کد خبر: 3552317
تاریخ انتشار : ۱۹ آذر ۱۳۹۵ - ۱۴:۰۰
دانش‌آموخته حوزه علمیه تشریح کرد:

دلیل اندک بودن روایات منقول از امام عصر(ع)

گروه دانشگاه: کیواندخت جمالی، ضمن نقد کاربرد عباراتی در وصف امام زمان(عج)، امام دوازدهم را از اول خلقت واجد مقام عصمت و امامت دانست و به تشریح دلایل نقل روایات اندک از امام زمان(عج) پرداخت.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن (ایکنا)، با گشت‌وگذار در برخی سایت‌ها و کانال‌های مذهبی با پیام‌هایی از این دست مواجه شدیم: «نهم ربيع‌الاول روز تجلی حاکميت مستضعفان بر جهان، و روز نويد دهنده‌ شکست نمروديان و روز شادی شيعيان در تاجگذاری امام زمان(عج) مبارک باد». در این زمینه و هم‌چنین علت اینکه چرا تعداد روایت‌های نقل شده از حضرت مهدی (عج) کم است، با کیواندخت جمالی، دانش‌آموخته حوزه علمیه، حافظ و معلم قرآن، گفت‌وگو کردیم:
دارا بودن مقام عصمت و امامت از ابتدای خلقت
جمالی کیواندخت جمالی، دانش‌آموخته حوزه علمیه در گفت‌وگو با خبرگزاری بین‌المللی قرآن (ایکنا) در ابتدا به نقد استفاده از واژه‌هایی نظیر تاجگذاری و پادشاهی در مقام ائمه (ع) پرداخت و گفت: امام زمان (عج) پادشاه نیستند که سلطه و قدرت برای ایشان خوشایند باشد. همان طور که حضرت علی (ع) می‌فرمایند: حکومت نزد من از آب بینی بز کم ارزش‌تر است. ولیکن امام و راهنما هستند. از ابتدا نور ایشان برای هدایت انتخاب شده و این هیچ ارتباطی به زمانی خاص ندارد، که بگوییم اکنون که امام حسن عسکری (ع) از دنیا رفته‌اند، ایشان به پادشاهی می‌رسند. از ابتدای عالم خداوند توفیق برگزیدگی را برای همه امامان ما قرار داد. ایشان وجه‌الله هستند و مردم را به سوی حق هدایت می‌کنند. آغازی نیست، ایشان از اول خلقت عصمت و مقام امامت را دارا بودند. بله درست است، تا امام قبلی، حی و حاضر هستند، ایشان نمی‌توانند رهبری مردم را به عهده گیرند و آن زمان راهبر نیستند. اما این قضیه علت رد امامت و ولایت ایشان نیست که همچون دیروزی حضرت عسکری (ع) از دنیا بروند و امامت و ولایت به فرزندشان رسیده باشد.
برقراری تماس با امام حسن عسکری (ع) بسیار سخت بود
وی شرایط سخت نظامی دوره زندگانی امام حسن عسکری(ع) را دلیل ارتباط کم این بزرگوار با شیعیان و به تبع آن نرسیدن اخبار و پیام‌ها به مردم دانست و خاطرنشان کرد: روزی که امام حسن عسکری(ع) را از دست می‌دهیم، به مظلومیت این بزرگوار پی می‌بریم. سختی‌هایی که حضرت در طول حیاتشان داشتند، هیچ یک از اولیا خدا نکشید. چون سایر ائمه(ع) در زمان حیات طیبه خود می‌توانستد با شیعیان و یاران خود در تماس باشند، احادیث را بگویند و اکنون چندین هزار حدیث از ائمه (ع) موجود و به دست ما رسیده است. امام صادق (ع) از جمله آن بزرگواران بودند که کلاس تشکیل می‌دادند و شاگردان زیادی داشتند. امام رضا (ع) به دستور مامون حکومت ولایتعهدی تشکیل دادند. احادیث زیادی نقل و در دسترس مردم قرار گرفته است. یاران و شیعیان احادیث را ضبط و ترویج می‌کردند. امام حسن عسکری (ع) از ابتدای زندگی گرامی‌شان بسیار سختی کشیدند. در یک زندان تو در تو بودند. زندان انفرادی نهایت ظلم به ایشان بود و امام را از ترس به زندان انفرادی می‌فرستادند. و ایشان را در خانه‌شان زندانی می‌کردند. از آن‌جایی که امام حسن عسکری (ع) را در محله عسکر- که محل سکونت سپاهیان ترک عباسی بود- جای داده بودند، به آن حضرت عسکری می‌گویند. در واقع  در یک پادگان نظامی خانه حضرت و خانواده‌شان را قرار دادند. به هر شکلی که می‌خواستند؛ بی‌دلیل، با دلیل، درب خانه را باز می‌کردند و به داخل خانه حضرت می‌ریختند. به هیچ وجه، هیچ کس نمی‌توانست با ایشان در تماس باشد، مگر با شگرد خاصی، و فقط افراد کمی با ایشان در تماس بودند. حتی حضرت به سفر مکه نرفتند و موسم حج نتوانستند به جا بیاورند. این است که احادیث کمی از ایشان به دست ما رسیده است.
ارتباط تنها با اشخاص مورد اعتماد امکان‌پذیر بود
جمالی، درباره نمونه‌ای از ارتباط حضرت با شیعیان، عنوان کرد: حضرت عسکری (ع)، به جناب ابن‌بابویه قمی نامه‌ای می‌نویسند با این مضمون و ایشان را شخصیتی بزرگوار و مورد اعتماد خطاب می‌کردند و از او می‌خواستند این پیام را به شیعیان برساند: «به نام خداوند بخشاینده بخشایشگر، سپاس از آنِ خداوندی است که پروردگار جهانیان است و فرجام نیک از آنِ تقواپیشگان و بهشت از آنِ یکتاپرستان و آتش دوزخ برای انکارگران حق است و ستم جز بر ستمکاران روا نیست و معبودی نیست جز خداوندی که بهترین آفریدگار است و درود و سلام بر محمد و دودمان پاک او باد! اما بعد ای ابوالحسن، علی‌بن‌حسین قمی، که شخصیت بزرگوار و مورد اعتماد ما هستی، امید که خداوند تو را به انجام کارهایی که خود می‌پسندد موفق دارد و از سر مهر و رحمت خویش فرزندانی شایسته کردار روزیت سازد. من شما را به پروای از خدا و بر پا داشتن نماز و پرداخت زکات و حقوق مالی خویش، سفارش می‌کنم، چرا که نماز کسی که حقوق مالی خود را نپردازد، پذیرفته نمی‌شود و نیز تو را به عفو و گذشت از گناهان و لغزش‌ها، فرو خوردن خشم، پیوند با بستگان، مواسات با برادران دینی، تلاش در برآوردن حوایج آنان در خوشی‌ها و ناخوشی‌ها، بردباری در برابر نادانان، ژرف‌نگری در دین، استواری در کارها، تعهد در برابر قرآن، اخلاق شایسته، دعوت به خوبی‌ها و نهی از بدی‌ها، سفارش می‌کنم. خدا در قرآن می‌فرماید: «در بسیاری از نجواهایشان سودی نیست مگر در سخن آنان که به صدقه دادن یا نیکی کردن یا آشتی جویی و اجتناب از همه زشتی‌ها فرمان دهند». بر تو باد به برپا داشتن نماز شب! چرا که پیامبر گرامی سه بار امیرالمؤمنین (ع) را بدان سفارش فرمود و گفت: «علی جان! بر تو باد به انجام نماز شب! کسی که نماز شب را سبک شمارد از ما خاندان پیامبر نیست». از این رو به سفارش‌های من به خوبی عمل کن و همه شیعیان مرا به انجام این دستورات توصیه و دعوت کن تا بدان‌ها عمل کنند. بر تو باد به شکیبایی و انتظار فرج! و بدان که شیعیان ما همواره در رنج و فشارند تا فرزندم مهدی (ع)، ظهور کند. همو که پیامبر گرامی (ص) نوید او را داد که زمین و زمان را لبریز از عدل و داد خواهد ساخت. آری! زمین را خداوند به هر کدام از بندگان شایسته‌اش که بخواهد به میراث می‌دهد و فرجام نیک و پیروزمندانه از آن تقواپیشگان است. درود بر تو و بر همه شیعیان ما و رحمت خدا و برکات او بر شما باد».
نامه حضرت مهدی (عج) به شیخ مفید
وی ادامه داد: به عنوان نمونه دیگر، حضرت مهدی (عج) نامه‌ای برای شیخ مفید می‌نویسند، و او را برادری باایمان خطاب می‌کنند: «لِلْأَخِ السَّدِیدِ وَ الْوَلِیِّ الرَّشِیدِ الشَّیْخِ الْمُفِیدِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ مُحَمَّدِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ النُّعْمَانِ أَدَامَ اللَّهُ إِعْزَازَهُ مِنْ مُسْتَوْدَعِ الْعَهْدِ الْمَأْخُوذِ عَلَى الْعِبَادِ؛ این نامه‌‏اى است به برادر با ایمان و دوست رشید أبوعبدالله محمدبن‌محمدبن‌نعمان، شیخ مفید- أدام اللَّه اعزازه- که از جمله پیمان‌هایى است که به ودیعت نهاده شده و از بندگان خدا اخذ گردیده است». و می‌فرمودند: «آنچه به تو می‌نویسیم به دوستان ما که نزد تو می‌باشند برسانى».
آخرین حجت ما از نظرها غائب است مگر برای کسانی که به حق مومن هستند
این حافظ و معلم قرآن در پایان گفت: اینکه از حضرت عسکری (ع) و حضرت قائم (عج) احادیث کم است، به این خاطر است که در شرایط سخت نظامی زندگی می‌کردند. حضرت مهدی (عج)، در پنج سالگی غیبت داشتند، ولیکن با نواب اربعه در ارتباط بودند و حضرت عسکری (ع) در زمان حیات‌شان به نواب می‌گویند این فرزند من است. آن زمان حضرت مهدی (عج) سه سال داشتند و با یک زبان بسیار فصیح همچون مسیح که در گهواره سخن گفت، فرمودند: «انا بقیةالله فی ارضه والمنتقم من اعداءالله؛ من بقیةالله در زمین خدا هستم و انتقام‌گیرنده از دشمنان خدا می‌باشم». احادیث از طریق نواب خاصه جمع و ضبط می‌شد و به ثبت می‌رسید و اکنون به ما رسیده است. این هم به دلیل محدودیت‌های خاص زمانه بود که پیام‌ها و حرف‌های امام از طریق نواب به مردم می‌رسید. در غیبت محض احتیاط و حکمت خداوند، افراد نمی‌توانند ایشان را ببینند. بعد از مدتی همان نواب هم از چشم مردم پنهان شدند و از دنیا رفتند. اکنون شرایط سختی است. آیت الله قاضی می‌فرمودند: کور باشد چشمی که هر روز صبح بلند شود و امام زمانش را نبیند. پیامبر (ص) در خطبه‌ای در روز غدیر یک به یک ائمه اطهار (ع) را معرفی می‌کنند، وقتی به حضرت مهدی (عج) می‌رسند، می‌فرمایند: «آخرین حجت ما از نظرها غائب است، مگر برای کسانی که به حق مومن هستند و چون خورشید بر آن‌ها می‌تابد و آنها حضرت را می‌بینند».

مریم روزبهانی
captcha