به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) شعبه قم، در ابتدای اين جلسه حجتالاسلام ابوالحسن غفاری، مدير گروه فلسفه پژوهشگاه و دبير علمی نشست با اشاره به اهداف برگزاری نشست گفت: اين نشست با هدف نقد و بررسی نظريه حركت جوهری ملاصدرا و نظريات وابسته به آن برگزار میشود.
همچنين آيتالله واعظی، استاد حوزه و دانشگاه و صاحبنظر فلسفی كه به عنوان سخنران در جلسه حضور داشت در بيان موضوع نقد وارد به حركت جوهری تصريح كرد: تا كنون به چنين بحث فلسفی برنخوردهام كه همچون بحث حركت، مضطرب و متشنج و غير مستقر باشد. از همان تعريف تا آخر فوق العاده بحثی بحرانی است. بنده هم در اسفار و از گذشته يونان باستان، زنون، ارسطو و ديگران بحثی كه آنقدر معركه آراء بوده است نديدهام چراكه گاهی صاحبنظران اين مباحث عقلی كاملا رو در روی هم قرار میگرفتند. در جايی كسی گفته كه حركت امری است محال و ديگری آن را امری بديهی میداند و در تفسير آن تلاش كند.
آيتالله واعظی با بيان اينكه برخی تحول را مساوی با حركت دانستهاند افزود: آنچه بديهی است تحولی است كه ما هم در خود و هم در بيرون شاهد آن هستيم و امری غير قابل انكار است. مقدماتی هم برای آن ترتيب دادهاند چون تحول مساوی با حدوث است و هيچوقت امری كه قديم هست نمیتواند متحول شود و اين تحول عين حدوث است حال حدوث در ذات شیء باشد يا خير و برخی انديشمندان اين بحث را ضروری و بديهی میدانند.
وی ادامه داد: میتوان در اين مورد مثال زد كه اگر دانه گندم تبديل به دانه گندم میشود و دانه انار تبديل به درخت انار اين بر میآيد كه حتما در اين دانه چيزی داده شده و يا از آن چيزی گرفته شده و ساير راهها به روی آن بسته شده كه به ناچار تبديل به مقصود ذكر شده میشود. در مقوله تحول نيز همچنين است يعنی چيزی كه نبوده و حادث شده است.
آيتالله واعظی با بيان اين مسئله كه در اثبات حركت، زمان و حركت مفروغ عنه قرار میگيرد تصريح كرد: حكما اگر بخواهند حركت را كه «خروج ماده از قوه به فعليت است»، اثبات كنند، بايد مقدماتی را ترتيب دهند كه با بديهی عقلی بودن حركت كاملا منافات دارد اين جمله مشهور و درستی است كه حكما میگويند: «الحركة معقول باعانة من الحس». حكماء در نحوه برخورد عقل با حركت كه چطور عقل، حركت را اثبات میكند، میگويند: آنچه كه بديهی و غيرقابل انكار است، تحولاتی است كه مشهود و محسوس است. عقل روی اين تحولات صبغه حركت میگذارد.
واعظی افزود: آنچه كه بين آقايان در استدلال اين مسئله معروف است، اين است كه امری كه حادث است؛ نبوده و بود شده، قبلاً يا واجب است يا ممكن و يا ممتنع؛ واجب و ممتنع نيست، پس حتماً ممكن است. اگر بتوانيم خود هيولا و ماده را با هزاران اما و اگر اثبات كنيم، بعد مسئله امكان استعدادی را اثبات كنيم، بعد آن اشكال معروف امكان را دفع كنيم؛ كه امكان اعتبار عقلی است ولی برای آن يك حقيقت خارجی قايل میشويد. حكما برای اثبات ماده و خروج آن از قوه به فعليت؛ میگويند كه حادث، مسبوق به امكان است.
وی تصريح كرد: وقتی گفتيم «حادث»، منظور حادث زمانی است منظور از «قبل» هم قبليت زمانی است. مشهور است كه نسبت زمان به حركت، نسبت جسم تعليمی به طبيعی است؛ يعنی در حقيقت، زمان بُعد حركت است. در اينجا زمان و حركت را مفروغ عنه گرفتند، بعد اين را مقدمهی دليل قرار میدهند. در حالی كه بحث ما در اصل زمان و در اصل حركت است، ما نمیتوانيم برای اثبات حركت و اثبات ماده و صورت، چيزی را در مقدمه برهانمان بياوريم كه محل دعوی است.
در پايان اين نشست مهدی عبداللهی، ناقد نشست و عضو هيئت علمی گروه فلسفه پژوهشگاه به نقد صحبتهای آيتالله واعظی پرداخت.
اين نشست علمی يكشنبه شب شانزدهم تيرماه92 با حضور صاحبنظران فلسفه اسلامی و دانشپژوهان، در تالار فرهنگ پژوهشگاه در شهر مقدس قم برگزار شد.