به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا)، مديريت از روز ازل با انسان همراه بوده است، از زندگی خانوادگی، قومی و قبيلهای گرفته تا محموعههای گسترده اداری و شهری همه و همه نياز به مديريت برای دستيابی به موفقيت و انسجام دارد.
يكی از شاخصههای حكومت اسلامی اين است كه مديريت مديران و مسئولان بخشهای مختلف از سطوح بالا گرفته تا مديران جز، براساس قوانين و آموزههای دينی باشد. در يك حكومت اسلامی نمیتوان مسئولی را تصور كرد كه بر خلاف احكام و اخلاق اسلامی مديريت كند.
امروزه علم مديريت نيز به ياری انسان آمده و وی را برای مديريت و ايجاد هماهنگی و نظم دهی به زندگی خود كمك میكند. خداوند متعال در قوانين جامع اسلامی نكات لازم برای اداره يك حكومت اسلامی را نيز ياد نبرده است بلكه در ابتدا مديرانی همچون انبيا را برای هدايت مردم فرستاد، سپس در كلام ايشان راه و روش مديريتی اسلامی و انسانی را يادآور شد.
مديريت اسلامی به تمام اجزا و اركان و ارتباط بين انسانها نظر دارد و چيزی را از قلم نمیاندازد، كرامت انسانی در مديريت اسلامی اصلی مهم به شمار میرود و يك مدير نمیتواند به واسطه مقام بالا ارزشهای انسانی و اخلاقی را در ارتباط با كاركنان و زير دستان خود ناديده گيرد. يك مدير زمانی میتواند ادعای مديريت اسلامی داشته باشد كه كوچكترين مسائل را در نظر خود مهم جلوه دهد.
وقتی حضرت اميرالمومنين علی(ع)، مالك اشتر نخعی از ياران خود را به امارت مصر منصوب كرد به او فرمانی در قالب يك نامه نوشت. اين نامه بیترديد از مهمترين اسناد سياسی حقوق اسلامی و به ويژه شيعی است. مصطفی دلشاد تهرانی، نويسنده كتابهای تحليلی و تفسير موضوعی نهجالبلاغه با بيان اينكه از ميان آئين نامهها، دستورالعملها و نظامنامههای حكومتی و مديريتی هيچ متنی با عهدنامه مالك اشتر قابل مقايسه نيست، اظهار كرد: اين عهدنامه كه طولانیترين پيماننامهای است كه از جانب امام علی(ع) نگاشته شده در برگيرنده اساسیترين مباحث در حكومت و مديريت است.
وی اولين حوزه مسائل مديريتی در آموزههای امام علی(ع) را مبانی مديريت يعنی مباحث بنيادی و زيرساختی معرفت شناسی در حكومت و مديريت خواند و گفت: به عنوان مثال فردی كه در جايگاه مديريت قرار میگيرد نمیتواند نسبت به انسانها نگاه تعبيری داشته باشد و برخی را خودی و برخی ديگر را غير خودی بخواند. در عهدنامه مالك اشتر امام علی(ع) مردم را دو دوسته معرفی كرده است، كسانی كه برادر دينی تو هستند يعنی مسلمانند و ديگری آنانكه در آفرينش همانند تو هستند يعنی انسان هستند. بنابراين فردی كه در جايگاه مديريت قرار میگيرد بايد برای همه كار كند. لذا انسانشناسی و معرفتشناسی در سازمان يافتن دستگاه مديريتی ضروری است.
اين نويسنده و محقق بخش ديگری از مبانی مديريت اسلامی را اصول و قواعد كلی عملی ثابت در حكومت و مديريت دانست كه بر كليه تصميمات مديريتی حاكم است و گفت: اصولی همچون مدارا، اعتدال و ميانهروی، خردورزی برخاسته از مبانی است.
اين استاد دانشگاه گروه سوم از مباحث حكومتی در آموزه های امام علی(ع) را روشها معرفی كرد و گفت: روشها، راهحلهای متغيری هستند كه به تناسب شرايط، اوضاع، احوال، زمان ،مكان و مراتب افراد برای دستيابی به اهداف اتخاذ میشود. روشها تابع اصول و برخاسته از مبانی هستند كه میتوان به روشهای كنترل و نظارت و روشهای تشويق و تنبيه اشاره كرد.
نويسنده مجموعه كتب سيره نبوی(منطق عملی) با تبيين اينكه يكی از مسائل موجود در مديريت امام علی(ع) موضوع نظارت و بازرسی و پيگيری است گفت: براساس مبانی و اصول ياد شده از سوی حضرت علی(ع) نظارت نبايد برای مچگيری باشد بلكه بازرسی فلسفه خاص خود را دارد.
علیاصغر پورعزت، دانشيار دانشكده مديريت دانشگاه تهران، نيز در اين راستا به سه نوع رويكرد منحرف، ناشی از التقاط ايدئولوژيك، انحراف ناشی از التقاط علمی و انحراف ناشی از التقاط تجربی اشاره كرد و گفت: در باب مديريت اسلامی بايد خود را از اين سه رويكرد منحرف مصون نگاه داريم.
وی بر ضرورت جمعآوری سوالات روز و مراجعه به متون اصيل اسلامی برای پاسخ راهحلها تأكيد كرد و گفت: مديريت اسلامی بايد از متن اسلام يعنی قرآن كريم و سنت اهلبيت(ع) استخراج شود تا از انحراف به دور بماند. اصالت، كارآزمودگی، ايمان و تقوا، عدم حب بيش از حد به دنيا و ايجاد تعادل بين دنيا و آخرت بايد از خصوصيات رفتاری و اخلاقی فردی باشد كه در يك جامعه اسلامی به عنوان يك مدير انتخاب میشود.
سيدمحمد ميردامادی، عضو هيئت علمی دانشگاه پيام نور، در تشريح ديگر ويژگیهای اجتماعی يك مدير در جامعه اسلامی اظهار كرد: از ويژگیهای ضروری كارگزاران و مديران امانتداری است. امام علی(ع) در نامهای به اشعث بن قيس میفرمايند: «همانا كاری كه به عهده توست، طعمهای برايت نيست بلكه امانتی بر گردنت است». همچنين خطاب به عبدالله بن عباس كه متهم به اختلاس شد فرمودند: «تو با اين كار امانت را از بين بردی». اين امام همام در نامه 42 نهجالبلاغه كارگزاری را به سبب حسن حكومت و امانتداری تجليل میكند.
وی مديران را در سيره علوی به دور از خود كامگی خواند و گفت: همان طور كه در كلام ائمهمعصومين(ع) آمده است «بئس الاستعداد الاستبداد؛ بدترين ويژگی در مديريت خودكامگی است». همچنين امام علی(ع) میفرمايند: «مبادا بگويی من اكنون بر آنان مسلطم، از من فرمان دادن است و از آنان اطاعت كردن»
ميردامادی در ادامه تشريح خصوصيات اجتماعی يك مدير مسلمان به سعه صدر اشاره و عنوان كرد: امام علی(ع) خطاب به مالك اشتر فرمودند: «گره هر كينهای را از دل مردمان بگشای. رشته هر انتقام و دشمنی را از خودت ببر». همچنين در جايی ديگر فرمودند كه «تحمل از اركان مديريت اسلامی است».
حمود شاهسواری، عضو هيئت علمی دانشگاه پيام نور يكی از ابعاد مهم و شگفتانگيز مديريت علوی كه شايد كمتر مورد توجه قرار گرفته و لااقل برخی از زوايای آن تاكنون به خوبی شكافته نشده را بررسی برنامههای اجتماعی و اقتصادی حكومت علوی دانست. حكومت علوی مديران بايد توجه خاصی در خصوص رشد و توسعه سازندگی و تلاش برای زدودن فقر از جامعه اسلامی آن هم با رفتار و منش اخلاقی اسلامی داشته باشند.
محمود شاهسواری، عضو هيئت علمی دانشگاه پيام نور نيز با تأكيد بر اينكه مديرانی كه دم از حكومت علوی میزنند بايد در سيستم كاری خود جامعهای متعادل را ايجاد كنند، بيان كرد: كم كردن فاصله طبقاتی چه از نظر اجتماعی و چه از نظر اقتصادی وظيفه مدير علوی است، ما در كشور اسلامی و دارای حكومتی دينی هستيم مديران ما بايد فاصله بين فقير و غنی را تا حد امكان كاهش دهند.
حجتالاسلام والمسلمين احمد مبلغی، رئيس مركز تحقيقات اسلامی مجلس شورای اسلامی نيز برنامهريزی را جزئی ديگر از مديريت اسلامی خواند و با بيان اينكه يك مدير بدون برنامهريزی به روزمرگی دچار میشود، اظهار كرد: مدير نبايد مستبد به رأی خود باشد بلكه بايد با دو گروه عالمان و افراد نكتهسنج و حكيم در ارتباط باشد و از مشورت آنان استفاه كند.
رئيس دانشگاه مذاهب اسلامی در ادامه با بيان اينكه تشويق و تنبيه در بين مردم نبايد يكسان باشد عنوان كرد: نظام ارزشگذاری بايد از ملاكهای مشخص برخوردار باشد. يك مدير در راستای تشويق افراد بايد مراقب باشد كه خدمتگزاران صادق فدای چاپلوسی برخی افراد فرصت طلب نشوند. همچنان كه امام علی(ع) نيز فرمودند: «وَ لا یَكُونَنَّ الْمُحْسِنُ وَ الْمُسِیءُ عِنْدَكَ بِمَنْزِلَة سَوَاء فَإِنَّ فِی ذَلِكَ تَزْهِيداً لاَِهْلِ الاِْحْسَانِ فِی الاِْحْسَانِ وَ تَدْرِيباً لاَِهْلِ ؛ اى مالك ... هرگز نيكوكار و بدكار نزد تو يكسان و در يك جايگاه نباشند، چرا كه در اين كار، بیرغبتى نيكوكاران در امر نيكوكارى است، و ورزيدگى و شوق بدكاران براى بدى است.»
زعيم ولدخانی، پژوهشگر و محقق نهجالبلاغه و تاريخ و سيره امام علی(ع) نيز معتقد است مدير موفق برای نفوذ و تأثيرگذاری بيشتر بر كاركنان، نياز به مهارت ارتباطی دارد و داشتن ارتباط صميمی با رعايت آموزههای دينی كه از تأكيدات حكومت علوی است اين امر را محقق میكند.
طبق اظهارات اين پژوهشگر بسياری از مناقشات، سوءتفاهمات، كمكاریها و فرار از اجرای خوب و كيفی كارها، نتيجه ارتباط نامناسب با افراد زير مجموعه يك مدير است كه اين موضوع در آئين دين اسلام نفی شده است و قطعا مديری كه با الگو قرار دادن پيامبر(ص) و امامان معصوم(ع) به اين شاخصها توجه كند به موفقيتی چشمگير خواهد رسيد.
يادآوری می شود، نتيجه مديريت اسلامی در هر مجموعه ای طبعا نظم در امور و موفقيت در دستيابی به اهداف است، پس شايسته تر آن است كه مديران و مسئولان به صرف حكمرانی در يك حكومت اسلامی مديريت خود را اسلامی ننامند و با مطالعه در سيره ائمه معصومين(ع) فاصله بين حرف تا عمل را كاهش دهند. همچنين امروز به شايسته سالاری به عنوان حلقه گشمده مديريت اسلامی نياز داريم تا افرادی كه خود را لايق مديريت نمیدانند نيز خودشان را از اين جرگه جدا كنند تا زمينه برای حضور افراد شايسته مهيا شود.