به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآن (ايكنا)، ترجمه كتاب «قدرت نرم، دين و امنيت» نوشته رابرت سايپل و دنيس هوور، كه توسط عليرضا كوهكن انجام گرفته است، با مقدمه اصغر افتخاری و به همت انتشارات دانشگاه امام صادق(ع) منتشر شد.
بنا بر اين گزارش، در اين كتاب تلاش شده است تا به صورت پی در پی به چهار موضوع ريشهای كه ارتباط دائمی دارند اشاره شود؛ خشونت مذهبی و سركوب مذهبی، تكثر مذهبی و ثبات سياسی، تأثيرات دين بر مداخلات نظامی و مصالحه بعد از درگيری و همچنين آزادی مذهبی و جامعه مدنی.
فصول بخش اول با عنوان «دين و (عدم)امنيت؛ چالش قرن بيست و يكم» مشكلات كليدی و معماهای رابطه دين و امنيت را در امور بينالملل معاصر توصيف میكنند. در اينجا خطرات فهم نادرست مخاطره يا تعهد تاثير مذهب به تفصيل آمده است. بخشهای باقی مانده كتاب، به جنبههای مختلف وابستگی متقابل ميان دين مترقی و يك ثبات سالم در جامعه سياسی اشاره میكنند. اين فصول زمينه جديدی ايجاد میكنند و نگاه متعارف در مورد توانايی دين - در مورد دينی كه حداقل در سخن جدی گرفته شده - را به چالش میكشد تا ارتباط عملی در تلاش برای ساختن امنيت پايدار و ارتقاء شأن انسانی داشته باشد.
در فصل اول، پائولتا اوتيس شرايط كنونی تحليل و بحث معطوف به دين به عنوان يك عامل در تهديدات امنيتی و جنگ را بررسی كرده است. او ادعا میكند كه هم دولت آمريكا و هم جامعه مبتنی بر ايمان تمايل دارند تا به مسائل و عوامل دينی، در موارد خاص، اتفاقی و به شكل ظاهری اشاره كنند. اوتيس با بازبينی راههايی كه از طريق آنها دين فراملی و جهانی شدن، مفروضات سنتی نظام وستفاليايی دولت را تغيير میدهند، نتيجه میگيرد كه يك برآورد كارا از نقش دين در جنگ، محدود به يك معادله ساده اثرگذاری سببی (انگيزههای متقابل افراد حاضر در جنگ) نخواهد بود، اما يك رهيافت ظريف و دقيق را به تاثيرات كمككننده دين در رابطه پويا با ديگر عوامل اضافه خواهد كرد.
در فصل دوم، فيليپ جنكينز در مورد «سياستهايی كه اقليتهای مذهبی را آزار میدهد» بحث میكند و استدلال میكند كه «تجربه اقليتهای مذهبی تحت ستم يك مسئله مهم است كه اگر بررسی شود عنصری از توضيح چرايی شكست برخی روندهای ملتسازی است.» او توضيح میدهد كه آزار و اذيت اغلب باعث شكلگيری اقليتی ناراضی میشود كه براندازنده و پذيرنده ايده خشونت مذهبی هستند. جوامع آزارديده، تحت فشار ممكن است خودشان را به عنوان مأمور خدا برای مجازات ظالمان ببينند، ناآرامی سياسی ايجاد كنند، از مشاركت در حيات ملی خودداری كنند يا حتی علاقهمند برای جانفشانی شوند.
فصل سوم يك مطالعه موردی برای امتحان جدی دين و امنيت است كه بسياری از زمينههايی كه توسط اوتيس و جنكينز بحث شده بود، را شرح و توضيح میدهد. در اين فصل، كريس سيپل و جاشوا وايت آسيای مركزی در كل و ازبكستان را به صورت خاص مورد بررسی قرار میدهند. آنجا، جايی است كه قبل از حوادث يازدهم سپتامبر، بسياری از آمريكايیها به سختی میتوانستند جای قرار گرفتن آن را بر روی نقشه مشخص كنند، اما جنگ در افغانستان بر عليه طالبان و القاعده نشان داد كه آسيای مركزی يكی از مهمترين مناطق ژئوپليتيك در زمان ماست. تجربه ازبكستان در تلاش برای محدودسازی نزاعطلبی اسلامی از طريق يك سختگيری غيرسازنده نيز موازنه ظريف ميان دين و امنيت را پررنگ میكند.
بخش دوم، «چشمانداز تكثرگرايی؛ ساختن يك جهان امن برای متفاوتها»، در فصل چهارم، با مقاله كريستوفر هال آغاز میشود كه موضوع تكثرگرايی و ثبات را از ديدگاه خاص مسيحيت بررسی كرده است. در ادامه در فصل پنجم، عثمان بن بكر همين كار را از نظر سنت اسلامی انجام داده است. هال بر ضد اين نگاه استدلال میكند كه حمايت و دفاع از ادعای حقيقت اوليه لزوماً با تكثرگرايی غير قابل جمع است. هال با ارائه يك جنبه كلامی مسيحيت در مورد نياز به تقوا برای داشتن يك ديپلماسی دينی خوب، استدلال میكند تفاوتهای ادعاشده وجود ندارند، يا بدتر آنكه آنها واقعاً معنی خاصی نمیدهند، و منجر به توافقی عام در مورد قواعد بازی در تكثرگرايی نخواهند شد. الان، بيش از هر زمان ديگری، اين هنجارهای گفتمانی برای ايجاد پيوندی مثبت ميان دين و امنيت پايدار ضروری است. سپس بكر پايهای اسلامی را برای تكثرگرايی و آزادی دينی بر اساس آموزههای قرآنی مثل «هيچ اجباری در دين وجود ندارد» و سنتهای گفتمان اسلامی و گوناگونی توضيح میدهد. او ادعا میكند كه اسلام راستين نه فقط به قبول موقت و از روی بیميلی، بلكه به احترام واقعی و همزيستی مسالمتآميز نظر دارد.
بخش سوم، «نفوذ در خط دشمن؛ اعاده امنيت پايدار»، فصولی از جين بثك الشتين و مارك گوپين را ارائه میدهد. هر كدام از اين فصول، راههای مختلفی را بررسی میكنند كه در آنها، نگاههای مبتنی بر ايمان میتوانند در شكلگيری يك پاسخ سازنده به واقعيت درگيری خشونتآميز كمك كنند. الشتين به موضوع متناسب با قريب الوقوع بودن يا تداوم درگيری نگاه میكند در حالی كه تحليل گوپين بيشتر بر پاسخهای پس از منازعه متمركز شده است. الشتين به بررسی معنای عدالت در موقعيتی پرداخته كه در آن دخالت نظامی برای بازگرداندن حداقلی از امنيت اوليه مورد نياز است. تز او اين است كه امنيت در حقيقت میتواند پايدارتر ايجاد شود نه وقتی كه دخالت نظامی به وسيله سياست سنتی زور هدايت میشود و نه به وسيله بشردوستی سادهلوحانه؛ بلكه به وسيله يك فلسفه عدالت دينی مبتنی بر احترام برابر.
در فصل هفتم، «وقتی جنگ متوقف میشود؛ معالجه قلبها با صلحسازی معنوی»، گوپين اظهار میدارد در حالی كه بيشتر تلاشهای حكمای الهيات نوعاً صرف سوال در مورد چيزهايی كه جنگ عادلانه را میسازد، شده است، در مقابل تاكيد اندكی بر جنبههای معنوی حل منازعه شده است. بر مبنای مهارت فراوانش به عنوان يك دانشمند و مشاركتكننده در فرايند صلح، او میگويد كه احساسات و معنويت يك جنبه تعيين كننده در ايجاد صلح و امنيت است. او مینويسد: «اين يك موضوع فقط تئوريك نيست بلكه نتايج عملی دارد.»
بخش نهايی اين كتاب اين ادعا را باز نموده كه آزادی مذهبی محور جامعه مدنی است كه از ثبات حمايت میكند. در فصل نهم، كوين جی. هاسون به فلسفه و انسانشناسی عمومی جامعه مدنی نگاه میكند كه در آن اجماع عامی روی ارزش آزادی مذهبی صورت گرفته، عليرغم تفاوتهای عميقی كه ميان جهانبينیهای دينی وجود دارد. نكته كليدی، به نقل از هاسون، در تشخيص اين مطلب است كه بخش اصلی حيات انسانی - و شخصيت انسانی - در اشتياق برای ترقی نهفته است. در نتيجه او میگويد: «يك دولت كه با اشتياقات دينی شهروندانش همراهی میكند، ثبات و امنيتش به يك دليل بسيار ساده افزايش پيدا میكند: چنين دولتی به درستی تشخيص میدهد كه شهروندانش چگونه مردمی هستند.»
در فصل نهم، «واقعگرايی عقلانی»، هورالد اچ. ساندرز از جايگزينی پارادايم سياست واقعگرای دولت بنيان با يك پارادايم جديد عقلايی حمايت میكند كه توانايی درك اهميت جامعه مدنی را در مذاكراتی دارد، كه با توجه به زمينهاش توازنی مناسب ميان آزادی مذهبی و امنيت برقرار میسازد. او از دانش و تجربهاش در مورد تاجيكستان استفاده میكند تا نياز به يك روند ارادی از گفتگوی مداوم را در سياست جهان واقعی و ديپلماسی آزادی مذهبی را در محيط و شرايط سخت روشن نمايد.
در نهايت، در فصل نتيجهگيری، رابرت آ. سيپل ادعا میكند كه «همانگونه كه امتحان درست پايبندی دولت به ليبرال دموكراسی، تساهلش درمقابل احزاب مخالف است، امتحان صحيح پايبندی به جامعه مدنی، آزادی مذهبی است.» او با مثالهای مختلفی ـ از مصر باستان تا اجاره جزيره مستعمره رود تا موگاديشو در روزگار جديد ـ به ستمكاران امروزی هشدار میدهد كه نقض آزادی مذهبی به نام امنيت، ضرورتاً امنيت واقعی را از بين میبرد. او ادعا میكند كه با در كنار هم قرار دادن بسياری از موضوعات، اين كتاب به صورت كلی تاكيد میكند كه جامعه مدنی بالغ بر اساس آزادی مذهبی، تضمينی برای امنيت حقيقی برای همه است.
يادآور میشود، ترجمه كتاب «قدرت نرم، دين و امنيت» نوشته رابرت سايپل و دنيس هوور، كه توسط عليرضا كوهكن انجام گرفته است، با مقدمه اصغر افتخاری در قطع رقعی و در 296 صفحه به طبع رسيده، به همت انتشارات دانشگاه امام صادق(ع) با قيمت 76 هزار و 500 ريال منتشر شده است.