کد خبر: 3321200
تاریخ انتشار : ۰۹ تير ۱۳۹۴ - ۰۵:۰۸
حاشیه‌های سومین شب نمایشگاه قرآن مشهد؛

طنین غریبانه ندای ربانی اذان مغرب در نمایشگاه قرآن مشهد/ باز هم مسئولان نیامدند

گروه فعالیت‌های قرآنی: صدای اذان مغرب از تلفن همراه دوستان و همکاران، یکی پس از دیگری گوش را نوازش می‌دهد، اما این ندای ربانی، چه غریبانه در فضای دهمین نمایشگاه بین‌المللی قرآن و عترت مشهد طنین‌انداز شد در حالی که آواهای مختلف بر این نوای دل‌انگیز غالب بود.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، برای شرکت در سومین شب از دهمین نمایشگاه بین‌المللی قرآن و عترت مشهد شب گذشته، هشتم تیرماه طبق رسوم میزبانی، زودتر از موعد بر سر قرار حاضر می‌شویم اما از میان تمام درهای ورودی به سالن، تنها یک در برای رفت‌وآمد گشوده شده و این در حالی است که از شمایل حاضران مشخص است برای گشودن همین یک در هم، تمایل چندانی نداشته‌اند.

تأخیر 45 دقیقه‌ای غرفه‌داران

ساعت مقرر آغاز نمایشگاه فرا می‌رسد اما سکوتی ژرف فضای نمایشگاه را فرا گرفته است، گویی حتی غرفه‌داران هم به درک درستی از صحبت سیدسعید سرابی، مدیرکل اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی که تدوین برنامه جامع قرآنی مشهد 2017 را در حاشیه دهمین نمایشگاه قرآن و عترت مشهد مقرر کرده و برگزاری نمایشگاه را فرصتی مناسبی برای معرفی ظرفیت‌ها و فرصت‌های استان به جهان اسلام دانسته، نرسیده‌اند و پس از گذشت 45 دقیقه از شروع ساعت بازدید نمایشگاه غرفه‌داران یکی پس از دیگری حاضر می‌شوند و سومین روز برپایی نمایشگاه کلید می‌خورد.

عدم حضور مسئولان و پیشواز از افطار

برای مصاحبه به غرفه‌ها سرک می‌کشم اما زمانی که سراغ از مدیر مجموعه می‌گیرم، افطار را بهانه می‌کنند، این در حالی است که هنوز دو ساعت تا لحظات ملکوتی اذان مغرب باقی مانده و من با علامت سؤالی در ذهن برای پیشواز از افطار، به سایر غرفه‌ها مراجعه می‌کنم اما گویا امشب هم باید دست خالی باز گردیم چرا که بسیاری از مدیران هنوز به بازدید از نمایشگاه قرآن و عترت مشهد نیامده‌ و غرفه‌داران نیز، غرفه‌های خالی از سکنه را رها کرده‌اند.

تأخیر در آماده‌سازی غرفه‌ها

در میان تمام دغدغه‌هایم برای عدم حضور مسئولان و حتی پاسخگویی برای توجیه این امر، نگاهم بر روی غرفه‌ای ثابت می‌ماند، مسئولان غرفه‌ای که در هشتمین روز از تابستان، تازه از خواب زمستانی بیدار شده و پس از گذشت سه روز از آغاز به کار نمایشگاه، در حال آماده‌سازی غرفه هستند.

به سمت سایر غرفه‌ها حرکت می‌کنم که باز هم نگاهم مرا میخکوب کرده و وادار به توقف می‌کند، نمی دانم باید خوشحال باشم و یا متأسف؛ چرا که باز هم پس از سه روز از برگزاری این نمایشگاه، امشب غرفه اطلاع‌رسانی و روابط عمومی آماده شده و در حال فعالیت است، با این وجود این غرفه که مزین به نام و پوستر دهمین نمایشگاه بین‌المللی قرآن و عترت است، اما هیچ پاسخگویی ندارد.

یکی پس از دیگری غرفه‌ها را رصد می‌کنم اما هر چه پیش‌تر می‌روم از حجاب غرفه‌داران کاسته شده و بر صدای هیاهو در آن غرفه‌ها، افزوده می‌شود؛ و من در دل خود احساس رعب و وحشت می‌کنم از این که قدمی از قدمی دیگر بردارم و بر این آمارها افزوده و کاسته شود.

غربت پخش اذان مغرب در فضای نمایشگاه قرآن

به ساعت ملکوتی اذان مغرب نزدیک می‌شویم، به غرفه ایکنا بازگشته و در میان تمام نواها و آواهای نمایشگاه، چشم بر صفحه تلفن همراه خود می‌دوزم تا بلکه ندای «الله اکبر» خبر از لحظه شیرین افطار را بدهد؛ صدای اذان از تلفن همراه دوستان و همکاران، یکی پس از دیگری گوش را نوازش می‌دهد، اما این ندای ربانی، چه غریبانه در فضای دهمین نمایشگاه بین‌المللی قرآن و عترت طنین‌انداز شد در حالی که آواهای مختلف بر این نوای دل‌انگیز غالب بود.

درهای ورود و خروجی که زودتر از ساعت مقرر بسته می‌شوند

حضور مردم نسبت به شب گذشته کمی بیشتر بود اما آنچنان که لایق نمایشگاه بین‌المللی قرآن و عترت مشهد است، استقبال نشد؛ به ساعات پایانی برگزاری نمایشگاه نزدیک می‌شویم، درها دیرتر از موعد باز نمی‌شوند، این بار زودتر از ساعت مقرر بسته شده و همه برای ورود و یا خروج از غرفه‌ها تنها باید از یک در رفت‌وآمد کنند که این امر موجب ازدحام جمعیت در مقابل در ورودی شده بود.

captcha