رئیس دفتر تبلیغات اسلامی اظهارکرد: در عرصه علم اصول فقه نیازهای ما به
فهم و تفسیر متن در نظر گرفته میشود و احساس می کنیم که این علم خیلی فربه
شده است که نمی توانیم بحثهای جدید و شاخههای علمی جدیدی را در آن وارد
کنیم.
وی گفت: امروزه در علم تفسیر و عرصه مباحث تفسیری، تفاسیر و شاخههای
تفسیری در یک عرصه در نظر گرفته میشود ولی در علوم تفسیری یا هرمنونتیک
غربی این عرصهها، مباحث دانشی مجزا است و همه آنها به عنوان یک دانش خاص
مورد بحث و نقد و نظر قرار میگیرد.
وی خاطرنشان کرد: یکی از پرسشهای بنیادین از هرمونتیک فلسفی مبحث دانش
فهم است؛ جایی که به هرمونتیک مربوط میشود حوزه مباحث الفاظ علم اصول است؛
این نکته اشتباه است که این مباحث را مرادف بحثهای هرمنوتیک دانشی بیان
کنیم زیرا مبحث الفاظ اصول ما بخشهای مختلفی دارد که بخشی از آنها به
استظهار زبانی بیان میشود.
این استاد حوزه بیان کرد: یکی از نکاتی که در خصوص علم اصول مورد توجه
واقع میشود آن است که این علم، زبان طبیعی را موضوع بحث قرار میدهد ولی
در هرموتیک فلسفی زبان طبیعی موضوع بحث نیست که بخواهیم راجع به مفاد و
مدلولات و برخی از الفاظ بحث کنیم.
وی گفت: در هرمنوتیک فلسفی همه چیز زبانی است ولی هیچگاه هرمنوتیست
حرفهای زبان طبیعی را موضوع خود قرار نمیدهد؛ به همین دلیل کل هرمنوتیک
فلسفی با مباحث اصولی ما درگیر نمیشود؛ بلکه در بحثهایی مثل پراگماتیک و
زبان شناسی که خلف هرمنوتیک حرفهای هستند با اصول ما درگیر میشود.
وی اظهارکرد: در هرمنوتیک فلسفی که به معنای خاص در واقع اشاره به
هرمنوتیک هایدگیر و گادامر دارد، به جای بحث در قالب اصول دخیل در فهم متن
در خصوص ماهیت و سازکار اصول فهم بحث میشود.
وی گفت: در واقع هرمنوتیک فلسفی به معنی عام به معنی هرگونه نظریه پردازی
در حوزههای بنیادین مربوط به فهم است؛ هرمنوتیک فلسفی به دنبال پاسخگویی
به پرسشهای بنیادی در خصوص فهم است که اگر با علم اصول ما چالش پیدا
میکند در درون مایه محتوایی علم اصول نیست بلکه با مباحث بنیادی علم اصول
چالش پیدا میکند.
این استاد حوزه بیان کرد: یکی از محورهای چالش، بنیانی ترین و اصلی ترین
رکن نظریه تفسیری عالمان فقهی است، یعنی اینکه وقتی با متن مواجه می شویم
به دنبال مراد مولف هستیم که هرمنوتیک هایدیگر این مطلب را بر نمیتابد.
تفسیر کشف مراد ماتن است
وی گفت: نکته اول این است که هرمنوتیک فلسفی معتقد است وقتی با متن مواجه میشویم با متن مواجه هسیم نه ماتن؛ این نکته نتایج متعددی دارد؛ یعنی اینکه آنچه که خروجی فرایند تفسیر است معنای متن برای ماست نه معنای متن نزد مولف؛ در نظریه تفسیری ما مسلمانان و شیعیان با ماتن مواجه هستیم و میخواهیم ببینیم ماتن چه ارادهای داشته است و خروجی فرایند تفسیر از نظر ما معنی متن نزد ماتن است ولی در هرمنوتیک فلسفی معنی متن برای من است.
وی خاطرنشان کرد: نکته دیگر آن است که هرمنوتیک فلسفی مسئله قصد مولف را اساسی میداند؛ حکمت صدرایی علم را امری وجودی می داند نه ماهوی؛ البته معنی که هایدیگر در خصوص علم وجودی مطرح میکند با مفهوم مورد نظر ملاصدرا متفاوت است.
واعظی اظهار کرد: در اینجا باید گفت که عملیات تفسیر از نظر هرمنوتیک یک امر کشفی نیست ولی از نظر ما این عملیات یک عملیات اکتشافی است؛ از نظر هرمنوتیک فرایند اکتشافی نیست بلکه سازندگی است؛ متن در موقعیت هرمنوتیک مفسر به سخن میآید و بروز و ظهور معنایی متن در خواننده است؛ یعنی به تعدد و تکثر افراد خواننده و موقعیت هر منوتیکی آنها، متن در ذهن شما به سخن در میآید و در ذهن ما به گونه دیگری به سخن میآید ولی در همه جا رنگ محیط هرمنتوتیکی خود را میگیرد.
رئیس دفتر تبلیغات اسلامی اظهار کرد: هرمنوتیک فلسفی به همه تفاسیر خوش آمد میگوید و هیچ متنی را بر تفسیر دیگر رجحان نمیدهد ولی اگر پس از سالها مشخص شد که یک مفسر از مبانی غلطی استفاده کرده است آن را رد میکند.
وی گفت: عمده ترین استدلال هرمنوتیک فلسفی این است که ما نمیتوانیم قصد و نیت ماتن را تشخیص دهیم زیرا دنیای ذهن ماتن برای ما قابل فهم نیست؛ تحلیل هرمنوتیک که ماتن را کنار میگذارند نمیتواند افعال گفتاری را تفسیر کند ولی در علم اصول این کار را انجام میشود.