به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن (ایکنا) از اصفهان، در حقیقت رشد اقتصادی و تولید انبوه کالاها و خدمات، جامعه را با فزونی بیسابقهای از کالاها و خدمات مواجه کرد و دیگر مثل گذشته نبود که افراد کالاهای مصرفی محدودی در اختیار داشته باشند، بلکه برای خرید و یا مصرف هر کالایی هر چند اندک و بیاهمیت، با انبوهی از گزینهها و انتخابها روبرو بودهاند.
در این خصوص بحثهای بسیار زیادی صورت گرفته است. اینکه عمدتا با نگاهی توطئه محورانه تلاش میکنیم تا این اتفاق را به گردن کشورهای صاحب تکنولوژی و ثروت بیندازیم. گویی که آنها برای این سبک زندگی ما توطئه چینی میکنند. اما بسیاری از الگوهای مصرف ما نشان میدهد که بیشترین کالای مصرفی در جامعه ما کالاهای چینی است و نه آمریکایی و اروپایی و بسیاری از این کالاهای مذکور به کشور ما راه نمییابد.
تجملگرایی در بحث ازدواج نیز مقوله دیگری است.در حقیقت ایران کشوری است که آیینها و مناسک در آن اهمیت ویژه و کارکردهای فراوانی در طول تاریخ فرهنگی این سرزمین داشته است.
در مطالعات انسانشناسی چهار تحول اساسی مطرح میشود. تولد، بلوغ، ازدواج و مرگ. هر یک از این رویدادها در زندگی با آیینها و مناسکی همراه است. ازدواج پدیدهای بسیار مهم و رویداد فرهنگی ویژهای در تاریخ حیات هر انسانی قلمداد میشود و به دلیل اینکه ازدواج نوعی مناسک و مراسم گذار محسوب میشود با آیینهایی همراه است.
در میان این آیینها ازدواج رویداد ویژهای است و سنگینی این رویداد آن را به صحنه نمایشی مبدل میسازد که همه بازیگران آن در پی برگزاری نمایشی موفقیت آمیز هستند. در این رویداد به دلیل ویژه بودن و اینکه آن را مهمترین رویداد زندگی خود تلقی میکنند، تلاش دارند تا به بهترین وجه خود را در معرض دید دیگران بگذارند.
به دلیل گسترش نوعی فرهنگ مادی در کشور، بسیاری از عناصر منزلتبخش در گذشته تغییر یافتهاند. داشتن علم و تحصیلات، پرهیزگاری و تقوا پیشگی و بسیاری از مسائل اخلاقی دیگر در مقایسه با مظاهر مادی و در اختیار داشتن ثروت منزلت بسیار کمتری برای فرد به ارمغان میآورد. ویژگی اساسی منزلت جدید، نمایشی بودن آن است.
«تورستین وبلن»، جامعهشناس امریکایی مثال جالبی در این خصوص زده است. او میگوید داشتن یک حساب بانکی پر از پول منزلت نمیآورد بلکه در یک جامعه مادی شده، این ثروت باید نمایش داده شود و در معرض عموم گذارده شود. به همین دلیل است که در ایران چندسالی است که بسیاری از افراد با خریدن اتومبیلهای شاسی بلند، توانمندی و ثروت خود را در معرض عموم میگذارند تا پرستیژ کسب کنند.
مادی شدن نمادهای منزلتی در جامعه به ایجاد بستری دامن میزند که افراد در موقعیتهای مختلف تلاش میکنند تا خود را ثروتمند نشان دهند. در این میان یکی از مهمترین رویدادهایی که فرصتی حیاتی برای افراد فراهم میآورد، مراسم ازدواج است. به همین دلیل در جشنهای ازدواج همه چیز اغراق شده است. افراد نهایت تلاش خود را میکنند تا بیشتر از آنچه که هستند، خود را نشان دهند. پولدارتر، دست و دلبازتر، زیباتر، لوکستر و بسیاری از ترینهای دیگر در این جشن خود را نشان میدهد.
بدیهی است در سیستمهای اجتماعی فرهنگی وقتی یک شیوه اجرا در مراسم توسط گروهی از ثروتمندان و نخبگان انجام شد، با فاصله اندکی سایر اقشار جامعه نیز تلاش دارند تا آن مراسم را به همان سبک اجرا کنند. چرا که یکی از رموز موفقیت در برگزاری آیینها این است که متناسب با سلیقه و زیباییشناسی افراد و حاضران در جشن عمل کنید. به همین دلیل آتلیه رفتن در ابتدا فقط توسط طبقات ثروتمند یا برخی خواص فرهنگی انجام میشد اما رفته فته توسط سایر گروهها و اقشار جامعه بهویژه طبقه متوسط نیز انجام میگیرد. با تکرار این عمل، آتلیهرفتن تبدیل به یک سبک در اجرا شده و به بخش گریزناپذیر و اساسی از آیین ازدواج تبدیل میگردد. حالا دیگر برگزاری ازدواج بدون آتلیه بیمعناست و خصلتی فراطبقاتی و فرامذهبی مییابد به گونهای که میبینید حتی مذهبیترین خانوادهها نیز آن را رعایت میکنند.
البته چون ازدواج پدیدهای کاملا فرهنگی میباشد بدیهی است که بسترهای فرهنگی نیز نقش کاتالیزور را ایفا کرده و به سرعت بخشیدن به مادیشدن منزلت و نمایشی شدن بیش از پیش آیینها دامن میزنند. در اینجا نقش خصلتهای فرهنگی به شدت اهمیت مییابد.
فشارهای کلامی، چشم و همچشمی و مقایسههای دائم افراد، سختگیریها و الزامات آیینی نیز که بسته به جغرافیای مختلف متفاوت است میتواند این مسئله را پیچیدهتر سازد. به طور مثال خصلتهای عام فرهنگی مردم اصفهان از جمله شیوههای سختگیرانه در تهیه جهیزیه و برگزاری مراسم به این مسئله دامن زده و در بسیاری موارد چالشهایی را برای خانوادهها ایجاد میسازد. نگارنده در تحقیقات میدانی خود چالشها و فشارهای مالی و درگیریهای لفظی بسیاری را میان افراد در این فرهنگ به هنگام برگزاری ایین ازدواج دیده و شنیده است.
بنابراین نوعی رقابت برای کسب منزلت افزونتر در میان افراد شکل میگیرد که این مراسم هر چه باشکوهتر برگزار شود منزلت و پرستیژ افراد در نزد مشارکت کنندگان و حضار جشن بیشتر و بیشتر میشود.
در این میان باید از صنعتی به نام صنعت ازدواج سخن گفت. در حقیقت همه اصنافی که درگیر برگزاری جشنهای ازدواج میشوند تلاش میکنند تا با راهکارهای مختلف مردم را با انگیزههای خو ترغیب کرده و آنها را به برگزاری جشنی با شکوه وسوسه میکنند، چرا که تشریفات بیشتر سود بیشتری برای این اصناف به همراه خواهد داشت.
درباره پیامدها و آثار مصرفگرایی در مراسم ازدواج نیز بحثهای زیادی مطرح شده است. البته برخی از کارشناسان این مسئله را یک عامل بسیار مهم در بالارفتن سن ازدواج جوانان قلمداد میکنند ولی نگاه واقعبینانهتر به این موضوع حاکی از آنست که تاخیر در ازدواج دلایل بسیار مهمتر و بنیادیتری دارد که تحلیل آن وقت و فرصت دیگری را میطلبد. فقط به طور مختصر میتوان اشاره کرد که تمایل به ازدواج در میان طبقات اقتصادی بالاتر و با تحصیلات بیشتر کمتر است و بالعکس در طبقات پایین گرایش به ازدواج بیشتر دیده میشود و این اهمیت کمتر عوامل اقتصادی در این مساله را نشان میدهد.
اما بیشک این پدیده پیامدهایی را به همراه داشته است از جمله اینکه به نظر میرسد تجملگرایی رایج به تشدید نوعی مناسکگرایی و فرمگرایی افراطی در برگزاری مراسم دامن زده است و به تعبیری اهمیت حاشیه ازدواج از متن آن پیشی گرفته است. مراسم ازدواج به جای اینکه کارکردهای آشکار خود یعنی تقویت گروههای فرهنگی، انسجام اجتماعی و تقویت پیوندهای عاطفی را به همراه داشته باشد به افزایش غیرمنطقی فشارهای روانی و اضطرابها و چالشهای اقتصادی برای خانواده ایرانی دامن زده است.
در شکل رایج ازدواج با این سطح از مصرف زدگی، ازدواج به نمایشی پر زرق و برق با محتوایی خالی از عاطفه و انسجام، بدل گشته که کژکارکردهای آن بسیار بیشتر از ابعاد مثبت آن شده است. بنابراین میتوان گفت که این شکل از برگزاری مراسم ازدواج که قرار بود بنیان خانواده را قوت بخشیده و افراد رآماده زندگی مشترک و جدی و پرمسئولیت کند، به آیینی تبدیل شده که اثر معکوس داشته است. دلیل این مدعا افزایش وحشتناک آمار طلاق در یک دهه اخیر بوده است، دههای که شاهد روند فزایندهی سبکهایی از ازدواج بودهایم که مصرف زدگی و تجملگرایی ویژگی بنیادین آن است.
تجملگرایی در قرآنکریم
بحث تجملگرایی تحت عنوان اسراف و تبذیر در آیات و روایات آمده که مشهورترین آن در سوره اعراف مطرح شده است که همه ما شنیدهایم. خدواند در این آیه میفرماید «بخورید و بیاشامید اما اسراف نکنید، همانا خداوند اسراف کنندگان را دوست ندارد».
البته همان گونه که همگی میدانیم اسلام دین اعتدال است و مخالف افراط و تفریط. لذا همان گونه که اسراف نکوهش شده، خست نیز مورد سرزنش قرار گرفته است. در سوره اسراء خداوند میفرماید «نه خسیس باش و نه ولخرجی کن به گونهای که هر چه در بساط داری تمام شود و به خاطرش سرزنش گردی».
در همین سوره آیه دیگری داریم که میفرماید«هرگز اسراف نکنید چرا که اسراف کنندگان برادران شیطانند». خطاب این افراد به برادران شیطان گویای زشتی و قباحت تجملگرایی و اسراف در اسلام را نشان میدهد.
یادداشت از یاسر رستگار/ استادیار جامعه شناسی و عضو هیئت علمی دانشگاه هرمزگان