
حجتالاسلام محمد انصاری، مدرس حوزه علمیه و دانشگاه در گفتوگو با خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خوزستان، با بیان اینکه مناجات شعبانیه سراسر فرازهای عارفانه و عاشقانه است، اظهار کرد: در این فرازها شخصی که با خدا مناجات میکند و طلب جلب نظر الهی را دارد به خدا چنین عرضه میدارد: «اگر مرا به وسیله جرم و خطاهایم مؤاخذه کنی من نیز از تو عفو را مطالبه میکنم، اگر مرا به گناهانم مؤاخذه کنی من هم مغفرت را به تو یادآوری میکنم، اگر گناهان من آنقدر زیاد باشد که مرا وارد آتش جهنم کنی من اهل جهنم را آگاه میکنم که یک دوستدار تو بودم، هر چند گناهکار بودم اما خدا را دوست داشتم».
جوشش رحمت الهی در عبارات مناجات شعبانیه
وی ادامه داد: این عبارتها، عبارتهای شخصی است که وقتی با خدا سخن میگوید میخواهد به نحوی رحمت الهی را به جوشش آورده و لطف خدا را بیشتر نسبت به خود متوجه کند. گرچه لطف خدا همیشه شامل همه بندگان است؛ «یا مَنْ یُعطی من سَئَلَهُ یا مَنْ یُعْطی مَن لَم یَسْئَلهُ». در دعای ماه رجب نیز میخوانیم که خدا حتی به افرادی که او را نمیخوانند نیز عطا میفرماید اما فردی که خداوند را میخواند برابر با افرادی او را نمیخوانند، نیست.
انصاری افزود: در مناجات شعبانیه عباراتی وجود دارد که از موضع بنده با خالق خود سخن میگوید، شیوه بیان به گونه ای است که غیر از این نباید از خداوند انتظار داشته باشیم یعنی به گونهای سخن میگوییم که قطعاً خداوند ما را با این عبارات خواهد بخشید، عبارات بسیار زیرکانه از سوی بنده بر زبان جاری می شود. حضرت امیرالمؤمنین(ع) که آموزش دهنده این عبارتها هستند در نهایت ادب با مولای خود سخن میگوید، براین اساس اگر افرادی که میخواهند با خداوند ارتباط برقرار کنند از این ادبیات در سخن گویی استفاده کنند سبب جلب رحمت پروردگار میشود.
خروج بیان انسان مستاصل از دایره ادب عبد و مولا
مدرس حوزه علمیه و دانشگاه اظهار کرد: متأسفانه گاهی دیده میشود برخی به جهت اینکه مستأصل شدهاند، در امتحانی سخت قرار دارند و به تنگنا رسیده اند به گونهای با خداوند سبحان سخن میگویند که ادب و نزاکت لازم و واجب میان عبد و مولا در آن مشاهده نمی شود اما در این دعا دیده میشود که از خداوند درخواستهای بسیار بزرگی میشود در عین حالی که شاید بزرگترین جنایتها از سوی بنده صادر شده است اما از دایره ادب و نزاکت خروج پیدا نمیکند: «الهی میدانم مجرم هستم اگر تو را به این خاطر مؤاخذه کنی آن طرف قضیه هم هست که تو بخشنده و نسبت به بندگان گناهکار مغفرت داری» و آن عبارت امام که میفرماید: حتی اگر مرا وارد جهنم کنی: به جهنمیان میگویم که تو را دوست داشتم، از این جهت این را میگوید که میداند خداوند ابا میکند از این که بندهای را که مهری از بندگی و عشق و محبت او را بر پیشانی خود دارد، در آتش قهر الهی بسوزاند. چون این باعث سرشکستگی برای مولایی است که عبد خود را بین دشمنان خود بخواهند عقاب کند.»
آموزش ادب سخن گویی با حضرت حق در مکتب علوی
انصاری ادامه داد: لذا حضرت امیر(ع) میفرماید: اگر مرا وارد جهنم کنی یعنی با این عبارت میخواهد بفرماید: تو مرا نباید وارد جهنم کنی. گرچه مجرم هستم اما تو را هم دوست داشتم. یعنی به قابلیتهایی که در وجود بندگان خدا هست اشاره میکند کسانی که عشق خدا را در دل دارند اما خطاهایی مرتکب شدهاند، حضرت امیرالمؤمنین(ع) در این مناجات با عبارت های کم نظیر و عارفانه شیوه مؤدبانه سخن گفتن با خداوند با علم به خطاهای فردی را آموزش می دهد.
وی با اشاره به شأن نزول آیه 135 آلعمران مبنی بر «وَالَّذِینَ إِذَا فَعَلُواْ فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُواْ أَنْفُسَهُمْ ذَکَرُواْ اللّهَ فَاسْتَغْفَرُواْ لِذُنُوبِهِمْ وَمَن یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللّهُ وَلَمْ یُصِرُّواْ عَلَى مَا فَعَلُواْ وَهُمْ یَعْلَمُونَ؛ و آنان که چون کار زشتى کنند یا بر خود ستم روا دارند خدا را به یاد مىآورند و براى گناهانشان آمرزش مىخواهند و چه کسى جز خدا گناهان را مىآمرزد و بر آنچه مرتکب شدهاند با آنکه مىدانند [که گناه است] پافشارى نمىکنند» و ماجرای فرد گناهکاری به نام بهلول و ندامت و تضرع او به درگاه الهی گفت: بهلول کسی بود که سالهای متمادی به کفن دزدی مشغول بود، او نزد پیامبر اسلام(ص) میآید و اظهار ندامت میکند و پیامبر(ص) که رحمت للعالمین است به او میفرمایند «توبه کن». آن شخص میگوید گناه من بسیار بزرگتر است پیامبر اکرم(ص) به او میگویند: آیا گناه تو بزرگتر است یا رحمت و مغفرت خداوند؟ آن شخص وقتی استدلال ایشان را میشنود میگوید رحمت خداوند بزرگتر است اما گناه من هم بزرگ است. پیامبر(ص) از او میپرسند توچه خطایی انجام دادهای؟ آن شخص اعتراف میکند در یکی از کفن دزدیها عمل منافی عفت مرتکب شده است پیامبر وقتی داستان جسارت او را در کفندزدی و آن عمل شنیع میشنوند او را از خود میراند و ناراحت میشود.
مناجات شعبانیه؛ یادآور گستردگی رحمت پروردگار
انصاری ادامه داد: جوان وقتی دید هیچ امیدی ندارد به بیابان پناهنده میشود و به خدا روی میآورد و شبانهروز گریه و زاری میکرد و با تضرع میگفت: رب هذا عبدک بهلول (این بنده تو بهلول است) و بین یدیک مغلول (دست بسته به پیشگاه تو حاضر شده) رب أنت الذی تعرفنی؟ منی ما تعلم سیدی یا رب انی اصحبت من النادمین و أتیت بنیک تائباً فطرونی و زادنی خوفاً (من نزد پیامبرت آمدم اما او مرا از خود راند و خوف مرا نسبت به عذاب الهی بیشتر کرد) لا تخیب رجائی (خدایا مرا ناامید نکن) و پس از این توبه که در تفسیر صافی ذیل آیه مذکور نقل شده است این آیه نازل میشود.
مدرس حوزه علمیه و دانشگاه با بیان اینکه عبارات مناجات شعبانیه بزرگی و گستره رحمت خداوند را به ما یادآور میشود، به بخشی از این مناجات مبنی بر «خدایا اگر اعمال من پیش تو کم و ناچیز بودند «فقد کبر فی جنب رجائک املی» اشاره کرد و افزود: این عبارات از نظر ادبی و محتوایی زیبا هستند؛ «الهی کیف انقلب...» چطور از نزد تو محروم و دست خالی برگردم حال اینکه به تو وجود و کرمت حسنظن دارم که من را مورد رحمت قرار دهی.
وی با تأکید بر محاسبه اعمال از سوی انسان گفت: در شبهای ماه شعبان در عین اینکه کمکاریها و گناهان خود را باید تداعی کنیم، این عبارات مناجات شعبانیه خوانده شود و در نتیجه آن زیباییهای ارتباط با خدا درک شوند.