زهرا کلباسی، دانشجوی دکتری قرآن و حدیث در گفت و گو با
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از اصفهان، اظهار کرد: علمی که صفات نفسانی خوب و بد اعمال رفتار اختیاری متناسب با آن را معرفی میکند اخلاق است که شیوه تحصیل صفات نفسانی خوب و انجام اعمال پسندیده و دوری از صفات نفسانی بد و اعمال ناپسند را نیز نشان میدهد.
وی افزود: علم اخلاق علاوه بر گفت وگو از صفات نفسانی خوب و بد، از اعمال و رفتار متناسب با آنها و راهکارهای رسیدن به فضیلت و دوری از رذیلت را مورد بررسی قرار می دهد.
این دانشجوی دکتری قرآن و حدیث دانشگاه اصفهان بیان کرد: در دین عقاید، فقه و اخلاق وجود دارد که اصول عقاید و احکام مشخص شده اما مصادیق اخلاق دین معلوم نشده است.
کلباسی بیان کرد: با شنیدن اصول دین توحید، معاد و نبوت در ذهن مخاطبان تداعی میشود ولی وقتی فروع دین به زبان میآید، مسلمانان به نماز، حجاب، زکات، حج به عنوان احکام اصلی دین یاد میکنند، اما اگردر مورد اخلاق دین سخن به میان آید در شمردن ده مورد ازآن دچار سختی میشوند.
وی در ادامه سخنان خود در این زمینه افزود: تعبیر اصول دین و فروع دین قرنها در میان مسلمانان فراگیر شده و در لسان عالمان رواج یافته، اما اخلاق دین تعبیری نا آشنا و غریب است.
این پژوهشگر علوم قرآن و حدیث بیان کرد: به نظر برخی نهتنها عامه مسلمانان با مولفههای اخلاق دینی نا آشنا هستند، بلکه اندیشمندان مسلمانانی که کتب اخلاقی نگاشتهاند هندسه مباحث خود را نه از چارچوب اخلاق اسلامی بلکه از اخلاق ارسطویی و افلاطونی وام گرفتهاند.
وی با بیان اینکه انسان دارای سه قوه ناطقه، غضبیه و شهویه است و حکمت فضیلت قوه ناطقه، شجاعت فضیلت قوه غضبیه و عفت فضیلت قوه شهویه است، گفت: عدالت فضیلتی است که از جمع آن سه فضیلت به دست میآید، امهات فضایل اخلاقی حکمت، شجاعت، عفت و عدالت است و حکمت حد وسط جریزه و بلاهت، شجاعت حد وسط تهور و جبن، عفت حد وسط شره و خمود شهوت، عدالت حد وسط ظلم کردن و ظلم پذیری است.
وی با بیان اینکه هندسه اخلاق اسلامی دچار مشکلاتی است، نخست آن که جامع نیست و همه فضایل اخلاقی را در بر نمیگیرد، تصریح کرد: ایثار و تفضل نوعی زیادهروی در نیکی کردن و خروج از حد وسط یا عدالت است که در اخلاق افلاطونی فضیلت به شمار نمیآید.
کلباسی افزود: حکمت اگر به معنای تیزهوشی و ذکاوت در نظر گرفته شود، یک فضیلت شخصی ولی فضیلت اخلاقی نیست، بلکه فردی با بهره هوش متوسط را نمیتوان فاقد اخلاق نامید.
وی خاطرنشان کرد: در نهایت غرض آسیب شناسی نظام اخلاقی رایج در کتب اخلاق نیست، هدف بیان غربت اصول اخلاق در میان مسلمانان است؛ اخلاق به اندازه دو رکن احکام و عقاید ارزشمند میباشد و باید به آن پرداخته شود.
این دانشجوی دکتری قرآن و حدیث تصریح کرد: وقتی از خداوند عالم، بینا و شنوا یاد میشود به این منظور است که انسان خود را در محضر چنین خدایی دانسته تا لوازم انسانیتش یا همان اخلاق را فراموش نکند تا بتواند مسیر کمال خود را طی کند.
وی ادامه داد: وقتی از معاد سخن به میان میآید برای آن است که مردم مراقب اعمال خود بوده و بدانند ذره المثقال نیکی یا ظلم را جزا خواهند دید، در نبوت وظیفه پیامبر ابلاغ وحی است و طبق فرموده امام موسی کاطم به هشام، وحی آمده است تا حجت باطن و عقل را بیدار کند.
وی افزود: جایگاه اخلاق و تفوق آن بر دیگر زیر مجموعههای دین را از روایت مشهورنبوی میتوان فهمید که فرمودند «انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق» و پیامبر در یک جمله هدف از بعثت خود و محور اصلی دینش را معرفی میکنند و آن فراگیر ساختن اخلاق در میان مردم است.
وی ادامه داد: تعریف قرآن از اخلاق، تعریف از یک انسان کاملی که هدفش رسیدن به سعادت و سعادت او تحصیل رضای الهی در گرو تعامل شایسته و پسندیده انسان با خداوند خود و هم نوعان اعم از همدینان و غیر همدینان است.
این دانشجوی دکتری قرآن و حدیث افزود: قرآن به برخی از صفات پسندیده پیامبر اکرم(ص) اشاره کرده است و به مسلمانان دستور داده تا خود را به برخی صفات اخلاقی آراسته نمایند و همچنین درآن به صفات خوب و نکوهنده اقوام پیشین اشاره شده تا مسلمانان عبرت گرفته و علل انحطاط دیگران را بشناسند.
کلباسی گفت: الگوی تربیتی قرآن نیز در معرفی صفات اخلاقی آن است که اغلب هر صفت پسندیدهای را بیان و به صفت مخالف آن که رذیلت محسوب میشود نیز اشاره کرده تا تبیین بهتری از آن خوی اسلامی برای مخاطبان صورت گیرد.
وی تصریح کرد: از صفات اخلاقی که در قرآن آمده میتوان به تواضع، قناعت، خیرخواهی برای دیگران، امید، تسلیم در برابر حق، عفت، شکرنعمت، حسن خلق، امانت، غیرت و اجتماعگرایی و ... اشاره کرد.