کد خبر: 2598809
تاریخ انتشار : ۱۱ مهر ۱۳۹۲ - ۰۹:۴۲

امام رضا(ع)، نعمت و بركتی بزرگ برای ما ايرانيان است

محمدصادق آهنگری را با نام "آهنگران" از سال های دفاع مقدس می‌شناسيم. او متولد 1336 در اهواز است اما اصالتی دزفولی دارد، مداحی و نوحه‌خوانی‌های او را آنان كه با جنگ زيسته‌اند به خاطر دارند.

امام رضا(ع)، نعمت و بركتی بزرگ برای ما ايرانيان است
به گزارش خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا) شعبه خراسان رضوی، به نقل از پايگاه اطلاع‌رسانی آستان قدس رضوی، محمدصادق آهنگری را با نام "آهنگران" از سال های دفاع مقدس می‌شناسيم. او متولد 1336 در اهواز است اما اصالتی دزفولی دارد، مداحی و نوحه‌خوانی‌های او را آنان كه با جنگ زيسته‌اند به خاطر دارند. صدای او كه گاه پر از غم و اندوه غريبی است و گاهی پر از شور و هيجان ناشی از پيروزی، برای همه ما آشناست. اگر چه او در سال‌های پس از جنگ اندكی كم كار شده است، اما هرگز خاطره آهنگ‌های حماسی او از خاطر مردم اين سرزمين محو نخواهد شد. در اين ايام كه هنوز به عطر شهدا و هفته دفاع مقدس معطر است و به بهانه حضور او در حرم مطهر علی‌بن‌موسی‌الرضا(ع) گفت‌وگويی با او ترتيب داده ايم كه خواندنش خالی از لطف نيست.
از چه زمانی خواندن را آغاز كرديد؟
من از كودكی به خواندن علاقه‌مند بودم، در خانواده‌ما بويژه از طرف پدری و تا حدودی از طرف مادری هميشه صداهای خوب زياد داشتيم. قاريان و مداحان فراوانی در بين خويشان خود داشته و دارم. اما در بين همه علاقه‌ای كه من از خود نشان می‌دادم زبان زد بود؛ خاطرم هست در كودكی گاهی مادرم از اين همه تمرين من عصبانی می‌شد، و البته عصبانيت ايشان برای من عواقب بدی را نيز بدنبال داشت، اما با اين وجود عشق و علاقه‌ مرا به سمت خواندن سوق می‌داد. از آنجايی كه خانواده‌‌‌ای مذهبی داشتم، جهت‌گيری و مسير خواندن من به سمت مساجد، هيئت‌ها، مرثيه و نوحه خوانی رفت. لطف خدا و عنايت اهل بيت(ع) نيز شامل حال من شد و در سن بلوغ كه معمولا صداها دو رگه می‌شود صدای من زياد تغيير نكرد.
آيا از محضر استادی استفاده نموده‌ايد؟
استادی به آن شكل نداشتم؛ به سبك نوحه خوانی دزفولی‌ها علاقه‌مند بودم و هرچه امروز دارم مديون آن سبك است. البته در اين بين كسانی بودند كه در محضرشان كسب فيض كرده‌ام، همچون حاج يوسف طالب كه سبك‌های زيبايی داشت و حاج محمد حسين آل‌مبارك كه پدر شهيد هستند و من مدتی در محضرشان زمزمه كرده‌ام. اما مهمترين كسی كه در موفقيت من پس از خداوند و اهل بيت(ع) نقش داشت؛ مرحوم حاج حبيب الله معلمی، شاعر بسياری از سرودهايی كه من خواندم بود. او اثرات معنوی زيادی را بر روی من گذاشت، شعرهايی بسيار زيبا كه با روحيه، حنجره و سبك من تطبيق داشت می‌سرود. اين را نيز از لطف خداوند، ائمه معصومين(ع) و شهدا می‌دانم كه در آن شرايط حساس جنگ ايشان را بر سر راه من قرار دادند. من با حاج آقا معلمی بخصوص در طول هشت سال دفاع مقدس بسيار مانوس بودم، زيرا عمليات‌‌ها زياد بود و به همين سبب شعرها و سبك‌های زيادی برای جبهه لازم داشتيم. به ياد دارم در آن زمان تلويزيون كه نوحه‌های من را پخش می‌كرد، ديگر نمی‌توانستم مجدد آن‌‌ها را بخوانم، چون بچه‌های جنوب به خصوص دزفولی‌ها روحيه‌ای دارند كه نوحه تكراری را نمی‌پسندند و می‌گفتند «حاج صادق اين را قبلا خوانده‌ای، يك نوحه جديد بخوان» كه همين موضوع عاملی برای رشد من شده بود، زيرا مجبور بودم هر روز سبكی جديد را ابداع كنم و الحمدلله خداوند نيز به من لطف كرد و توانستم در دوران دفاع مقدس سبك‌های جديد زيادی را بسازم.
معمولا هر چه مدت يكبار برای زيارت به مشهد سفر و به حرم امام‌رضا(ع) مشرف می‌شويد؟
همان گونه كه بزرگان و علمای تشيع سفارش كرده‌اند، كه اگر می‌توانيد برای زيارت حداقل هر چهل روز يكبار به حرم حضرت رضا(ع) مشرف شويد؛ من نيز مقيدم و سعی می‌كنم كه حتما هر چهل روز يكبار برای زيارت به مشهد سفر كنم. البته گاهی اوقات توفيق حاصل می‌شود كه بيش از يكبار در 40 روز به مشهد سفر كنم و گاهی مشغله‎ها و گرفتاريهای زندگی ممكن است ناچارم كند كه كمی ديرتر از چهل روز به مشهد بيايم، اما معمولا و عموما همان چهل روز يكبار، توفيق سفر به مشهد و تشرف به حرم سلطانم علی‌بن‌موسی‌الرضا(ع) را دارم.
آيا مكان خاصی را در حرم برای زيارت انتخاب می‌كنيد؟
هميشه پايين پای حضرت می‌نشينم و زيارت‌های امام رضا(ع)، عاشورا و امين الله را همان جا می‌خوانم، پس از خواندن زيارت از آنجا می‌روم و نمازهای خود را جای ديگر می‌خوانم. خدا رحمت كند حاج شيخ حسن مولوی را ايشان مردی فرهيخته و استاد آقا سيد مصطفی خمينی بودند، يكسری سفارشاتی پيرامون زيارت امام رضا(ع) دارند؛ سعی می‌كنم سفارشات ايشان را در زيارت رعايت كنم.
چند مورد از آن سفارشات كه در زيارت به آنها توجه داريد را ذكر می‌كنيد؟
مرحوم حاج شيخ حسن مولوی تاكيد داشتند كه هنگام تشرف به حرم امام رضا(ع) اگر امكان دارد كفش‌های خود را در آورده و با پای برهنه وارد شويد. شايد اين موضوع بر گرفته از آن آيه قرآن باشد كه وقتی حضرت موسی(ع) وارد سرزمين طور می‌شود، خداوند به او خطاب می‌كند كه كفشهای خود را بيرون بياورد و با پای برهنه وارد شود.
ديگر اينكه هنگام تشرف آرام راه برويد و گام‌های كوتاه برداريد، سرپايين انداخته و با ذكر بر لب وارد شويد، هنگام قرائت زيارت نامه به ضريح منور مستقيم نگاه نكنيد، سر پايين انداخته و گاه گاه به ضريح منور نظر بياندازيد، به عبارتی حيا را در زيارت رعايت كنيد.
ايشان بسيار سفارش می‌كردند كه در هنگام زيارت هر يك از ائمه معصومين(ع) زيارت نامه امام حسين(ع) را نيز حتما قرائت كنيد، معتقد بودند زيارتی كه در آن زيارت نامه امام حسين(ع) خوانده نشود زيارتی ناقص است.
ايشان می‌گفت در زيارت برای ديگران دعا كنيد نه برای خود، و در هنگام خروج از حرم مطهر دست خود را بلند كنيد و سه مرتبه بگوييد «يا رضا بده به نام خدا برای رضای خدا» و سپس خارج شويد؛ امام رضا(ع) خود بر ذهن ما تصرف دارند و نياز ما را بهتر از خودمان می‌دانند، لذا حوائج ما را خود برآورده خواهند كرد. من شخصا تلاش می‌كنم اين موارد را رعايت كنم.
بارزترين ويژگی امام رضا(ع) را چه می‌دانيد؟
به عقيده من ويژگی بارز ايشان رئوف اهل بيت(ع) بودن است. زيارت امام حسين(ع) بسيار با عظمت، با اهميت و مورد سفارش است. اما در مفاتيح الجنان ذكر شده كه اگر بين زيارت امام رضا(ع) و امام حسين(ع) اختيار داشتيد كه يك كدام را برگزينيد، زيارت علی‌بن‌موسی‌الرضا(ع) را انتخاب كنيد. من اين موضوع را اطلاع نداشتم، اولين بار در دوران دفاع مقدس قبل از عمليات بدر همراه با فرماندهان عمليات به حرم امام رضا(ع) مشرف شده بوديم كه در آنجا آيت الله طبسی برای ما چند دقيقه‌ای صحبت كرد و اين روايت را نيز برای‌مان خواند. وجود مقدس ثامن الحجج علی‌بن‌موسی‌الرضا(ع) يك نعمت و بركتی بزرگ است كه خداوند متعال به ما ايرانی‌ها ارزانی داشته است.
آيا خاطره‌ای از زيارت حرم امام رضا(ع)، در خاطر داريد؟
زيارت حرم امام رضا(ع) تمامش خاطره است. اما صحنه‌ای از حرم در خاطر من نقش بسته كه هيچگاه آن را فراموش نمی‌كنم. در دوران دفاع مقدس رسم بر اين بود كه قبل از انجام عمليات فرمانده‌هان ابتدا به زيارت امام رضا(ع) می‌آمدند، سپس به ديدار امام خمينی(ره) می‌رفتند و بعد برای انجام عمليات رهسپار مناطق عملياتی می‌شدند؛ من نيز هميشه به عنوان يك ذاكر اهل بيت(ع) همراه آنها بودم. به ياد دارم قبل از عمليات بدر به همراه فرمانده‌هان برای زيارت به مشهد سفر و به حرم امام رضا(ع) مشرف شده بوديم. در
آن سفر صحنه‌ای ديدم كه هيچگاه از يادم پاك نمی‌شود و آن، صحنه‌ی گريه كردن شهيد مهدی باكری كنار ضريح مطهر امام رضا(ع) بود. گوشه دنجی در كنار ضريح نشسته بود و به پهنای صورت اشك می‌ريخت. در همان ايام برادرش نيز شهيد و پيكرش باز نگشته بود. آنچنان اشك می‌ريخت و منقلب شده بود كه من با خود گفتم «قطعا از امام رضا(ع) شهادت را طلب می‌كند» همانند كسی بود كه از قافله‌ای جا مانده است و حسرت رفتن را می‌خورد؛ آن زيارت آخرين زيارت مهدی باكری شد، و در همان عمليات بدر به درجه رفيع شهادت نائل شد. شهيد باكری بسيار انسان محجوب و كم صحبتی بود و در عين حال بين بچه‌های جبهه چهره‌ای بسيار محبوب بود.
شما دوران دفاع مقدس را از نزديك لمس كرده‌ايد، امروز نيز در ارتباط مستقيم با جامعه و مردم ايران هستيد، به نظر شما جوانان آن روز ايران با جوانان امروز ايران تفاوتی كرده‌اند؟
فضا و شرايط آن دوران را نمی‌توان با فضا و شرايط امروز جامعه ايران قياس كرد. در آن زمان از يك سو يك فضای انقلابی، معنوی و غير قابل توصيف بر جامعه حاكم بود و از سوی ديگر تهاجم فرهنگی به اين شكل و با اين حجم وسايل و امكانات ارتباطی از قبيل ماهواره‌، اينترنت، موبايل و غيره وجود نداشت. امروز تهاجم فرهنگی از زمين و آسمان بر سر جوانان ما می‌بارد. امروز جوانانی كه پای اين انقلاب و آرمان‌های شهدا ايستاده‌اند و در راهپيمايی‌ها، مساجد، يادواره‌های شهدا و غيره حضور می‌يابند، كار بسيار بزرگی را انجام می‌دهند. اين جوانان كمتر از مجاهدان دوران دفاع مقدس نيستند.
در پايان اگر صحبتی داريد بفرماييد؟
خدا را شاكرم و از امام رضا(ع) ممنون كه اين توفيق را به من عنايت كرد كه بتوانم در حرم‌شان دعا و زيارت بخوانم. انشاالله معرفت ما را به حق خودشان بيشتر كنند و همان گونه كه شهادت را برای بسياری امضا كردن شهادت ما را هر زمان و هرطور كه خودشان صلاح ميداند، امضا كنند.
captcha