کد خبر: 3531747
تاریخ انتشار : ۲۴ آبان ۱۳۹۵ - ۱۱:۰۵
پژوهشگر و استاد حوزه:

تاریخ استشراق با دشمنی علیه اسلام عجین است

گروه معارف: عضو هئیت علمی جامعةالمصطفی(ص) العالمیه تاریخ استشراق را با دشمنی علیه اسلام همراه دانست و بر لزوم تلاش علمی بیشتر در خصوص فعالیت‌های اخیر آن‌ها تاکید کرد.

حجت‎الاسلام والمسلمین احمد مرادخانی، عضو هئیت علمی جامعة‎المصطفی(ص) العالمیه در گفت‌وگو خبرگزاری بین‎‏المللی قرآن(ایکنا) از قم، گفت: استشراق در واقع یکی از مباحثی است که پرداختن به آن در عصر حاضر و در کشورهای اسلامی از اهمیت ویژه‎ای برخوردار است؛ استشراق از صدر اسلام و با عناوین مختلف مطرح شده بود ولی همیشه شرق‎شناسی مورد توجه غربی‎ها بوده است؛ به ویژه در دورانی که استیلای غرب بر کشورهای دیگر بوده است که ظاهرا علمی و با اهداف سیاسی بوده است و در روند خود از شرق شناسی به اسلام شناسی مبدل شده است.
وی افزود: پژوهش‎های شرق‎شناسی در این اواخر به تشیع‎شناسی و مبانی تشیع به خصوص مبانی انقلاب اسلامی و بیداری اسلامی که در سراسر کشورهای اسلامی پدیدارشده، مبدل شده است.
مرادخانی اظهارکرد: شرق‎شناسی در یک معنی بیشتر در تعارض با افکار اسلامی مطرح بوده است و روش آنان چندان عالمانه نبوده است، ولی از قرن 16 به این سوی وارد مرحله جدیدی شده است به خصوص با تدریس زبان عربی در دانشگاه‏‎های مهم غرب و شناخت روایات و.. شرق شناسی دچار تحولات بیشتر شده است.
عضو هیات علمی جامعه‎المصطفی(ص)، اظهارکرد: ضرورت پرداختن مباحث قرآنی و روایی توسط شرق‎شناس‎ها به قدری برای دانشمندان اروپایی مهم بود که اصرار به تدریس زبان عربی در سطح بالا، در دانشگاه‎های آنان به چشم می‎خورد؛ آنان به این قضیه به شدت توجه داشتند و این توجه تا به امروز نیز ادامه دارد.
وی گفت: آنان در این روند تا به آنجا پیش رفته‎اند که حتی امروز در مراکز مختلف علمی در اورپا و آمریکا همواره در بررسی روایات و اسلام هستند؛ لذا اگر بخواهیم شرق‎شناسی جدید را که یک رویکرد روش‎‌مند مطالعات اسلامی است مطالعه کنیم، می‎بینیم که این هم جنبه مثبت داشته هم مثبت منفی؛ یعنی نمی‎توانیم بگوییم همه مسشترقان با رویکرد منفی به عرصه آمدند بلکه برخی نیز در این رهگذار حضور و نیت مثبتی داشتند ولی نتوانستند بعضا پی به اهداف اسلام بیاورند.
مرادخانی اظهارکرد: در سابق مسلط نبودن به عربی و منابع اسلامی بیشترین مشکل را ایجاد می‎کرد ولی بعدا دسترسی نداشتن به منابع اصیل اسلامی و شیعی بود که بیشترین لطفه را به این پژوهش‎ها و بخصوص نتایج آنان می‎زد.
وی گفت: از آفات دیگر مطالعات استشراقی این است که نوعا مستشرقان با توجه به مذهب و مسلکی که داشتند به مطالعه اسلامی پرداختند که باورهای غلط آنان نسبت به ادیان دیگر و تعمیم آن به اسلام برداشت‎های بدی را حاصل شد.
مرادخانی یادآورشد: آشنا نبودن با فلسفه مشرق و اسلام و دین اسلام و به خصوص تشیع و روایات بزرگان آن، باعث برداشت‎های غلط از قرآن و روایات بوده است؛ همچنین تحت تاثیر بودن برخی شبهاتی که توسط مستشرقان بزرگ در این زمینه‎ها مطرح شده بود این مطالعات را به چالش کشاند.
وی عنوان کرد: از این دست کتب و متفکران کم نبودند که با یک شبهه و یا چند شبهه خاص مسیر مطالعات را با یک سری عناوین خاص منحرف کردند که از آن جمله می‎توان به ظهور کتاب تاریخ قرآن تئودورنولکده اشاره کرد که تاثیرفراوانی در شرق شناسی ایجاد کرد که در زمینه مطالعات دینی بسیار تاثیرگذار بوده است و بعد از او شاگردان او با اهداف جدید مثل شوالی در سال‎هایی که در عصر حاضر نیز بوده است این راه را ادامه دادند و به مباحث مختلف قرآن و احادیث وارد می‎‌شوند و شبهات جدیدی را مطرح می‎‏کنند.
این نویسنده و پژوهشگر حوزه استشراق، یادآورشد: تاریخ استشراق از ابتدا با رویکرد مقابله با اسلام صورت گرفت در ابتدا قدری آرام‎تر و کم کم با شبهات و غیر روش‎مند بود ولی در مرحله نهایی روش مندتر شده که اغراض جدیدی نیز در این زمینه شکل گرفته است که با ظهور اسلام و احیای مباحث اسلامی مباحث دیگری را شاهد هستیم لذا برخی استشراق را مکتب و نه علم می‎‏دانند که از آن جمله می‎توان به جلال آل احمد و یا ادوارد سعید اشاره کرد که  در کتاب شرق‎شناسی خود آن را مکتب می‎داند که با اهداف خاص خود به مطالعه اسلامی را می‎پردازد؛ او مستشرقی است که نگاهی مثبت داشته و به حمایت از اسلام می‎پرداخته است؛ برخی از ادوارد سعید به عنوان شهید هم یاد می‌کنند.
captcha