کد خبر: 3510991
تاریخ انتشار : ۰۸ تير ۱۳۹۵ - ۱۲:۰۵

شرحی بر دعای روز بيست و دوم ماه مبارک رمضان

گروه اندیشه: در دعای روز بيست و دوم ماه مبارک رمضان آمده است«اللَّهُمَّ افْتَحْ لِي فِيهِ أَبْوَابَ فَضْلِكَ وَ أَنْزِلْ عَلَيَّ فِيهِ بَرَكَاتِكَ وَ وَفِّقْنِي فِيهِ لِمُوجِبَاتِ مَرْضَاتِكَ وَ أَسْكِنِّي فِيهِ بُحْبُوحَاتِ جَنَّاتِكَ يَا مُجِيبَ دَعْوَةِ الْمُضْطَرِّينَ؛خدايا در اين ماه درهاى فضلت را به روى من بگشا، و بركاتت را بر من نازل فرما، و به موجبات خشنودى‌ات موفقم بدار، و در ميان بهشت‌هايت جايم ده، اى برآورنده خواهش درماندگان».

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از اصفهان، آنگاه که دید و بینشی نباشد و هدفی بالاتر و از بیرون به آن‌ها جهت نداده باشد به همان اندازهِ فقر و ضعف، ثروت و قدرت نیز در  انباشته‌ها و نهشته‌ها  (امکانات بیرونی و استعدادهای درونی) انسان را در دنیا به بن بست می‌رسانند و با وجود آن دید و انگاشته‌ها و حضور جهت و هدف، بازهم در گاهِ تصمیم ، انتخاب‌های بی‌شمار و سخت و نتایج آن انتخاب‌ها تو را  در راه خدا به عجز و اضطرار می‌رسانند!
در وقت بی‌هدفی و بی‌جهتی همین ثروت‌های راکد و سردرگم می‌شوند بلای جان تو و آن استعدادهای فراوان و بی ثمر می‌شوند وسیله عذاب و شکنجه‌ات.که بی‌ثمری را سریعتر حس می‌کنی و زودتر حوصله‌ات از همه چیز و حتی خودت سر می‌رود و تکرار و پوچی را سریعتر می‌فهمی و سریعتر و زودتر به بن‌بست‌ها و آخر خط‌ها خواهی رسید.
در حضور و وفور نعمت‌ها و ثروت‌ها و استعدادها و بدون جهتی بیرون و بالاتر برای آن‌ها  یا رکود و احتکار خواهد بود و یا هرز رفتن و اسراف و ... و  دیگر نه جای ماندن‌مان است،که آن فضای بزرگ خیلی زود برای‌مان عادی و یکنواخت شده است و از فشار و تنگیِ یکنواختی‌اش به دل کوه و طبیعت و بیغوله‌ها خزیده‌ایم و نه پای رفتن هست، که آن را هم شکسته‌ایم و خسته در گوشه‌ای لمیده‌ایم و نه راه برگشتی، که همه پل‌های پشت سر خراب شده‌اند.
این‌ها همه چهره‌هایی از بن‌بست‌های امروز ماست و حدیث نفس و بث الشکوای انسان امروز ! که همه آرمان‌های عدالت و رفاه و رقابت و رهایی‌اش چه فردی و یا اجتماعی نتوانسته است او را از این بن‌بست خارج کند و رنگ آمیزی‌های هنرمندانه این مانی هزار نقش هم فقط برای لحظه‌ای از عمر بشر دوام آورده و باز چه زود رنگ باخته است!
همه به این خاطر است که ما از همه این جهان بزرگتریم  اما می‌خواهیم خود را در این فضای کوچکِ محدود تعریف کنیم (به شهادت استعدادهای درونی مان که جایشان در این فضای تنگ و تار نمی‌شود). در اینجا باید با ضربه‌ها پوسته  را شکست و از آن بیرون آمد و آن‌ها را در جهت آن هدف عالی بی‌نهایت به کار گرفت و تقویت کرد تا در جهانی دیگر ما را پای حرکت شوند. مشکل همه این ایدئولوزی‌های بشری و ایسم‌های رنگارنگ این جاست که می‌خواهند این جوجه بیرون آمده را دوباره به پوسته‌اش باز گردانند! همین است که بن‌بست‌‎ها  رخ می‌نمایند و ما را آزار می‌دهند. قلب‌مان در راه گلوی‌مان می‌ایستد و غم و افسردگی سر بر آورده شکنجه گر روحمان می‌شود.
راه خروج از این دایره بسته ویرانگر جهت دادن است به سویی فراتر و بالاتر از همین داشته‌ها و انباشته‌ها .باز کردن این حلقه و جهت دادن استعدادها، همان رشد. و درست پس از اجابت او به عنوان هدف و جهت خود، او نیز ما را اجابت خواهد کرد و رشد هدیه این اجابت خواهد شد«وَ إِذَا سأَلَك عِبَادِی عَنی فَإِنی قَرِیب أجِیب دَعْوَةَ الدَّاع إِذَا دَعَانِ فَلْیَستَجِیبُوا لی وَ لْیُؤْمِنُوا بی لَعَلَّهُمْ یَرْشدُونَ؛ و چون بندگان من از تو سراغ مرا می‏گیرند بدانند كه من نزدیكم و دعوت دعاكنندگان را اجابت می‏كنم البته در صورتی كه مرا بخوانند پس باید كه آنان نیز دعوت مرا اجابت نموده و باید به من ایمان آورند تا شاید رشد یابند». ( بقره 186)
به این ترتیب از بن بست خارج می‌شویم و رکود و احتکار و سقوط و هرز رفتن و از بین رفتن و تباهی سرمایه‌ها و استعدادهای‌مان متوقف وروند آن بر عکس خواهد شد که  نتیجه‌اش همان باز شدن ابواب فضل و فزونی  و فرودِ برکات و زیادتی‌هایِ راهیاب شده و مقدس و همیشگی و مستمرخواهد بود، همان «رشد». همان که ما را از بن‌بست‌ها بیرون می‌کشد، رضایت او را در پی می‌آورد و ما را از دل جهنمِ شکنجه و عذابِ خود به میانه بهشت (بحبوحه جنات) وارد می‌کند. 
و در وقت اضطرار میان انتخاب‌ها، سلاح‌مان اعتصام است و توکل و استعانت و این‌ها همه موجبات رضایت اوست و وسیله حرکت ما در وقت ماندن‌ها و زمینگیر شدن‌ها.
اما تا با همه وجود به این عجر و اضطرار نرسیده باشی و از وسائل و اسباب نا امید نشده باشی و او را اینچنین عاجزانه نخوانده باشی و فقط از او استعانت نجسته باشی (نشانه خودآگاهی نسبت به وضعیت خویش) به آن صراط و رشد نخواهی رسید و درهای فضل و فزونی و برکت بر تو و استعدادهایت همچنان بسته خواهد ماند و رکود و ماتم و غم میهمانان همیشگی‌ات خواهند بود.
موجبات رضایت خداوند در دستان ماست و او منتظر گشودن آن درب‌ها و نجات ما از بن‌بست‌ها و سرازیر کردن فزونی‌ها و فضل‌ها و  برکات وجودیِ ماست....
یادداشت از داریوش اسماعیلی/ معاون فرهنگی جهاددانشگاهی واحد اصفهان

captcha