به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآن (ايكنا)، كتاب «جامعهپذيری دينی در ايران» كه در قالب پروژهای پژوهشی توسط محمدشريف حيدری، با نظارت علمی محمدحسين پوريانی و ارزيابی قاسم زائری نگارش يافته و به سامان رسيده است، به همت انتشارات پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و با همكاری پژوهشكده باقر العلوم(ع) منتشر شد.
در اين كتاب كه دستاورد يكی از اولويتهای پژوهشی پژوهشكده مطالعات دينی فرهنگ پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات است سعی شده است كه متناسب با امكانات و ظرفيتهای نهفته در درون جامعه معاصر ايران، الگوها، منابع، راهكارها و شيوههای مختلف دينپذيری، با نگاهی به آموزههای دين مقدس اسلام در اين باره، مورد بررسی قرار گيرد. غايات نهفته در اين كتاب چيزی جز بهبود و ارتقای سطح دينداری در جامعه نيست كه از طريق طرح امكانها و گزينههای محتمل در مسير دينپذيری جامعه ممكن میشود.
اين كتاب مسلماً همه ابعاد مسئله مورد پژوهش را به صورت تام نمیپوشاند، اما متناسب با امكانات موجود، سعی میكند برای فراهمآوری روشها و الگوهای دينپذيری، چيزی را كه در توان دارد فروگذار نكند. بر همين اساس میتوان گفت پرسشهای اصلی اين پژوهش اين است كه در يك جامعه دينی چگونه باورها، ارزشها و آموزههای دينی از نسلی به نسل ديگر منتقل میشود؟ جامعهپذيری دينی در ايران با چه چالشهايی روبروست؟ نهادهای مختلف مانند رسانهای جمعی، خانواده، مدرسه، مسجد، عالمان دينی، گروه همسالان و غيره چگونه میتوانند آموزههای دينی را به افراد منتقل كنند؟
برخی از استنتاجهای نظری اين تحقيق بدين شرح است:
1 ـ بنياد نظريه جامعهپذيری بهمثابه يك فرآيند عام و همچنين جامعهپذيری دينی بر اين واقعيت استوار است كه انسان به صورت كانونی از استعدادها و توانايیهای وجودی بالقوه به دنيای اجتماعی پا میگذارد و از راه تعامل مستمر با محيط اجتماعی و درونريزی مجموعهای از باورها، نگرشها، ارزشها، آرمانها، هدفها، رسوم، قواعد و هنجارها، از طريق كارگزاران ويژهای همچون خانواده، گروههای همسالان، محيطهای آموزشی، وسايل ارتباط جمعی، كانونهای مذهبی و مانند آن، بهتدريج به انسانی بالفعل تبديل میشود.
چنانچه پيتر برگر معتقد است، انسان نه به صورت عضو بالفعل جامعه، بلكه با نوعی گرايش و استعداد جامعهپذيری زاده میشود كه از ويژگی انعطافپذيری در قبال محيط طبيعی و اجتماعی برخوردار است. انسان هم میتواند با هرگونه محيط، خود را تطبيق دهد و هم میتواند محيط را آنگونه كه تمايل دارد، بسازد. اين معنا با نظريه فطرت در مفهوم اسلامی آن كاملاً همخوانی دارد. بر اساس نظريه فطرت، انسان دارای استعدادهای انسانی است كه حالت بالقوه دارند و بايد پرورش يابند. بذر انسانيت در او به صورت بالقوه موجود است كه بهتدريج از زمينه وجود وی سر برمیآورد. نظريه فطرت به اين معنی نيست كه انسان در بدو تولد، پارهای از ادراكها يا گرايشها را بالفعل دارد، همچنان كه به اين معنی نيز نيست كه انسان در آغاز تولد پذيرنده و منفعل محض است.
2 ـ در طی فرآيند جامعهپذيری دينی، دورهای كه بسيار اهميت دارد، دوره كودكی است كه فشردهترين و مؤثرترين دوره يادگيری دينی است. در اين دوران است كه انسان الگوهای اساسی رفتار دينی را میآموزد و همين آموختهها، پايه و اساس آموزشها و رفتارهای بعدی او قرار میگيرد. پيام آشكار نظريههای جامعهپذيری فرويد و پياژه كه در اين كتاب مورد بحث قرار گرفته است، آن است كه شكلگيری ايستارهای ذهنی و شخصيتی انسانها در همان دوره اوليه زندگی و تا دوره نوجوانی شكل میگيرد. بر اين اساس، میتوان گفت تماس و ارتباط فرد با گروههای نخستين و كنش متقابل با آنها، يعنی گروههايی كه افراد آن يكديگر را میشناسند و با هم احساس نزديكی و صميميت میكنند، مانند اعضای يك خانواده و دوستان، در شكلگيری شخصيت او بسيار تعيينكنندهتر است تا تماس با ديگران در گروههای ثانويه كه ديرتر انجام میگيرد و حالت رسمیتر دارد.
از ميان نظريههای جامعهشناسان، نظريه پيتر برگر بر پرورش اجتماعی اوليه بهعنوان مهمترين عامل اجتماعی شدن فرد تأكيد دارد. به عقيده برگر، ساختار اساسی پرورش اجتماعی ثانوی ناگزير بايد با ساختار اساسی پرورش اجتماعی اوليه شباهت داشته باشد. چه اينكه واقعيتی كه قبلاً درونی شده است، ميل به بقاء دارد، مگر آنكه بنيان آن توسط دليل بسيار قدرتمند، متزلزل شود. در تعاليم اسلامی نيز بر اهميت دوره كودكی و لزوم توجه به تربيت دينی كودكان توصيه شده است.
3 ـ خانواده مهمترين كارگزار جامعهپذيری دينی در مرحله جامعهپذيری نخستين است. ارزشهای يادگرفته شده در خانواده در زمينه امور مذهبی، تأثيرگذارتر از ساير كانونهاست؛ زيرا، در يك فضای عاطفی و صميمی صورت میبندد. علیرغم تأثيرگذاری كارگزاران ديگر مانند دوستان، مدرسه و تلويزيون بر كودكان، خانواده بر همه ابعاد زندگی كودكان خردسال احاطه دارد و میتواند تأثير آنها را كنترل كند.
به نظر میرسد عدم رعايت برخی هنجارهای دينی در جامعه بهويژه از سوی جوانان، ريشه در تغييراتی دارد كه در سطح خانواده ايرانی در ساليان اخير رخ داده است. نظام خانواده در ايران طی سالهای اخير تحت تأثير فرهنگ مدرنيته تا حدی تضعيف و بهعبارتی عرفی شده است. به همين خاطر نقش مذهب در بسياری از مناسبات درونخانوادگی كاهش پيدا كرده و بهجای آن مجموعه وسيعی از آيينها، ارزشها و باورهای عرفی نشسته است. بهطور مثال در درون خانواده گسترده سنتی ايرانی، اگر چه همه با هم همزيستی داشتهاند، ولی معيار محرميت و نامحرميت شرعی در ميان اعضای خانواده كاملاً رعايت میشد، اما امروزه میبينيم كه در بسياری از خانوادهها، در روابط و مناسبتها، محرم و نامحرم بودن به خوبی رعايت نمیشود. طبيعتاً وقتی در درون خانوادهها حساسيتی نسبت به اين امور موجود نباشد، افراد اين رفتارها را در بيرون از خانواده مانند دانشگاه يا محل كار نيز سرايت میدهند.
4 ـ يكی از موانع اساسی جامعهپذيری دينی، عدم هماهنگی ميان كارگزاران جامعهپذيری دينی است. از پيامدهای اين عدم هماهنگی، تنوع گروههای مرجع در امور دينی است كه با توجه به نقش الگويی آن، موجب پراكندگی و تنوع ارزشها و هنجارهای دينی و گاه تعارض ارزشهای رفتاری میشود. نتيجه اين وضعيت، عدم انتقال درست ارزشها و هنجارها به افراد و بیتفاوتی و بیتوجهی به ارزشها و هنجارهای جامعه و لجامگسيختگیهای رفتاری است.
برای مثال يكی از مهمترين سمبلهای مذهبی كه بر روی رفتار مردم و ارزشهای آنها در شرايط بعد از انقلاب اسلامی تأثير داشته و معرف ميزان نفوذ نهاد مذهب در جامعه ايران است، حجاب و پوشش زنان است. در اين مسئله، عدم هماهنگی ميان عوامل و كانونهای مؤثر بر جامعهپذيری دينی در جامعه ايران، كاملاً مشهود است. از يكسو، هنجار اجتماعی حكم میكند كه زنان با پوشش مناسب در جامعه رفتوآمد كنند يا هنجار اجتماعی اين است كه بهترين و كاملترين پوشش برای زنان و دختران چادر است يا اينكه زنان و دختران نبايد با آرايش در اماكن عمومی ظاهر شوند و... ؛ در حالیكه بسياری از خانوادهها معتقدند پوشش میتواند بهجای چادر، مانتو و روسری باشد يا بانوان میتوانند با آرايش در اماكن عمومی تردد كنند. در سينماها و فرهنگسراها و برخی اماكن ديگر نيز هنجار اجتماعی فوق رعايت نمیشود. اين تعارض موجب میشود نوجوان يا جوان، ارزشهای جامعه و ارزشهای خانواده را طرد كرده و برای خود ارزشها و هنجارهای ديگری برگزيند و الگوها و معيارهای خود را ورای خانواده يا جامعهای كه در آن زيست میكند، جستجو كند.
5 ـ بر اساس مطالعات انجامشده، تأثير روشهای غيرمستقيم، بر دينپذيری افراد بيشتر است. آنچه كودكان، نوجوانان و جوانان در مدارس و دانشگاها، كه بعد از خانواده مهمترين محيط برای يادگيری و شكلگيری خصوصيات فكری و روانی و رفتاری آنان بهشمار میآيند، فرامیگيرند، به فراگيری مطالب درسی و آنچه در يك فرآيند رسمی آموزشی به آنها تعليم داده میشود، منحصر نمیشود. بسياری از باورها و عناصر شخصيتی آنها در اثر مناسبات و روابط غيررسمی و تحت تأثير فضای عمومی محيطهای آموزشی شكل میگيرد. در اسلام نيز روشهای غيرمستقيم تبليغ دين و دعوت افراد به دين بر شيوههای مستقيم، ترجيح داده شده و بر دعوت عملی به دين بهجای دعوت گفتاری تأكيد فراوان شده است.
يادآور میشود، كتاب «جامعهپذيری دينی در ايران» نوشته محمدشريف حيدری در 232 صفحه، با قيمت 70 هزار ريال، توسط پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و با همكاری پژوهشكده باقر العلوم(ع) منتشر شده است و علاقهمندان به دريافت اين كتاب میتوانند به پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات مراجعه يا با تلفن 88919176 تماس حاصل كنند.