به گزارش
خبرگزاری بین المللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، هنوز چند ماهی از عروج شهیدگونه قاریان و مهاجران الی الله نگذشته است، قاریانی که مظلومانه در سرزمین منا بر اثر بی کفایتی آل سعود به جوار حق شتافتند و جهان اسلام از حضور نورانی و صدای ملکوتی صوت قرآنشان محروم شد. محسن حاجی حسنی کارگر قاری بین المللی شهرمان نیز یکی از این عزیزان مهاجر بود که پروازش داغی سنگین و سرد را بر دلهایمان گذاشت و کاممان را تلخ کرد.
متاسفانه روز گذشته 15 دیماه حمیدرضا عباسی، قاری ممتاز کشور نیز که یک هفته قبل در نهم دی ماه بر اثر سانحه رانندگی در جاده سبزوار به نیشابور دچار مصدومیت شده بود، آسمانی شد و برای همیشه مردم شهرش مشهد و همه دوستدارانش در جهان اسلام از صوت دلنشین قرآنش بی بهره شدند.
صوت زیبای قرآنی که این قاری برجسته و توانمند توانسته بود آن را با اخلاق حسنه خود جمع کند و به معنای واقعی هم عامل به قرآن و مزین به حسن خلق قرآنی باشد و آنگونه که شایسته یک همنشین کلام خداوند است، رفتار کند. یک هفته صبوری کردیم و با اشک بر دیده و ذکر دعا و قرآن بر لب، از درگاه
الهی به خاطر سالها شاگردی کردن در مکتب قرآن و خدمت در این عرصه، طلب
سلامتی و شفای عاجل کردیم. اما انگار خداوند سرنوشت دیگری را برای تو رقم
زده بود و ما نیز با قلبی شکسته، راضی به تقدیر الهی شده و برای شادی روحت
قرآن میخوانیم.
هنوز اشک های غلتان بر چهره پدر عالم و روحانی حمیدرضا پشت درب بخش ICU را به یاد دارم که بر دیوار تکیه داده بود و آرام آرام ذکری را بر لب جاری می کرد و از خداوند برای پسرش طلب شفا می کرد و هنوز هم عباراتی از شعری که این پدر دل سوخته و نگران برای سلامتی پسرش سروده بود را در ذهن مرور می کنم :
بی حال و بیزبان شده این قاری عزیز یا رب بحق عصمت زهرا شفا بده
مرور بهانهگیریهای «مهدی و محمدهادی» پسران حمیدرضا که در روزهای نخست سانحه، آغوش او را جستجو میکردند هم قلب را به درد میآورد، فرزندان نازنینی که در همان حال و هوای کودکی خود نگران ماشین آسیب دیده پدر بودند.
حاج حمیدرضا، در این یک هفته ای که تنها امکان دیدارت از پشت مانیتور بخش ICU بیمارستان طالقانی بود آنانی که همیشه تو را پشت رحل قرآن در حال تلاوت کلام الهی یا در کلاس و در حال آموزش و تدریس به نوجوانان آن هم با اشتیاقی مثال زدنی دیده بودند و صدای خوش اذانت فضای ملکوتی حرم رضوی را دلانگیزتر میکرد، حال در این هفته سنگ تمام گذاشتند و هر کدام به هر طریقی شده خود را به بیمارستان رساندند تا از خانواده ات دلجویی کنند و بار دیگر هم دلی و همراهی همیشگی جامعه قرآنی را به نمایش بگذارند.
امروز هم همگان دارند قول و قرار میگذارند تا فردا به بهترین شکل و با انسجام مثال زدنی تو را تا آسمان و عرش الهی در مراسم ترحیمت بدرقه کنند تا در جوار رحمت الهی به آرامش ابدی برسی.
هر کسی چیزی از آن چه را که از تو در ذهن دارد می گوید، یکی از حسن خلق و خنده های همیشگی بر لبت و یکی دیگر هم از هنرها و قلم زیبای تو که مزین به قرآن و اسماء الهی بود؛ میگوید.
آن دیگری از تلاش بی وقفه ات برای آموزش قرآن به نوجوانان و جوانان آن هم در شرایطی که آنان وقتی ترم آموزش قرآن خود را با شما به پایان میبردند؛ با اشک در چشم میخواستند تا ترم بعد هم از محضر استادی چون شما استفاده کنند. اینجا همه تو را به نیکی یاد میکنند و چه زیباست که بزرگان فرمودند: «جزء نام نیک از کسی بر جای نمیماند».