میکرد و برای آنها خطبه میخواند اما هدف آن امام همام از گفتوگو با دشمن برای چه بود؟ و خود حضرت در کلمات و سخنانشان از مدینه تا کربلا در مقاطع مختلف هدف و فلسفه این گفتوگو را بیان کرده است.
گفتوگوهای امام حسین(ع) با دشمنان در کربلا تفسیر به رأی شده است
معاون آموزش، پژوهش و فناوری دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم با تأکید بر لزوم مطالعه کتاب «سخنان امام حسین(ع) از مدینه تا کربلا» ابراز کرد: اهل قلم باید در زمینه تبیین هدف امام حسین(ع) از این گفتوگوها تلاش کنند زیرا متأسفانه برخی از این گفتوگوها تفسیر به رأی میکنند که امام حسین(ع) برای اینکه صلح کند و دست از جنگ بردارد و یا به شهادت نرسید این سخنان را ایراد و این باب گفتوگو مناظره را باز کردند که اینها تحریف عاشورا و حقایق کربلا و کلمات نورانی و الهامبخش سیدالشهداست.
وی با بیان اینکه فلسفه گفتوگو، محاوره و مناظره امام حسین(ع) در طول این سفر از مبدأ تا منتها با سپاه دشمن، بصیرتافزایی، روشنگری، افشاگری و هدایتگری بوده است، گفت: این سنت و مبنای کار انبیای الهی و وجود مقدس پیامبر(ص) و رهبران دینی و امام معصوم ما بوده است.
فلسفه نبوت و امامت، بصیرتافزایی و ارتقای سطح جهانبینی مردم است
حجتالاسلام اکبری با تأکید بر اینکه بصیرت بسیار مهم است و اهمیت دارد، افزود: پیامبر(ص) دقیقاً فلسفه رسالت و نبوت خود را بصیرتافزایی و ایجاد خورشید بصیرت در دلها، نفوس، افکار و اندیشههای انسانها و مسلمانان و ارتقای سطح جهانبینی مردم بیان میکند.
معاون آموزش، پژوهش و فناوری دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم بر لزوم توجه به بصیرتافزایی از سوی مسئولان فرهنگی و رسانههای گروهی در جامعه اسلامی تأکید کرد و گفت: امام علی(ع) در نهجالبلاغه میفرماید علم و دین و پرچم هدایت و قرآن مبین را کسی نمیتواند همیشه اقامه کند و زیر این پرچم مبین اسلام زندگی جاودانه و سعادتمندانه داشته باشد به جز به واسطه بصیرت و صبر که هر دو دوستان قدیمی هستند و اگر کسی میخواهد این دو داشته باشد بدون بصیرت امکان نمیتواند.
وی با بیان اینکه مردم ،دشمن جهل و نادانی خود هستند و این جهل چه به روز انسان میآورد، افزود: امروزه نیز شاهد صحنههای جهالت عدهای هستیم که تاریخ تکرار میشود و جنایتهای تکفیریها، داعشیها و وهابیها مانند آن است که خوارج زنده شدهاند و دوباره ظلم میکنند اما این همه ظلم، جنایت، غارت، بی رحمی و قساوت دل و بی مروتی برای چیست؟ به دلیل جهل نادان و جاهل است و اگر ذرهای معرفت داشتند اینهمه ظلم و جنایت نمیکردند و قساوت دل نداشتند.
علت گفتمان امام حسین(ع) با دشمنان، بصیرتافزایی بود
حجتالاسلام اکبری اظهار کرد: یک فلسفه و علت گفتوگوی امام حسین(ع) و گفتمان آن حضرت با سپاه دشمن در کربلا و عاشورا و در مسیر راه عبارت بود از بصیرتافزایی، روشنگری و بیداری و این نیاز امروز جامعه ماست که این نسخه برای جامعه اسلامی ما بسیار لازم و ضروری است.
معاون آموزش، پژوهش و فناوری دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم با تأکید بر اینکه بزرگترین درسی که میتوانیم از عاشورای امام حسین(ع) بگیریم، درس معرفت و بصیرت است، گفت: اساساً دینی که در آن معرفت و بصیرت نباشد ارزش ندارد و ماندگاری برای انسان نداشته و سود و ثمری ندارد و میزان و ملاک اجر و قرب انسان معرفت و بصیرت است.