
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از فارس، امروز مصادف با سی و پنجمین سالروز شکست حصر سوسنگرد است که این اتفاق در 26 آبان سال 1359 و دو ماه بعد از آغاز جنگ تحمیلی رخ داد.
در آن زمان که هنوز عمر انقلاب اسلامی به یکسال نیز نرسیده بود، نهادهایی نظیر سپاه و بسیج تازه شکل گرفته بودند و ارتش نیز هنوز قوام خود را به طور کامل باز نیافته بود اما در عین حال آن چیزی که بسیار مهم بود، دفاع جانانه از انقلابی که به خاطر آن هزاران نفر شهید شدند، بود.
آنچه که پس از آغاز جنگ تحمیلی در مهین اسلامیمان رخ داد، همگی شور بود و عشق. عشقی که از نهاد پاک انسانهای آزاده و اسلامخواه کشورمان برخاسته بود. آری! آن زمان هیچکس نمیخواست که انقلاب اسلامی خود را دو دستی تقدیم دشمنان کند لذا هر کسی تلاش میکرد تا با چنگ و دندان به پای این انقلاب بایستد. گرچه همیشه نااهلانی بودهاند که سعی میکردند تا این عشق را خدشهدار کرده و مقاومت مردم را بشکنند.
هنوز هم قدرت ایمان در کشورمان، حرف نخست را میزند
با مرور هر کدام از حماسههای دفاع مقدس به خوبی میتوانیم درسها و نکات فراوانی را بیاموزیم و الگوبرداری کنیم. گرچه بسیاری از عوامل این حماسهها هنوز هم در جامعه ما ساری و جاری هستند و به یمن و برکت اتحاد و همدلی و همچنین عرق مذهبی مردم هیچگاه از جامعه ما رخت بر نمیبندند.
در ماههای ابتدایی جنگ تحمیلی مشاهده میکنیم که مردم ما اشتیاق فراوانی برای دفاع از انقلاب خود داشتند لذا افراد بسیاری خواهان اعزام به جبهههای نبرد حق علیه باطل بودند اما مشکلی که در این میان وجود داشت، نبود امکانات، تجهیزات و سلاحهای مناسب جنگی بود.
شرحی از دفاع جانانه رزمندگان سلاح
در حالی که ارتش دشمنان ما با همکاری و همراهی کشورهای مختلف، دارای پیشرفتهترین و بهروز سلاحهای کشتار جمعی بودند، مدافعان بیسلاح ما تنها با اراده و قدرت ایمان و پا در رکاب ولایت، در وادی دفاع از انقلاب خود گام نهادند. آنجا که میخوانیم برای شکست حصر سوسنگرد، نیروها از نقاط مختلف ایران حضور داشتند اما بیسلاح، به خوبی متوجه خواهیم شد که همدلی، همراهی و یکدستی همیشه در دفاع از آرمانها و ارزشها حرف نخست را میزند.
در ادامه این گزارش به سراغ یکی از یادگاران دوران 8 ساله دفاع مقدس میرویم که خود در عملیات شکست حصر سوسنگرد حضوری فعال داشت و خاطرات و نکاتی چند از این حماسه را میخوانیم.
سردار احمد عبداللهزاده در گفتوگو با خبرنگار ایکنا ابتدا به نخستین درسی که از این حماسه میتوان دست یافت، اشاره کرد و گفت: «تقریباً دو ماه از آغاز جنگ گذشته بود و سوسنگرد چندین بار مورد حمله دشمن قرار گرفته بود، اما هر بار رزمندگان ما دفاع جانانهای از این شهر کردند.
مقاومت رزمندگان بیسلاح ما در این حصر و عملیات دشمن، تنها به وسیله همدلی، همراهی و یکدستی نیروهای مختلفی بود که از نقاط مختلف کشورمان در آنجا جمع شده بودند چرا که همگی عزمشان جزم بود تا جلوی دشمن بایستند لذا اجازه ندادند تا دشمن سوسنگرد را بیشتر از 24 ساعت در اختیار داشته باشد.
در آن زمان چیزی به نام یگان تشکیل نشده بود
آن زمان چون آغاز جنگ بود، چیزی به نام یگان نبود لذا نیروها از نقاط مختلف کشور اعزام شده بودند که در ردههای بسیج، سپاه، تیپ 2 لشکر 92 زرهی بودند و همگی به دفاع از شهر سوسنگرد پرداختند».
از این یادگار دفاع مقدس درباره نقش رزمندگان فارس در این عملیات میپرسیم که اینگونه پاسخ داد: «بچههای فارس همگی بیرون از شهر سوسنگرد بودند یعنی حالت پدافندی داشتند زیرا آنان سلاحی نداشتند که بتوانند از آن استفاده کنند به همین دلیل این نیروها را در پشت جبهه سوسنگرد گذاشته بودند تا هر وقت امکانات لازم برای آنان فراهم شد آنها را به خط بزنند.
این در حالی بود که عراق شهر سوسنگرد را دور زده بود و میخواست از همین نقطهای که بچههای فارس قرار داشتند، وارد شهر سوسنگرد شود که با بچههای ما برخورد.
حضور قریب 280 نفر از رزمندگان فارس در این عملیات
در این جریان 120 یا 200 نیروی اعزامی از شیراز و تقریبا 70 یا 80 نفر هم از کازرون و عده دیگری از رزمندگان شهرهایی نظیر تبریز و ارومیه در این منطقه بودند که این جریان اتفاق افتاد ولی بیشترین نیروها متشکل از بچههای فارس بود که در مقابل دشمن ایستادگی کردند.
در آن زمان به دلیل فشاری که دشمنان برای حمله به شهر آورده بودند، هر کدام از بچههای فارس به نقطهای رفتند و پراکنده شدند و بعد از آن تقریباً یک هفته به طول انجامید تا دوباره دور هم جمع شوند».
اشاره به شهدای فارس در این عملیات
عبداللهزاده در ادامه در پاسخ به اینکه از استان فارس چند نفر در این عملیات شهید شد؟ گفت: «در جریان این عملیات 3 نفر از بچههای شیراز به نامهای شهید صفدر سلطانی، برادر شهید شیرعلی سطانی که هماکنون در مزار مدفون شده است، شهید جمشید غنی و شهید قرمزی به فیض عظیم شهادت نائل شدند، اما اخیراً نیز شنیدهام که کازرون نیز 50 شهید را در این عملیات تقدیم کرده است.
علاوه بر اینها از جمله رزمندگان استان فارس که در این عملیات حضور داشتند که بعدها و در عملیاتهای دیگری شهید شدند میتوان به شهید مدافع حرم شهیدعبدالله اسکندری، شهید مهدی ظل انوار، شهید حجتالاسلام جعفر ذاکری، شهید حسن حق نگهدار، شهید سروش حق نگهدار، شهید حسین صحرائیان، شهید علی نقی بیمقدار و غیره اشاره کرد».
این یادگار دوران دفاع مقدس درباره نحوه مشارکت خود در این عملیات عنوان کرد: «من در هنگام حصر و سقوط سوسنگرد در گلف بودم که آن زمان پادگان نبود بلکه یک محل ورزش گلف بود که بعدها تبدیل به پایگاه منتظران شهادت شد. این مکان یک سالن بود که رزمندگان از آن بهعنوان نقطه تجمع اعزام میکردند.
در حقیقت گلف تبدیلی به اولین مکان در منطقه جنگی شده بود که رزمندگان سمت اهواز در آنجا اتراق میکردند. ما در زمان حصر سوسنگرد در خط دار خویل در سلیمانیه بودیم که جهت استحمام و انجام نظافت به گلف آمده بودیم و قرار بود شب را آنجا مانده و صبح به خط بازگردیم که نیمه شب این اتفاق افتاد و متوجه شدیم که سوسنگرد سقوط و محاصره شده است لذا به سمت این شهر به راه افتادیم.
حصر سوسنگرد 24 ساعت به طول انجامید
در این منطقه رزمندگان کازرون، تبریز و شیراز مقاومت جانانهای در مقابل دشمن کرده بودند لذا زمانی که ما رسیدیم توانستیم که آخرین بقایای دشمن را از شهر سوسنگرد خارج کنیم لذا به طور کلی میتوان گفت کل حصر سوسنگرد 24 ساعت به طول کشید یعنی روز 25 محاصره و سقوط و در روز 26 آبان ماه آزاد شد.
البته این را باید یادآور شد که سوسنگرد در ابتدای جنگ سه بار بین نیروهای ایرانی و عراقی دست به دست شد یعنی عراقیها سه بار به سمت این شهر آمدند و هر سه بار نیز با مقاومت جانانه رزمندگان اسلام مواجه شدند و بعد از این عملیات، دیگر دشمن عملیاتی برای اشغال این شهر انجام نداد. البته شهر سوسنگرد همچنان در محاصره دشمن بود تا زمان عملیات طریقالقدس که در آذرماه سال 60 به وقوع پیوست و طی آن کل آن منطقه از زیر آتش دشمن بیرون آمد و کلاً از این منطقه خارج شود.
عملیات طریقالقدس موجب شد که در میان جبهه دشمن یک شکاف ایجاد شود و ما توانستیم تا خود چذابه برویم و جبهه دشمن در این منطقه به دو قسمت تقسیم شد یکی سمت پادگان حمنت و دیگری پشت چذابه یعنی یک شکاف بزرگی بین این منطقه ایجاد شده بود که ما توانستیم یکبار به شکاف بالای دشمن طی عملیات فتح المبین حمله کرده و یک بار دیگر به بخش پایین شکاف دشمن طی عملیات بیتالمقدس حمله کنیم».
نام عملیات دشمن نبرد خوف باجیه بود
در ادامه این گزارش از این یادگار دفاع مقدس درباره نام عملیات شکست حصر سوسنگرد را میپرسیم که پاسخ داد: «آن زمان که تازه جنگ آغاز شده بود ما تنها به دفاع میپرداختیم لذا عملیاتی صورت نگرفته بود اما نام عملیات دشمن در این حمله نبرد خوف باجیه بود.
در زمانهایی که میخواستیم بخشی از کشورمان را آزاد کنیم عملیات انجام میدادیم که نام آن را خودمان انتخاب میکردیم. که البته در منطقه سوسنگرد نخستین عملیات ما به نام امام مهدی(عج) چند روز مانده به ایام عید سال 60 یعنی اواخر سال 59 انجام شد».
عبداللهزاده در ادامه به بیان گوشهای از خاطرههای رزمندگان در این عملیات پرداخت و گفت: «آبان سال 59 مصادف با ماه محرم و صفر بود. رزمندگان ما بدون سلاحهای مجهز و تنها با داشتن چند قبضه سلاح ام یک که متعلق به زمان رضا خان بود، در این منطقه اطراف سوسنگرد حضور داشتند که مشاهده کردند صدای هلهله و رقص و آواز میآید.
آنان برای اینکه تذکری دهند تا رعایت احترام ماه محرم و صفر شود، به سراغ این سرو صداها رفتند که مشاهده کردند اینها عراقیها هستند که شهر را دور زده بودند و از آن زمان بود که رزمندگان ما پراکنده شدند و عدهای به داخل شهر رفته و سلاح جمعآوری کردند و به مقاومت برخاستند».