
به گزارش خبرگزاری بین المللی قرآن(ایکنا) از اصفهان، غلامحسین ابراهیمی دینانی، فیلسوف و متفکرمعاصر ایران صبح امروز، 26 آبانماه در مراسم روز بزرگداشت فلسفه در دانشگاه اصفهان، با اشاره به آیه 94 سوره انعام، «وَ لَقَدْ جِئْتُمُونا فُرادیکَما خَلَقْناکُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ تَرَکْتُمْ ما خَوَّلْناکُمْ وَراءَ ظُهُورِکُمْ وَ ما نَری مَعَکُمْ شُفَعاءَکُمُ الَّذینَ زَعَمْتُمْ أَنَّهُمْ فیکُمْ شُرَکاءُ لَقَدْ تَقَطَّعَ بَیْنَکُمْ وَ ضَلَّ عَنْکُمْ ما کُنْتُمْ تَزْعُمُونَ»، اظهارکرد: خداوند در این آیه می فرمایند که انسان تنها آفریده شده و تنها محشور خواهد شد.
وی افزود: خداوند پلیدی، بدبختی و خاک برسری را برای کسانی قرار می دهد که نمی دانند؛ و برهمین اساس باید گفت که نداستن و نفمهمیدن عین بدبختی است.
این فیلسوف و متفکر معاصر ایران با اشاره به آیه 94سوره انعام، ادامه داد: مادامی که انسان به چیزی تعلق دارد، تنها نیست، تنهایی آن زمانی است که انسان به هیچ چیز و شیء تعلقی نداشته باشد و از خود فاصله بگیرد که این حالت می تواند در میان جمع باشد، یعنی از کلیه اموال و دارایی ها و حتی جسم و روح خود، خود را جدا کرده و فکر کند که هیچ کدام را ندارد، اینجا این سؤال پیش میآید که آیا میتوان عالم موجودی را اینگونه فرض کرد؟.
دینانی با بیان اینکه انسان باید از خودش فاصله بگیرد، ادامه داد: انسانی که می گوید من «من» هستم، تن، بدن، روح، علم و مال دارم، اگر یک لحظه پیش خود فکر کند که هیچ چیز ندارم، این حالت او عین تنهایی است.
وی با بیان اینکه هیچ موجودی نمی تواند خود را از تعلقات جدا کند، گفت: خداوند وابسته به هیچ موجودی نیست، ولی همه چیز به خداوند وابسته است و دیگر اینکه خداوند از ازل بوده است و در مرتبه ذات و صفات مطلقه خود و الوهیت، تنهای تنها است.
این متفکر و نویسنده ادامه داد: هیچ کس جز خدا نمی تواند تنهایی را تحمل کند، هرموجودی بالاخره به چیزی وابسته است و البته انسان تنها موجودی می باشد که می تواند تنهایی را بفهد.
ابراهیمی دینانی در ادامه با بیان اینکه خداوند تمام قدرتش را درخلقت انسان به کار برده است، گفت: انسان اثر همه قدرت خدا و قدرت همه اثر خدا است.
وی در ادامه با بیان اینکه تنها موجودی که از معنی صحبت می کند، انسان است، گفت: انسان نمیتواند بدون معنی زندگی کند و برهمین اساس کسانی که در غرب و شرق عالم با اینکه افرادی فرهیختهای بودهاند، خودکشی کرده اند، زیرا به جایی رسیدهاند که معنایی برای زندگی نداشتهاند.
استاد سابق فلسفه دانشگاه تهران با بیان اینکه «معنی» همه جا است ولی وقتی ظاهر میشود که شرایط حضورش را فراهم کنیم، گفت: تنها انسان معنی را میفهمد و بیشترین شرایط ظهور معنی در تفسیر است و از تفسیر میتوان به معنی رسید و تفسیر نیز غالبا با سخن انجام میشود، زیرا سخن ظهور عقل است.
نویسنده کتاب ماجرای فکر فلسفی در جهان اسلام گفت: فکر واندیشه نوعی ماجرا است، زیرا مدام می پرسد، خداوند میپرسد و البته نه پرسش واقعی، بلکه پرسش خداوند تعلیمی است، زیرا که در نظر خداوند چیزی مجهول نیست و خداوند به ما یاد میدهد که بپرسیم.
وی با بیان اینکه در بین موجودات فقط انسان است که میتواند بپرسد و سوالاتی است که جواب هم دارند، ولی تمام نشدنی و به تعبیری لایتناهی هستند، ادامه داد: اینجاست که با هر سؤال و جوابی شرایط ظهور معنی فراهم می شود و معنی غیرمتناهی و خداوند نیز معنی است.
ابراهیمی دینانی در ادامه با بیان اینکه مخالفان فلسفه میگویند که فلسفه گمراه کننده است، گفت: مخالفان به نوعی درست میگویند چون فلسفه دائما می پرسد، ولی فلسفه به عنوان تعقل منطقی به همان اندازه که خطرناک است میتواند راهنما باشد.
وی در ادامه با بیان اینکه انسان گرفتارافسون و اسطوره است و از آن ها لذت می برد، تصریح کرد: فلسفه افسونزدایی، اسطورهزدایی کرده و با میزان منطق درست و نادرست را از هم جدا میکند.
این فیلسوف و متفکر معاصر ایران با بیان اینکه فلسفه یعنی تعقل منطقی و اولین مخلوق خداوند، عقل است، گفت: فلسفه علم نیست، بلکه کنجکاو است و همه چیز را زیر سؤال میبرد و بهراحتی قانع نمیشود و فیلسوفی که نتواند این را تحمل کند بی دین می شود و در غرب فیلسوف بی دین زیاد وجود دارد که یکی از آنها «برتراند راسل» است و در جهان اسلام نیز تعداد فیلسوفان بی دین کم است که یکی از آنها محمد بنزکریای رازی است که خداوند را به پنج قدیم قائل است و نبوت را نیز انکار میکند.
وی با بیان اینکه داشتن عقیده خوب است و انسان نمی تواند بدون عقیده زندگی کند، گفت: داعش و رئیس آنها یعنی ابوبکر البغدادی که هم دکتری دارد و حافظ قرآن نیز می باشد، در تحجر و تعصب بسر میبرند و اینها با اینکه از یک ایمان و عقیدهای برخوردار هستند که ایمان آنها هم آمیخته با اوهام است و به همین دلیل خود را فدای اوهام میکنند.
وی در ادامه با اشاره به اینکه اصفهان شهر علم، حکمت و هنر است، ادامه داد: حکما، عرفا و فقهای بزرگی نظیر ملاصدرا و حکیم جهانگیرخان قشقایی از این شهر برخواستهاند، ولی در دورههایی نیز قشریترین و منجمدترین افراد در این شهر بودهاند.
این استاد فلسفه در ادامه در پاسخ به این سوال که منظور از آزاد اندیشی چیست، گفت: آزادی ملک طلق عقل است، یعنی بدون عقل آزادی معنا ندارد و باید بین دین و تعصب دینی تفاوت قائل شد و منظور از آزادی نیز یعنی اینکه بتوانیم خود را از پیش داوریها رها کنیم و برای لحظهای عقاید و اندیشههای خود را در پرانتز گذاشته و سخن تازه را بشنویم، بسنجیم و انتخاب کنیم.
ابراهیمی دینانی بیان کرد: عقل ضمن اینکه از همه چیز میپرسد، همه چیز را نیز تحت سیطره خود دارد و چیزی را بالاتر از خود نمی داند و در عین حال متواضع ترین موجود عالم است و به ناتوانی خود اقرار میکند و پس از آن معتقد است که باید به حرف انبیا گوش داد.
وی در پاسخ به این سؤال که نقش فلسفه در تمدن زایی شیعه چیست؟ گفت: پیدایش شیعه نتیجه تعقل بود و تشیع فهم درست قرآن و اسلام است.
استاد سابق دانشگاه تهران با بیان اینکه فلسفه همیشه از طرف قشریّون در جهان اسلام با مشکل مواجه بوده است، گفت: غزالی با نوشتن کتاب تهافتالفلاسفه ریشه فلسفه را در جهان اسلام خشکاند ولی در ایران هم به آن ضربه کاری وارد کرد، ولی چراغ فلسفه در ایران هرگز خاموش نشد.
وی در ادامه در پاسخ به این سوال که منظور از فلسفه اسلامی چیست؟ گفت: فلسفه نه اسلامی است، نه غربی و نه شرقی؛ بلکه باید گفت که فلسفه وطن ندارد، انترناسیونالیسم و عقل است، زمان و مکان و جغرافیا ندارد و در مجموع باید گفت که منظور از فلسفه اسلامی و یا غربی فضای تفکری است که فیلسوفان در آن رشد میکنند.
وی در پایان با بیان اینکه همه آیات قرآن برهان است و هیچ واژهای به اندازه عقل، فکر و علم در قرآن تکرار نشده است، گفت: کسی که به عقل پناه ببرد، عقل او را به طرف دین هدایت میکند.