محمد فتحعلیخانی، محقق و عضو هيئتعلمی گروه فلسفه و كلام پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن (ايكنا)، به بحث درباره تحول در علوم انسانی پرداخت و گفت: درباره ضرورت تحول در علوم انسانی بايد گفت كه علوم انسانی رايج برای تحقق اهداف نظام اسلامی، اولاً ناكافی، ثانياً مضر است. در نتيجه بايد به علوم انسانی دست يافت كه هم بتواند اهداف نظام اسلامی را محقق كند و هم اينكه آسيبرسان به اين اهداف نباشد. برای تحقق اهداف نظام اسلامی، علوم انسانی كنونی ناكارآمد هستند و بايد به علوم انسانی كارآمد دست يافت.
وی افزود: منظور از علوم انسانی كارآمد، علومی هستند كه بتوانند اهدافی را كه در اسلام برای انسان، در بعد فردی و اجتماعی مقرر شده است، محقق كنند. چون در گذشته و اكنون نيز تحول در علوم انسانی را به درستی در رابطه با اجراء و به كارگيری اين علوم در عرصه اجتماعی تلقی نكردند، اين علوم همواره دچار كندی و حتی انحراف و در برآورده كردن نيازهای جامعه ناموفق بودهاند.
اين استاد دانشگاه درباره دستاوردها و بايستههای طرح تحول در علوم انسانی گفت: بيشتر آنچه كه تاكنون در اين حوزه انجام شده است، در ناحيه مبانی بوده است. مبانی علوم انسانی غربی تا اندازهای شناخته شده و در قبالش، مبانی مورد نياز برای علوم انسانی اسلامی هم تا اندازهای معرفی شده است. پيشنهاد من اين است كه تحول علوم انسانی از يك پروژه محدود در پژوهشگاهها و دانشگاهها به يك پروژه ملی تبديل شود و درباره آن، توسط همه دستگاههايی كه به علوم انسانی نياز دارند، چارهانديشی بشود.
فتحعلیخانی خاطرنشان كرد: علوم انسانی امروز كه بيشتر منظور من از آن، علوم اجتماعی است، علومی هستند كه مديريت و اداره نظامات اجتماعی را برعهده داردند و اگر علوم انسانی اسلامی محقق بشود و اداره نظامات اجتماعی ما را عهده دار شود تحولی فراگير در همه جنبههای زندگی ما اتفاق خواهد افتاد.
وی ادامه داد: تحول در علوم انسانی، همه عرصهها از جمله صنعت ما را متحول خواهد كرد؛ چون آن چيزی كه تعيين میكند صنعت چگونه به كار گرفته شود، چه اهداف و مراحلی را طی كند و به چه سمت و سويی برود، همگی در علوم انسانی رقم میخورد. بنابراين اگر جهتدهی علوم انسانی به صنعت متفاوت شود، خود صنعت هم متفاوت خواهد شد.
اين استاد دانشگاه درباره دلايل اينكه چرا اين طرح تاكنون به نتيجه نرسيده است، گفت: دليل ناكامی تحقق اين طرح تاكنون، اين است كه تلقی درستی از تحول در علوم انسانی وجود ندارد. بعضیها گمان میكنند كه تحول در علوم انسانی يعنی تغيير در متون درسی؛ تغييری كه میخواهد پيش از توليد علوم انسانی اسلامی صورت بگيرد و طبعاً اين كار، كار چنان موفقی نخواهد بود.
وی ادامه داد: بايد تلقی درستی از تحول در علوم انسانی داشته باشيم و به عبارت ديگر بايد تلقی درستی از علوم انسانی داشته باشيم. چون علوم انسانی، علومی كاربردی هستند كه در بطن زندگی اجتماعی به كار گرفته میشوند و بايد آن كاربرد در متن زندگی را دگرگون كرد.
فتحعلیخانی اظهار كرد: بعضیها فكر میكنند كه علوم انسانی، آن چيزی است كه در كتابها وجود دارد و اگر اين كتابها از لحاظ اعتقادی دارای دلالتهای ناصوابی هستند، بايد آنها را درست كنيم. البته اين كار بايد انجام بشود، ولی اين همه كار نيست، بلكه ابتدا بايد علوم انسانی توليد بشود و توليد علوم انسانی هم در بستر حيات واقعی و عينی زندگی انسان امكانپذير میشود.
عضو هيئتعلمی گروه فلسفه و كلام پژوهشگاه حوزه و دانشگاه در ادامه خاطرنشان كرد: البته كار علمی، كار هركسی نيست و هركسی كه عالم است و می خواهد در بستر زندگی اجتماعی به توليد علوم انسانی، بپردازد بايد با نظارت بر واقعيتهای علمی اين كار را انجام بدهد، نه اين كه صرفاً در اتاق دانشگاه بنشيند و به نظريهپردازی مشغول باشد.
وی در ادامه در پاسخ به پرسشی در خصوص حذف يا اسلاح علوم انسانی موجود در دانشگاهها، گفت: من هر دو تعبير حذف و اصلاح علوم انسانی موجود را گمراه كننده میدانم. به نظر من علوم انسانی اسلامی بايد توليد بشود. ما الان از باب ناچاری و ناگزيری است كه مجبوريم همين چيزهايی را كه در دانشگاهها مرسوم است، تدريس كنيم كه البته بايد آنها را پالايش و اصلاح كنيم.
وی اضافه كرد: اين يك كار كاملاً كوتاهمدت است كه توسط اساتيد بايد صورت بگيرد و در خيلی جاها هم انجام میشود؛ چون اساتيد مسلمان و معتقد هستند و در نتيجه مشكلات را توضيح میدهند و نقد میكنند. هر چه بيشتر اين كار انجام شود، زمينه برای مشاركت كسانی كه فارغالتحصيل اين دورهها هستند، در انجام پروژه بزرگ و ملی و حتی بينالمللی تحول در علوم انسانی فراهم می شود و اگر اين كار انجام نشود، خودباختگی در برابر علوم غربی به وجود میآيد و طبعاً طرح تحول در علومانسانی هم به نتيجه نخواهد رسيد.
فتحعلیخانی در پايان درباره تاثير دانشگاهها و حوزههای علميه در انجام موفق طرح تحول در علوم انسانی گفت: اين كار بايد با تعاون و همكاری حوزه و دانشگاه صورت بگيرد. حوزه و دانشگاه هر كدام به تنهايی نمیتوانند اين كار را انجام دهند؛ يعنی بايد در تيمهای مشترك، همفكری و همانديشی كنند و هردو هم ذهنشان را از كتابخانه به عينيت حيات اجتماعی معطوف كنند و به كمك همديگر میتوانند تغيير و دگرگونی در علوم انسانی را محقق كنند.