کد خبر: 3508230
تاریخ انتشار : ۳۰ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۰:۱۳

رمضان، ماه رسیدن به خشنودی خدا

گروه اندیشه: در دعای ماه مبارک رمضان آمده است« اللهمّ قَرّبْنی فیهِ الی مَرْضاتِکَ و جَنّبْنی فیهِ من سَخَطِکَ و نَقماتِکَ و وفّقْنی فیهِ لقراءةِ آیاتِکَ برحْمَتِکَ یا أرْحَمَ‌ الرّاحِمین».

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از اصفهان، معنای این بخش از دعا این است«خدایا نزدیک کن مرا در این ماه به سوی خوشنودیت و برکنارم دار در آن از خشم و انتقامت و توفیق ده مرا در آن برای خواندن آیات قرآن به رحمت خودت ای مهربانترین مهربانان».     
شاید همان خوانش نشانه‌ها (قرائت آیات) خدا رمز دوری از خشم او و نزدیکی به خشنودی او باشد. این دو ،یعنی خشم و خشنودی از آن خداست و آن یک سهم و وظیفه ما، اما این چگونه خواندنیست؟که به آن نزدیکی و دوری می‌انجامد؟
خواندن نشانه‌ها و ردپای او در آنچه می‌خوانیم، خواندنی نشانه وار. وقتی حس گم شدن داشته باشی در بیابانی و سال‌ها 20یا30و 40و یا 50 سال(به اندازه سنت) خود را در این بیابان گم شده یافته باشی، برای رسیدن به مقصد در هر چیزی به دنبال رد و اثر می‌گردی ردی و نشانه‌ای که مقصد را نشانت دهد، حتی پشم گوسفندی بر بوته خاری را نشانه گله و چوپان و لذا آبادی در همین نزدیکی می‌بینی. این قرائت از آیات و نشانه‌ها رضایت او را در پی‌دارد که منتظر تو نشسته است و سخطش هم از لطفش بر می‌آیدکه چرا این نشانه‌ها را نمی‌گیری و دور می‌شوی از رحمت اوست و مهربانیش.
در ادامه این دعا آمده است«اللهمّ ارْزُقنی فیهِ الذّهْنَ و التّنَبیهَ و باعِدْنی فیهِ من السّفاهة و التّمْویهِ و اجْعَل لی نصیباً مِنْ کلّ خَیْرٍ تُنَزّلُ فیهِ بِجودِکَ یا أجْوَدَ الأجْوَدینَ؛ خدایا روزی کن مرا در آن روز هوش و خودآگاهی را و دور بدار در آن روز از نادانی و گمراهی و قرار بده مرا بهره و فایده از هر چیزی که فرود آوردی در آن به بخشش خودت، ای بخشنده‌ترین بخشندگان».
در این روز درخواست تنبه و هشیاری و دوری از بی‌عقلی و ظاهرسازی‌ها مقدم بر بهره‌برداری از خیرات  سرازیر شده در این روز آمده است گویی تا ذهنی تیز و حقیقت یاب نداشته باشی که بتواند فرصت‌ها را تشخیص دهد و تو را از تزویر و تلبیس باطل در پوشش حق برهاند نخواهی توانست بهره‌ای از این خیرات نازل شده ببری و دیگر آنکه  رزق‌های گسترده این ماه که همه ساحت‌های وجودی ما (چون جسم و فکر و عقل و قلب و احساس و روح و راز و...) را در بر می‌گیرند و از سرچشمه جود و بخشش بی مزد او جاری شده است، اگر نصیبی برای ما نداشته باشند نشانه ذهن تنبل و نا هشیار ماست که در بند سفاهت و بی خردی و ظاهر پدیده‌ها گرفتار آمده است.      
من مرغ لاهوتی بدم دیدی که ناسوتی شدم          
دامش ندیدم ناگهان در وی گرفتار آمدم
«اللهمّ قوّنی فیهِ على إقامَةِ أمْرِكَ واذِقْنی فیهِ حَلاوَةَ ذِكْرِكَ وأوْزِعْنی فیهِ لأداءِ شُكْرَكَ بِكَرَمِكَ واحْفَظنی فیهِ بِحِفظْكَ وسِتْرِكَ یـا أبْصَرَ النّاظرین؛ خدایا نیرومندم نما در آن روز به پا داشتن دستورفرمانت و بچشان در آن شیرینى یادت را و مهیا كن مرا در آنروز راى انجام سپاس ‌گذاریت به كـرم خودت نگهدار مرا در این روز به نگاه‌داریت و پرده‌پوشى خودت اى بیناترین بینایان».  
اقامه امر، شیرینی یاد او را بدنبال مِی‌آورد چیزی که در ذکرهای متداول ما خبری از آن نیست تنها اورادی در زبان‌مان می‌چرخند و هیچ بار معنایی و احساسی بدنبالشان نمی‌آید و لا محاله هیچ تاثیری هم. اما آنگاه که تو امر او را شناختی با ذهنی هشیار و دور از سفاهت و فریفته ظواهر، امری که مهم‌ترین وظیفه توست در هر لحظه برای خدا و اقدام به برپاداشتن آن کردی خود را در مسیری قرار داده‌ای که او برای رشد تو و جهت دادنت به‌سوی خویش تعیین کرده است.
 این است که لحظه به لحظه به او نزدیکتر می‌شوی و این یعنی حلاوه و شیرینی نزدیکی به او و یادی که در بند کلام نیست. حلاوتی که تو را به تشکر و سپاس او می‌خواند جبرا و به حکم سپاسگویی انسان در مقابل زیبایی‌ها و کرامت‌ها. و در این پهنه گسترده بدون مدد او قطعا راه بجایی نمی‌بردیم اگر کرم و بخشش او نبود. با  این اقامه امر تو در  موضع و جایگاهی جدید خواهی ایستاد و چه بسا متعارض با کسانی و یا گروه‌هایی و یا در شرایط تازه و نا آزموده از طبیعت و یا سایر نیروهای هستی این است که نیازمند حفاظ و امنیتی خواهی شد تا تو را حفظ کند و او حفاظ توست. خطا و لغزش نیز طبیعت حرکت است و طبیعی آنان که به راه افتاده‌اند پس ستر و پوشانندگی او را نیز می‌طلبی. و او بیناترین بینایان است که هم راه را می‌بیند هم تو را هم ضعف‌ها و لغزش‌ها و هم درگیرها و سنگ‌های راهت را و این بلندترین فراز اطمینان بخش و اعتماد آفرین و توکل ساز است.
یادداشت از داریوش اسماعیلی 
captcha