کد خبر: 2558718
تاریخ انتشار : ۱۸ تير ۱۳۹۲ - ۱۰:۴۶

روزه حقيقی در گرو قرائت باتدبر قرآن است

گروه انديشه: روزۀ واقعی آن است كه روزه‌دار، علاوه بر شكم، چشم و گوش و زبانش روزه باشد؛ يعنی اعضا و جوارح او تحت كنترل او باشد و به جای شنيدن حرف‌های حرام و موسيقی‌های مبتذل، ذكر بگويد، با خداوند ارتباط داشته باشد و هر چه می‌تواند قرآن بخواند.

به گزارش خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا) آيت‌الله‌العظمی مظاهری در جلسه درس اخلاق خود به بيان فضائل و بركات ماه‌مبارك رمضان پرداختند كه مشروح آن به قرار ذيل است:
بسم‌الله الرّحمن الرّحيم
«رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی وَیَسِّرْ لِی أَمْرِی وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِّن لِّسَانِی یَفْقَهُوا قَوْلِی»
با توجه به اينكه آخرين روزهای ماه شعبان در حال سپری شدن است، لازم است در اين جلسه قدری راجع به ماه مبارك رمضان صحبت شود و همگی در اين روزهای باقيمانده از خداوند متعال بخواهيم كه با آمادگی كامل وارد ماه مبارك رمضان شويم و بتوانيم از فضائل و بركات آن ماه نورانی بهره‌مند گرديم.
پيامبر اكرم«صلی‌الله‌عليه‌و‌آله‌و‌سلم» در خطبه‌ای دربارۀ ماه مبارك رمضان، ضمن توصيه‌های مفصّلی كه به مسلمانان داشتند، فرمودند:
«إِنَّ الشَّقِیَّ حَقَّ الشَّقِیِّ مَنْ خَرَجَ عَنْهُ هَذَا الشَّهْرُ وَ لَمْ یُغْفَرْ ذُنُوبُهُ»‌[1]
شقی‌ترين مردم كسی است كه ماه مبارك رمضان بر او بگذرد و او سعادتمند و آمرزيده نشود. پيامبر اكرم«صلی‌الله‌عليه‌و‌آله‌و‌سلم» با اين بيان نورانی، از يك سو مژده و بشارت امكان دستيابی به رستگاری و حسن عاقبت در ماه مبارك رمضان را به مسلمين می‌دهند و از سوی ديگر، جملۀ ايشان يك تهديد جدّی برای افراد بی‌تفاوت نسبت به بركات ماه مبارك رمضان محسوب می‌شود. در واقع، افرادی كه ماه مبارك رمضان را درك كنند و نتوانند از اين فرصت معنوی گرانبها بهره‌مند شوند و غفران حق تعالی شامل حال آنان نشود و نيز كسانی كه نتوانند در اين فرصت بی‌نظير، رشد معنوی بيابند و قدمی به سوی كمال و پيشرفت بردارند، در بيان پيامبر گرامی«صلی‌الله‌عليه‌و‌آله‌و‌سلم» شقی‌ترين و بدبخت‌ترين مردم هستند.
همچنين آن حضرت در خطبۀ آخرين جمعه ماه شعبان دربارۀ بركات اين ماه فرمودند: نفس‌های شما در ماه مبارك رمضان تسبيح و خواب شما عبادت است و همۀ شياطين در غل و زنجيرند. بايد مراقب باشيد در اين ماه، خود شما غل و زنجير شياطين را باز نكنيد. فرمودند ملائكۀ رحمت، مواظبت كامل نسبت به شما دارند و مراقب باشيد خود را از حفظ و حراست آنها خارج نكنيد و مواظبت ملائكه را از دست ندهيد.
در حين خطبۀ ‌پيامبر«صلی‌الله‌عليه‌و‌آله‌و‌سلم» اميرالمؤمنين«سلام‌الله‌عليه» از جابرخاستند و عرض كردند:‌ يا رسول الله! برترين و والاترين عمل در ماه مبارك رمضان چيست؟ پيامبر اكرم«صلی‌الله‌عليه‌و‌آله‌و‌سلم» در پاسخ فرمودند:
«أَفْضَلُ الْأَعْمَالِ فِی هَذَا الشَّهْرِ الْوَرَعُ عَنْ مَحَارِمِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ» [2]
برترين عمل اين است كه انسان در ماه مبارك رمضان گناه نكند.
حتی اگر كسی ملكۀ عدالت را هم نداشته باشد، اما لازم است در اين ماه عزيز از گناه اجتناب ورزد؛ زبان، چشم و گوش او آلوده به گناه نشود و با تمرين اجتناب از گناه، كم‌كم در آخر ماه مبارك رمضان به جايگاهی برسد كه دل او هم گناه نداشته باشد. چنين كسی می‌تواند روز عيد فطر، از خداوند متعال عيدی بگيريد. عيدی هر كسی هم در فراخور حال او و مطابق با ميزان بهره‌مندی او از بركات ماه مبارك رمضان است؛ اما آنچه خود خداوند متعال فرموده است، اينكه: «روزه مال من است و من خودم پاداش آن هستم».
«الصَّوْمُ لِی وَ أَنَا أَجْزِی بِهِ»[3]
اين عيدی عظيم و اين پاداشی كه حق تعالی برای روزه مقرّر فرموده است، برای هيچ عبادت ديگری مقرّر نفرموده است و معلوم می‌شود كه نزد خداوند، روزه، اهمیّت بسياری دارد و نيز معلوم می‌شود كه روزۀ ماه مبارك رمضان می‌تواند انسان را به مقام عبودیّت برساند. يعنی روزه قادر است به آدمی نفس مطمئنه ببخشد و او را چنان به مقامات والای عرفانی و روحانی صعود دهد كه در روز عيد فطر نظاره‌گر حكومت خداوند بر دل خويش باشد. در اين حالت، هيچ چيزی و هيچ كسی بر دل او حكومت نمی‌كند به جز خداوند متعال و به عبارت ديگر، دوام توجه دارد.
قران كريم به چنين مقام بلندی، «تبتّل» می‌گويد و در بيان عرفا و سالكان الی الله چنين كسی انقطاع عن الناس و انقطاع الی الله دارد و تنها و تنها خدا را دارد و به سوی خدا در حركت است.
تبتّل يا دوام توجه آن است كه حضرت امام خمينی«قدّس‌سرّه» به زبان ساده فرمودند: «عالم محضر خداست‏، در محضر خدا معصيت خدا نكنيد.[4]
قرآن كريم می‌فرمايد: «وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُون‏»[5]
می‌فرمايد: هر عملی كه می‌خواهيد، انجام دهيد، اما حيا داشته باشيد و توجه كنيد كه در محضر خداوند هستيد، توجه كنيد در محضر رسول خدا هستيد، توجه كنيد در محضر همۀ معصومين، همۀ ائمۀ طاهرين«سلام‌الله‌عليهم» و از جمله در محضر حضرت ولی عصر«ارواحنا‌فداه» هستيد كه فعلا واسطۀ فيض عالم هستند.
به عبارت ديگر، قران كريم می‌فرمايد: حيا داشته باشيد و ادب حضور را در محضر خداوند و معصومين رعايت كنيد. اگر انسان در مقابل يكی از بزرگان نشسته باشد و بداند كه آن بزرگ به او توجّه می‌كند، در آن حالت چشم و گوش و زبانش و حتّی دلش، در اثر توجّه آن شخص بزرگ به او و در اثر توجّهی كه او به آن شخص بزرگ دارد، منحرف نخواهد شد. يعنی به هيچ چيزی و هيچ كسی غير از او توجّه ندارد.
نقل می‌كنند كه محمود غزنوی، يكی از پادشاهان ايران، غلامی به نام اياز داشته كه نزد او بسيار محبوب بوده است. اياز، غلامی بسيار مؤدب بوده و از جهت محبوبيتی كه نزد محمود غزنوی داشته، افراد حسود مكرراً سعايت و بدگويی او را می‌كرده‌اند تا بتوانند از التفات و محبت سلطان نسبت به اياز بكاهند. روزی از روزها بدخواهان در كفش او عقربی انداخته بودند تا او نتواند ادب ايستادن نزد ارباب خود را مراعات كند، ولی اياز وقتی در مقابل سلطان ايستاده بود و با وی صحبت می‌كرد، توجّهی به نيش عقب نداشت و در حالی كه عقرب او را می‌گزيد، همچنان در مقابل ارباب خود مؤدّب ايستاد و صحبت كرد و نيش عقرب از ادب او نكاست.
وقتی سلطان متوجّه موضوع شد، به او گفت چرا چنين كردی؟ اياز گفت: در هر حال و حتّی با نيش عقرب، ادب حضور بايد مراعات شود.
در حكايت ديگری نقل می‌كنند كه محمود غزنوی و همراهان او از سفر هندوستان بر می‌گشتند و بار آنها مرواريدها و درّهايی بود كه از هندوستان به وطن خود می‌بردند. در بين راه يكی از كيسه‌های پر از درّ گرانبها بر زمين افتاد و درّهای آن در بيابان پخش شد. محمود غزنوی از درّهای ريخته، گذشت و اعلام كرد، هر كس هر مقدار درّ و مرواريد بردارد، مال خودش می‌شود.
در آن هنگام همۀ اهل كاروان به سوی درّها شتافتند و هر كس هر چه می‌توانست جمع كرد، ولی از بين كاروان فقط يك نفر از محمود غزنوی جدا نشد و برای جمع آوری درّ نرفت و او اياز بود.
محمود غزنوی از اياز پرسيد: تو چرا نرفتی؟ اياز گفت: من درّی گرانبهاتر و مطلوب‌تر از محمود غزنوی سراغ نداشتم و به اين جهت نزد شما ماندم.
در حكايت ديگری، نقل می‌كنند روزی محمود غزنوی يك دُرّ شب چراغ را آورد و از وزرای خود خواست كه در مقابل جمعيت، آن دُرّ را بشكنند. وزرا و سران حكومت، هر يك در برابر دستور پادشاه توجيهی درست كردند و چون آن درّ بسيار باارزش بود، حرف پادشاه را نشنيدند و درّ را نشكستند.
پس از آن، محمود، آن درّ را به دست اياز داد و گفت بشكن. اياز هم بدون درنگ و معطلّی درّ را شكست. وزرا او را ملامت كردند و گفتند: چرا اين درّ با ارزش را شكستی؟ اياز گفت: اگر درّ را نمی‌شكستم كلام محمود را می‌شكستم و شكستن درّ برای من بهتر از شكستن كلام مولا و اربابم است.
از اين حكايات آموزنده بايد استفاده و بهره‌برداری معنوی در جهت رعايت ادب حضور در محضر خداوند متعال بشود. اهل معرفت با درس‌آموزی از اينگونه داستان‌ها و با عمل به نكات آموزندۀ آن، مسير كمال و تقرب را طی می‌كنند.
كسانی كه به راستی به ماه مبارك رمضان و بركات و ارزش‌های معنوی آن اهمیّت می‌دهند و ادب حضور در محضر خداوند متعال را نظير ادب اياز در مقابل مولای خود، مراعات می‌كنند، در آخر ماه مبارك رمضان خود مولا و خود خداوند متعال را پاداش می‌گيرند. نظير اياز كه با مراعات ادب در برابر مولا، تمام محبت و التفات محمود غزنوی را به سوی خود جلب كرده بود و در واقع، محمود غزنوی را پاداش گرفته بود.
وقتی خداوند، خودش عيدی و پاداش كسی شود، همۀ‌ عالم وجود و هۀ ثروت‌ها و متعلقات دنيا، در نظر او و در برابر خداوند متعال و ارزش‌های معنوی، هيچ ارزش و جلوه‌ای ندارد. به همۀ دنيا پشت پا می‌زند، زيرا دائما و كاملاً به خداوند توجه دارد.
امام حسين«سلام‌الله‌عليه»‌ نه فقط دنيا و زندگی دنيوی، بلكه خود و حتّی عيال و فرزندان خود را فدای خدا و دين خدا كردند؛ چرا كه هيچ چيزی و هيچ كسی در نظر آن حضرت، با ارزش‌تر از خداوند و محبوب‌تر از اطاعت امر خداوند متعال نيست.
اميرالمؤمنين«سلام‌الله‌عليه» می‌فرمايند:
«وَ اللَّهِ لَوْ أُعْطِيتُ الْأَقَالِيمَ السَّبْعَةَ بِمَا تَحْتَ أَفْلَاكِهَا عَلَى أَنْ أَعْصِیَ اللَّهَ فِی نَمْلَةٍ أَسْلُبُهَا جُلْبَ شَعِيرَةٍ مَا فَعَلْتُهُ»[6]
به خدا قسم، اگر نه تنها كرۀ زمين، بلكه عالم وجود را به من بدهند و بگويند با امر خداوند مخالفت كن، چنين نخواهم كرد.
اميرالمؤمنين«سلام‌الله‌عليه» حاضر نيستند به اندازۀ گرفتن پوست جو از دهان مورچه، با فرمان حق تعالی مخالفت كنند، گر چه در مقابل اين مخافت به ظاهر كوچك، همۀ عالم را به ايشان بدهند.
پيام اين روايت اميرالمؤمنين«سلام‌الله‌عليه» و پيام آن ايثار و فداكاری امام حسين«سلام‌الله‌عليه» در كربلا و نيز پيام گفتار و رفتار همۀ معصومين«سلام‌الله‌عليهم» اين است كه ای شيعيان! بايد در برابر خداوند متعال، ادب حضور را مراعات كنيد و خود را در محضر خداوند متعال و معصومين بدانيد و گناه نكنيد، نافرمانی خداوند متعال را نكنيد، ظلم نكنيد و با گفتار و كردار خود خداوند متعال و معصومين«سلام‌الله‌عليهم» را نيازاريد.
جلوۀ محبوب، مانع تأثير جلوه گری اغيار
نتيجۀ رعايت ادب حضور و نتيجۀ اجتناب از گناه و نافرمانی خداوند متعال، رسيدن به مقام تبتّل است؛ مقامی كه در آن، انسان از همه چيز و همه كس می‌برد و به حق تعالی می‌پيوندد.
خداوند متعال وعده فرموده است كه اگر كسی ماه مبارك رمضان، ادب حضور را مراعات كند، در آخر ماه، او را به مقام تبتّل برساند. يعنی او را به جايگاهی می‌رساند كه خود خداوند، پاداش اوست.
معمولا بزرگان، روايت «الصَّوْمُ لِی وَ أَنَا أَجْزِی بِهِ» را چنين معنا می‌كنند كه خداوند می‌فرمايد: روزه، مال من است و من خودم پاداش آن را می‌دهم. يعنی مثلاً بهشت را به عنوان پاداش، به روزه‌دار حقيقی عطا می‌كنم. اما من تصور می‌كنم معنای اين روايت والاتر از اين حرف‌هاست و خداوند متعال می‌فرمايد: «روزه، مال من است و من، خودم، پاداش آن هستم».
زيرا بهشت و نعمت‌های آن در نظر كسی كه حقيقتاً روزه‌دار بوده و از گناه اجتناب كرده و حتی توجه خود را به غير خداوند معطوف نكرده است، جلوه و ارزشی ندارد و چنين كسانی به كمتر از خود خداوند و توجه دائمی او قانع نيستند.
مرحوم ديلمی در ارشاد روايتی بيان می‌كند كه در آن روايت خداوند متعال به پيامبر اكرم«صلی‌الله‌عليه‌و‌آله‌و‌سلم» می‌فرمايد: بندگانی در بهشت دارم كه هر روز به آنان نظر می‌افكنم و آن‌ها با هر نظری، سعۀ وجودی می‌يابند. بهشت و نعمت‌های بهشت كه برای آن بندگان مهیّا شده‌اند، از آن‌ها نزد خداوند شكايت می‌كنند و می‌گويند: خدايا تو ما را برای اين بندگان خلق كردی، اما آنان به ما اعتنا و توجه ندارند.
خطاب می‌شود: بگذاريد بندگان من از رابطۀ با من لذت ببرند.[7]
در واقع، بهشت و نعمت‌های آن در برابر خداوند، نزد اين افراد، پوچ و بی‌ارزش است.
تصور نكنيد اين حرف‌ها محال است و چنين افرادی با اين سعۀ وجودی، افراد خارج از تصور و دور از ذهنی هستند.
استاد بزرگوار ما علامه طباطبايی«قدّس‌سرّه» در جلسۀ خصوصی شب‌های جمعه، از قول استاد بزرگوارشان مرحوم آيت‌الله قاضی«قدّس‌سرّه» می‌فرمودند كه آقای قاضی در دستورات اخلاقی به شاگردان خود می‌گفتند: در ارتباط‌‌ های معنوی و در حين راز و نياز و مناجات خود، اگر چيزی ديديد، نسبت به آن بی‌اعتنا باشيد و فقط خداوند را در نظر داشته باشيد.
خود علامه طباطبايی«قدّس‌سرّه» با يك تبسّم شيرينی می‌فرمودند: مشغول نماز شب بودم كه حورالعين با يك ظرف شراب طهور آمد. از جلو آمد، اعتنا نكردم، رفت و از طرف راست آمد، اعتنا نكردم، از طرف چپ آمد، اعتنا نكردم، مأيوس شد و رفت.
ايشان فرمودند: هرگاه يأس او را به ياد می‌آورم، برای او ناراحت می‌شوم.
رسيدن به اين مقامات مشكل است، اما كسی نبايد تصوّر كند غير ممكن است. انسان می‌تواند در يك ماه مبارك رمضان، با عمل دقيق به واجبات و با اجتناب جدی از گناه و پرهيز از مكروهات و شبهات و نيز با اهمیّت به مستحبّات و نوافل، به چنين جايگاهی برسد و در عيد فطر، خود خداوند را عيدی بگيريد.
گروهی از مردم در پايان ماه مبارك رمضان، به بهشت می‌رسند، گروهی حسن عاقبت ازخدا می‌گيرند، پاداش برخی آخرت است و بالاخره هر كسی متناسب با اعمال خود و بر اساس ميزان بهره‌مندی خود از بركات ماه رمضان، پاداشی می‌گيرد، امّا انسان زرنگ آن است كه در عيد فطر خود خداوند را عيدی بگيرد و به كمتر از رسيدن به حق تعالی رضايت ندهد.
روزه‌داری، مخصوصاً در اين زمان مشكل است؛ اما كسانی كه به مقام و منزلت معنوی خاصی رسيده‌اند، برترين لذت آنان همين روزه‌داری، آن هم در روزهای گرم و طاقت‌فرسا است. حضرت مريم«عليها‌السلام» در پايان عمر به همراه حضرت عيسی«عليه‌السلام» آوارۀ كوه و بيابان بودند. اما با اين اوضاع و در روزهای گرم روزه‌دار بودند. حضرت عيسی«عليه‌السلام» برای تهیۀ مقداری گياه بيابان رفته بود تا افطار كنند. وقتی برگشت، حضرت مريم از دنيا رفته بود. حضرت عيسی با معجزۀ الهی، مادر خويش را زنده كرد و گفت: آيا می‌خواهی به دنيا برگردی؟ حضرت مريم با اينكه در بهشت بود و مقام عنداللهی داشت، گفت: آری، می‌خواهم به دنيا برگردم. چرا؟ برای اينكه در دل شب عبادت كنم و نماز بخوانم و در روزهای گرم و طاقت‌فرسا روزه بگيرم.
يعنی می‌خواهد بهشت و نعمت‌های فراوان آن را رها كند و به دنيايی برگردد كه در زير آفتاب سوزان و در روزهای گرم، آوارۀ بيابان شود و افطار او گياه بيابان باشد.
انسان بايد مثل حضرت مريم روزه بگيرد و مانند ايشان اشتياق به روزه‌داری داشته باشد. نگرانی از گرمای هوا و طولانی بودن روزها و روزه‌داری با اجبار و اكراه، نه تنها خوب نيست، بلكه موجب مشقّت بيشتر روزه‌دار می‌شود.
مسلمانان صدر اسلام در ده سال حكومت پيامبر اكرم«صلی‌الله‌عليه‌و‌آله‌و‌سلم»، هشتاد و چهار جنگ پشت سر گذاشتند. جرجی زيدان كه مورّخ مسيحی است، می‌نويسد: مسلمانان صدر اسلام در حالی می‌جنگيدند كه گاهی يك خرما، جيرۀ روزانۀ دو مسلمان بود و يكی از آنها بايد آب خرما را می‌خورد و ديگری از سلف آن استفاده می‌كرد. آن مسلمانان با اين اوضاع و با نبود امكانات جنگيدند و پيروز شدند. آنچه توجه می‌طلبد اين است كه در آن ده سال، ده ماه مبارك رمضان بود و مسلمانان صدر اسلام، در حالی بدون خورد و خوراك و بدون امكانات جنگيدند و پيروز شدند كه روزه‌دار بودند.
مثلاً در تاريخ می‌خوانيم در جنگ احزاب، در آن بيابان گرم حجاز، پيامبر اكرم«صلی‌الله‌عليه‌و‌آله‌و‌سلم» و مسلمانان روزه‌دار بودند. با روزه‌داری خندق حفر كردند و بعد هم جنگيدند و پيروز شدند.
رزمندگان عزيز كشور خودمان هم؛ چه پير و چه جوان؛ در هشت سال دفاع مقدس، در گرمای جنوب، جنگيدند و از كشور دفاع كردند و در آن دوران، در هشت ماه مبارك رمضان هم در حالی كه روزه‌دار بودند جنگيدند. در پشت جبهه هم مردم و به خصوص خانم‌ها در حالی كه تشنه و گرسنه بودند، زحمت می‌كشيدند و هرچه داشتند، برای رزمندگان می‌فرستادند و نتيجۀ ايثار و عبادت خالصانۀ آنان پيروزی مردم بر دنيا شد؛ زيرا در آن دوران ما با دنيا با تمام تجهيزات جنگی كه داشتند در حال جنگ بوديم.
بنابراين افراد عادی و كسانی كه عذر جدی ندارند، حق ندارند بگويند نمی‌توانيم روزه بگيريم و نبايد گرما يا طولانی‌بودن روزها يا تشنگی و نظاير آن را بهانه كنند و روزه نگيرند. بلكه هر كس، حتّی آنان كه به اقتضای شغلی كه دارند، از گرمای شديد و تشنگی رنج می‌برند، بايد با در نظر گرفتن ارزش معنوی روزه و بركات و فضائل بی‌نظير آن، با اشتياق كامل روزه بگيرند تا بتوانند در روز عيد فطر از بركات و پاداش‌های الهی بهره‌مند گردند.
پيامبر اكرم«صلی‌الله‌عليه‌و‌آله‌و‌سلم» با يك جمله در پاسخ به سؤال اميرالمؤمنين«سلام‌الله‌عليه» مختصّات روزۀ حقيقی و روزۀ مقبول را ترسيم فرمودند. بنابر فرمايش آن حضرت، روزۀ واقعی آن است كه روزه‌دار، علاوه بر شكم، چشم و گوش و زبانش روزه باشد، يعنی اعضا و جوارح او تحت كنترل او باشد. چشم او آلودگی نداشته باشد و مناظر تحريك‌آميز و شهوت‌انگيز و برنامه‌ها و فيلم‌های مبتذل و حرام و حتی بيهوده را نبيند. گوش او به شنيدن حرف‌های حرام و موسيقی‌های مبتذل آلوده نشود. زبانش دروغ نگويد، غيبت نكند، سخن‌چينی نداشته باشد و حرف‌های بيهوده هم نزند. به جای آن ذكر بگويد، با خداوند ارتباط داشته باشد و هر چه می‌تواند قرآن بخواند.
قران كريم در يك آيه بر خواندن مكرر آيات الهی تأكيد می‌ورزد و تأكيد آن منحصر به فرد است:
«فَاقْرَؤُا ما تَیَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ عَلِمَ أَنْ سَیَكُونُ مِنْكُمْ مَرْضى‏ وَ آخَرُونَ یَضْرِبُونَ فِی الْأَرْضِ یَبْتَغُونَ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَ آخَرُونَ یُقاتِلُونَ فی‏ سَبيلِ اللَّهِ فَاقْرَؤُا ما تَیَسَّرَ مِنْهُ»[8]
اين تأكيد به خواندن قران كريم، مربوط به ايام عادی است و امّا دربارۀ ماه مبارك رمضان كه خواندن يك آيه از قرآن، ثواب يك ختم قران را دارد، بر تأكيد آن می‌افزايد.
واقعاً رهاكردن خواندن قرآن و انس با قرآن و ارتباط با خداوند و اتلاف وقت با ديدن فيلم‌ها و برنامه‌های مبتذل و دست‌كم بيهوده، حماقت نيست؟
اگر انسان به جای ذكر و ارتباط با قران، غيبت كند، تهمت بزند و دروغ بگويد، جهالت و ديوانگی خود را اثبات نكرده است؟
سه توصیۀ مهم
در پايان توصیۀ من برای درك بهتر ماه مبارك رمضان اين است كه:
اوّلاً بايد در يك ماه پيش رو همه با خدا آشتی كنند و به سوی او بازگردند، همه مراقب باشند گناه در زندگی نباشد، كه گناه زندگی را تباه می‌كند و به خصوص چشم و گوش و زبان انسان بايد تحت كنترل او باشد و به گناه و معصيت و حتّی بيهودگی مبتلا نشود.
ثانياً در يك ماه، همه بايد در مساجد، در نماز جماعت، در جلسات ختم قران و دعا، شركت فعال داشته باشند و از وقت پر ارزش خود در جهت رشد معنوی و پيشرفت رو به كمال استفاده كنند.
يكی از مصائبی كه امروزه گريبان مردم را گرفته، اين است كه متأسفانه مساجد آن طور كه شايسته است، پر از جمعيت نيست و اين بلای بزرگی است كه بايد دست كم در ماه مبارك رمضان جبران می شود.
ثالثاً در ماه مبارك رمضان به خوانذن قرآن اهمیّت بدهند و دست كم روزی يك جزء قرآن بخوانند تا در پايان، يك ختم قرآن كه معادل بيش از شش هزار مرتبه ختم قرآْن ثواب دارد، در پروندۀ اعمال ثبت شود. و اگر نمی شود، هرچه انسان می‌تواند بايد قرآن بخواند و دست كم در راه و در حين كار بايد سوره‌هايی كه حفظ هستند را مرتب بخوانند تا دست كم به اين اندازه از بركات ماه مبارك رمضات استفاده كرده باشند.
========================
پی‌نوشت‌ها
[1]. عيون اخبار الرضا، ج 1، ص 293.
2.امالی الصدوق، ص 95.
3.من لايحضره الفقيه، ج 2، ص 75.
4.صحيفه نور، ج 13، ص 461.
5.توبه، 105.
6.نهج البلاغه، خطبه 224.
7. ر.ك: ارشاد القلوب، ج 1، ص 200
8. مزمَل، 20.
captcha