حجتالاسلام والمسلمين سيدحميد جزايری، عضو هيات علمی جامعةالمصطفی(ص) در گفت و گو با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) گفت: يكی از جهاتی كه در قرآن خيلی روشن است و جنبه اعجازی آن را اثبات میكند، ذوابعاد بودن اين كتاب الهی است.
وی افزود: ما معمولاً در كتابهای متعارف يك جمله يا يك گزاره میگوييم اين جمله يك جمله ادبی است؛ يك جمله پزشكی است، يك جمله تاريخی است، يك جمله فقهی است، اما در گزارهها و جملات و آيات مباركه قرآن اينچنين نيست؛ يعنی يك آيه قرآن را وقتی به يك منجم بدهند او از بعد علم نجوم میتواند از اين آيه قرآن استفاده كند؛ همچنين آيه را اگر به يك فيلسوف بدهند او از نگاه فلسفه بررسی میكند، گويا اين آيه غير از بحث فلسفه چيز ديگری ندارد.
عضو هيات علمی جامعة المصطفی(ص) عنوان كرد: برخی از آن آيات ناظر به مبانی حقوق هست، ناظر به پيشفرضهاست، ناظر به آن نظامنامه حقوقی است و برخی از آن آيات ناظر بر گزارههای حقوقی؛ بنابراين برخی از اين آيات به طور خاص و مصرح از واژه حق يا از گزارههای حقوقی استفاده كرده اما با زاويه ديگر و از نگاه ديگر ما میتوانيم مبانی حقوق، چيستیها و چرايیهای گزارههای حقوقی را از آيات ديگر برداشت بكنيم.
وی گفت: ذكر اين نكته ضروری است كه همين برداشتها نيز بايد ضابطهمند باشد و از تفسير به رای نيز پرهيز كرد؛ يعنی اين برداشتها نبايد مبتنی بر سليقهها و ذوقهای شخصی باشد و بايد چارچوب آن ضوابط خاصی باشد كه در مباحث تفسيری مطرح شده است.
جزايری عنوان كرد: حق و تكليف، دو روی يك سكهاند؛ يعنی هر كجا تكليفی هست، حقی هم وجود دارد و هر كجا حقی هست، تكليفی نيز وجود دارد؛ انسان بر مبنای حقی كه خداوند به او داده است، حق حيات دارد لذا ديگران تكليف دارند حق حيات را محترم بشمارند و لذا قتل نفس دارای مجازات سنگينی است، پس بنابراين حق و تكليف دو روی يك سكهاند، البته با اين توجه كه تكليف الزامآور است.
وی گفت: حقوق يعنی بايد و نبايدهای حاكم در زندگی اجتماعی و از آن طرف ما به حق باور داريم كه اسلام پاسخگوی تمام نيازهای بشر هست و قانون اساسی اسلام، قرآن است كه هم خود قرآن امر به تدبر كرده و يكی از جلوههای اعجاز قرآن اين است كه مطابق با افراد مختلف، فهمهای مختلف در زمانها و شرايط گوناگون پاسخگو و دارای سخن و ايده و نظريه است؛ همچنين در زمينه مباحث حقوقی يعنی به طور جامع و كامل مبانی حقوقی، گزارههای حقوقی، آراء و نظريههای حقوقی به نحو كامل و صحيح و دقيق در قرآن قرار دارد.
جزايری يادآورشد: در بخش مباحث حقوق چه در بحث مبانی و فلسفه چه در بحث گزارهها و مسائل ما با مكاتب مختلف و با آراء مختلف و با ديدگاههای گوناگونی مواجهايم كه هنوز بشر نتوانسته به يك نظريه واحد مطابق با واقع در همه مسائل برسد؛ بحث حقوق بشر، بحث حقوق زنان، بحث حقوق اقليتها، بحث محيط زيست و دهها مسئله ديگر كه ما میتوانيم در بخش تفسير قرآن پاسخ صحيحی برای اين سؤالات به دست بياوريم.
وی تاكيد كرد: يكی ديگر از اموری كه ضرورت تفسير حقوقی قرآن را دوچندان میكند بحث عملياتی كردن رجوع به قرآن در حيطه مباحث حقوقی است؛ قرآن در واقع كتابی است كه بايد دستورالعمل زندگی ما باشد كه با تفسير صحيح و ضابطهمند میتوانيم مسائل حقوقی را از درون او استخراج كنيم.
وی گفت: برای ايجاد فضای جديد بهرهگيری از قرآن میتوانيم به مسئله تفسير حقوقی توجه خاص كنيم؛ بحث ارائه مبانی صحيح در مسائل حقوقی، يكی از مشكلات و يكی از آسيبهايی است كه كشورهای اسلامی با او درگير هستند؛ آنها مبانی علوم انسانی را از غرب و از مجامعی میگيرند كه بعضا به خدا و ارزشهای الهی باور ندارند؛ اگر بياييم و اين مبانی را از درون قرآن و از بطن قرآن استخراج كنيم طبيعتاً زمينه يك تحول و انقلاب فرهنگی در جهان اسلام ان شاءالله به وجود خواهد آمد.
اين پژوهشگر حوزه قرآن و حقوق، عنوان كرد: در اين نگاه بايد به تمام قرآن از بُعد و زاويه حقوقی نگاه شود، آيه مباركه «إِنَّا لِلّهِ وإِنّا إِلَيهِ رَاجِعُونَ» در نگاه بدوی اين آيه هيچ بار حقوقی ندارد ولی اگر يك مقداری در آن دقت شود بسياری از مبانی حقوق از همين آيه قابل استخراج است؛ مسئله منشأيی كه حق، آيا خداست يا غير خدا؟ مسئله مالكيت، مسئله جايگاه انسان، رابطه انسان و خدا، حق قانونگذاری كه از همين فراز «إنَّا لِلّهِ وإِنّا إِلَيهِ رَاجِعُونَ» قابل استخراج است و ساير آيات مباركه كه در اين زمينه وجود دارد.
وی اظهاركرد: آن گزاره و آن اطلاعات حقوقی و آن آگاهی به نقاط قوت و ضعف نظريه حقوقی وقتی در كنار آيه مباركه آمد ابعاد قابل توجه آيه را به ما نشان میدهد، ولی اگر به اين صورت باشد كه ما بخواهيم گزارهها نو آرا و مباحث حقوقی را بر آيات مباركه قرآن تحميل كنيم مشكل پيش میآيد؛ مثلاً آيه مباركه «لاَ إِكْرَاهَ فِی الدِّينِ» فكر كنيد اين اشاره دارد به آن نظريهای كه در بحث حقوق، مخصوصاً در مكاتب ليبراليستی پذيرفته شده است كه بر مبنای آزادی بلاحد افراطی است، بحثی است كه بعداً بايد مطرح شود.
وی افزود: بسياری از مبانی حقوقی برخی از مكتبهای حقوقی بر آزادی فرد مبتنی است؛ فرد آزاد است و هيچ محدوديتی برای آزادی او نيست؛ چه در عقيده و چه در رفتار مگر در منعی كه به حسب قانون آن هم بر اساس توافق خود افراد جامعه به وجود میآيد.
جزايری يادآورشد: وقتی نظام حقوقی مبتنی بر وحی بود و وحی خطاناپذير است، لازمه و نتيجه اين حرف اين است كه بحث خطا در اين نظام كنار میرود؛ اين مثلث اصلی است و در ذيل اين مثلث البته اصول ديگری هم داريم. مسئله اخلاق و جايگاه اخلاق، مسئله تدريج در احكام، مسئله يسرگرايی، مسئله رابطه حق فرد و جامعه و موارد ديگری است كه بايد در جای خود بحث شود.
ادامه دارد.