کد خبر: 3383921
تاریخ انتشار : ۱۹ مهر ۱۳۹۴ - ۰۹:۱۷
علی بداشتی عنوان کرد:

عصبیت و عربیت؛ پایه‌های حکومت بنی‌امیه

گروه اندیشه: بنا به گفته علی بداشتی، حکومت اشرافی بنی‌امیه بر دو پایه «عصبیت و عربیت» استوار بود و زمانی‌که حکومت بر این مبنا استوار شود، غیرعرب‌ها موالی خوانده می‌شوند.

علی بداشتی، عضو هیئت علمی دانشگاه قم در گفت‌وگو با خبرگزاری بین‌المللی قرآن (ایکنا) گفت: در روایات ما شیعیان یک اصل کلی وجود دارد که می‌فرماید «حکومت‌ها ممکن است با کفر باقی بمانند اما با ظلم باقی نمی‌مانند» البته این  جمله یک اصل کلی درعلم جامعه‌شناسی نیزهست. جامعه‌شناسان نیز بر این باورند حکومت‌ها از همان روزی که ظلم را آغاز می‌کنند؛ پایه‌های انقراض خود را فراهم می‌آورند. شما فرض کنید زمانی‌که حکومتی  پایه و اساس خود را بر اساس ظلم و ستم بنیان نهاده باشد چه اتفاقی برای آن حکومت می‌افتد.
این استاد دانشگاه افزود: بعد از کشته شدن عثمان و رای اجماعی مبنی بر به حکومت رسیدن علی (ع) ایشان به عنوان رهبر جامعه اسلامی انتخاب شدند. در آن زمان رای جامعه مدینه مرکز تصمیم‌ گیری بود. امام نیز حجت را بر خود کامل دید و رهبری اجتماعی را پذیرفتند و مردم با  امام بیعت کردند و ایشان نیز پذیرفتند.
وی اظهار کرد: بدین شکل حکومت علی(ع) که مشروعیتش الهی بود و مقبولیتش مردمی استوار شد. همه جامعه اسلامی این بیعت را پذیرفتند، همان گونه که با ابوبکر، عمر و عثمان بیعت کردند. در این میان فقط بنی‌امیه بودند که با امام بیعت نکرد. معاویه در شام حاکم بود و رای امام مبنی بر واگذاری حکومت شام را نپذیرفت  و بر حکمیت خود سماجت کرد. اما از آنجایی که امام معاویه را شایسته نمی‌دانست حکم به کنارگیری او داد و حکم را نپذیرفت و به بهانه خون‌خواهی از عثمان در برابر امام ایستاد و به «قاسطین » در تاریخ اسلام شناسایی شدند. «قاسط» به معنای تجاوزگر است که از حق الهی تجاوز کردند و حکومت امییرالمومنین گردن ننهادند. و نبرد صفین در منطقه‌ای میان عراق و شام بین علی (ع) و همین گروه به سرکردگی معاویه رخ داد که در آن، خون بیش از صد هزار مسلمان ریخته شد. در این نبرد، امام (ع) به هدف نهایی خود نرسید هر چند معاویه در منطقه شام منزوی شد..
بداشتی تصریح کرد: پس بنای حکومت معاویه بر پایه  استبداد، خودرای و سرپیچی از حکومت وقت بود. نیرنگ‌های معاویه در زمان امام حسن(ع) نیز دنبال می‌شود او همچنان بر رای خود پافشاری می‌کرد و حکومت امام حسن را نپذیرفت. به گواه تاریخ بعد از امیرالمومنین علی(ع) مردم با امام حسن(ع) بیعت کردند.
نویسنده کتاب شناخت سلفیه  گفت: معاویه در شام برای خود پادشاهی بنا کرد و به صلح‌نامه‌ای که با امام حسن می‌بندد متعهد نمی‌ماند و برای خود جانشین انتخاب می‌کند؛ و نقص عهد کرد که این نیز ظلم بزرگی به جامعه اسلامی بود. حکومت یزید هم یک حکومت جائر و غاصبانه بود این حکومت  هم نمی‌توانست با توجه به اصل یاد شده چندان  پایداری باشد؛ چرا که  این حکومت نیز بر اساس ظلم پایه‌ریزی شده بود.بعد یزید پسر او معاویه حکومت را بیش از یکی دو ماه نپذیرفت و از قدرت کنار رفت چون نمی‌خواست نقشی در این فساد و جور داشته باشد. بعد او  مروانیان در صدر قدرت  بنی‌امیه قرار می‌گیرند و مروانیان نیز حکومت خود را بر مبنای استبداد و شمشمیر پایه‌ریزی کردند.

قیام‌ها علیه حکومت بنی‌امیه
وی در ادامه اظهار کرد: قیام‌ها علیه حکومت بنی‌امیه در زمان یزید آغاز شدند. اولین قیام مردم کوفه بود که به امام حسین(ع) نامه نوشتند که ما حکومت یزید را نمی‌پذیریم شما به ما  ملحق شو و بر ما حکومت کن. وقتی یزید متوجه شد کوفه را دارد از دست می‌دهد «عبیدالله بن زیاد» را مامور کرد؛ تا با ایجاد تفرقه در کوفه این حلقه اتصال را بشکند. و بین حضرت و مردم فاصله بیاندازد.
وی تصریح کرد: متاسفانه این ذهنیت شکل گرفته است که کوفیان مردمان خیانت کاری هستند اما کوفیان از بهترین شیعیان امیرالمومنین بودند ذهنیتی که در تاریخ وجود دارد نسبت به آنها منفی است؛ منتها دستگاه حاکمه این نهضت را در نطفه سرکوب کرد «مسلم بن عقیل» را به شهادت رساند و زندان‌ها را از مقربین امام پر کرد.
وی افزود: بدین شکل ارتباط امام با کوفه قطع شد. اما  دل‌بستگی کوفیان به امام  در غالب قیام توابین، قیام مختار و  زیدیه نمود پیدا کرد. از سوی دیگر زبیریه در برابر بنی‌امیه قد برافراشتند و خوارج از زمان امیرالمومنین نه تنها با ایشان بلکه با معاویه هم  جنگ خود را آغاز کردند. خوارج می‌خواستند معاویه، عمربن عاص و امیرالمومنین را بکشند؛ که تنها موفق شدند و امیرالمومنین را به شهادت برساندند.
وی گفت: این قیام‌ها نشان می‌دهد همواره علیه بنی‌امیه کشمکش‌های بوده است . در نهایت این قیام‌ها باعث تضیعیف حکومت مرکزی شد. و قیام بنی‌عباس در ابعاد وسیع دودمان آنها را برای همیشه برچید.

کشمکش‌های ایرانیان با بنی‌امیه
این تحلیل‌گر تاریخ اسلام افزود: حکومت اشرافی بنی‌امیه بر دو پایه «عصبیت و عربیت» استوار بود. زمانی‌که حکومت بر این مبنا استوار شود غیر عرب‌ها موالی مورد خطاب قرار می‌گیرد. هرجا حکومت دست ‌نشانده‌های بنی‌امیه حکومت می‌کردند به ایرانیان به چشم تحقیر نگریسته می‌شد؛ برخلاف امیرالمومنین که همه را مساوی می‌دیدند. این ستم‌های مضاعف علیه ایرانیان باعث شده بود هر جا قیامی علیه بنی‌امیه شکل بگیرد ایرانیان در آن قیام نقش فعالی را ایفا کنند. که از این جمله می‌توان به قیام مختار اشاره کرد.
بداشتی تشریح کرد: پس  به ایرانیان در حکومت بنی‌امیه از دو جنبه ستم می‌شد؛ یکی به خاطر ارادتی که به امیرالمومنین علی(ع) و اهل بیت ایشان داشتند و دیگری به خاطر ایرانی بودن شهروند درجه دوم به حساب می‌آوردند و هیچ حقوقی برای ایرانیان قائل نبودند.
وی در آخر افزود: مداین دوره ساسانیان  پایتخت ایران بود؛ در کوفه و مداین ایرانیان زیادی حضور داشتند و ایرانیان ظلم مضاعفی از بنی‌امیه می‌دیدند به همین خاطر در هر قیامی که علیه بنی‌امیه شکل می‌گرفت ایرانیان حضور خود را نشان می‌دادند. قیام« ابومسلم خراسانی» پس از سال‌ها  مبارزه بر علیه سلطه اعراب در ایران نهایتا از سوی بنی‌عباس مصادره شد. و بنی عباس  رهبری این قیام را در دست گرفتند و فواید این قیام را به نفع خود مصادره کردند.

captcha