کد خبر: 3576445
تاریخ انتشار : ۰۳ اسفند ۱۳۹۵ - ۰۹:۵۲

سخت‌کوشی؛ ویژگی بارز شهید ازغدی

گروه فرهنگی: شهید علی‌اصغر حسین‌پور ازغدی، در ششم تیرماه سال 1344 در مشهد متولد شد، وی خانواده‌ای مذهبی داشت که معتقد به امام راحل(ره) و پیروی از ایشان بودند، پدرش قالی‌باف بود و خود در راهپیمایی‌ها شرکت می‌کرد.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، شهید علی‌اصغر حسین‌پور ازغدی، در ششم تیرماه سال 1344 در خانواده‌ای مذهبی و انقلابی در مشهد متولد شد.
وی علاوه بر فعالیت در انجمن اسلامی، عضو حزب جمهوری بود و اگرچه دانش‌آموز مدرسه حکمت نبود؛ اما در کنار افرادی چون بهزاد احدیان، مهدی حکمت، سیدعلی آل شهیدی، حمید نیک‌اندیش و مسعود هژبری السادات در سنگر انقلاب فعالیت می‌کرد.
علی‌اصغر خانواده‌ای مذهبی داشت که معتقد به امام راحل(ره) و پیروی از ایشان بودند، پدرش قالی‌باف بود و خود در راهپیمای‌ها شرکت می‌کرد.
زمانی که تظاهرات انقلاب اسلامی ایران به اوج خود رسیده بود، به همراه دوستانش در تظاهرات و فعالیت‌های انقلابی شرکت می‌کرد. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی همچنان برای مقابله با منافقان در صحنه بود تا اینکه در سال 63 در دانشگاه علوم‌اسلامی رضوی مشهد در رشته مدیریت و قضا قبول شد و همزمان در دفتر نماینده ولی فقیه مشغول به کار بود.
او که فهمیده بود، حضور در خط جبهه بر مسائل دیگر اهمیت دارد؛ لذا  در این میدان گام نهاد و قبل از عملیات فتح‌المبین به جبهه رفت و در منطقه سوسنگرد و بستان که تازه از دست بعثی‌ها آزاد شده بود، حضور داشت، بعد از 45 روز از منطقه بازگشت، او که حضور در جبهه را واجب می‌دانست در تاریخ 65/9/23 دوباره به جبهه بازگشت.
علی‌اصغر در آموزش‌های تکمیلی مصدوم شد و به این خاطر مدتی را در بیمارستان مشهد گذراند، هنوز بهبودی کامل نیافته بود که به همراه دوستانش به جبهه بازگشت و سرانجام در عملیات کربلای چهار شرکت کرد. در عملیات کربلای 5 که سال 65 صورت گرفت، حضور داشت و در همین عملیات به شهادت رسید و پیکرش 10 سال مفقودالاثر بود.
وی با وجود سن کمی که داشت؛ اما در گفتار و رفتارش توانایی مدیریت دیده می‌شد و دیگران حدس می‌زدند که او آینده درخشانی دارد.
شهید پور حسینی
پی‌گیربودن و سخت‌کوشی؛ ویژگی بارز شهید ازغدی
علی‌اصغر همچنین از روحیه گرم و اجتماعی نیز برخوردار بود، ذهنی پرسشگر داشت و به دنبال مجهولات بود، با این وجود فردی آرام اما پی‌گیر بود که تا حصول نتیجه کار از آن دست برنمی‌داشت. 
وی در دفتر نماینده ولی فقیه به دنبال مسائل مردمی می‌رفت و تحمل ضایع شدن حق مردمی را در نظام اسلامی نداشت و احساس می‌کرد که هر کاری که بتواند برای مردم از طریق دفتر باید انجام دهد. جهت آشنایی بیشتر با این شهید با خانواده او به گفت‌وگو نشستیم.
از پدر شهید سوال کردیم که علی‌اصغر چگونه جوانی بود؟، پدر شهید، افزود: علی‌اصغر جوانی آرام و فعال بود در هر خانواده‎ای همانند او وجود دارد، در راهیپمایی‌ها علیه شاه همراه با دوستانش شرکت می‌کرد.
وی ادامه داد: در اوایل سال 57 که تظاهرات علیه رژیم به اوج خود رسیده بود در چهار راه شهدا و نزدیکی هتل‌ الغدیر که آن زمان پایگاه آمریکایی‌ها بود، راهپیمایی شد و مأموران شاه با توپ و تانک به داخل خیابان‌ها ریختند و شروع به تیراندازی به سوی مردم کردند.
پدر شهید ازغدی تصریح کرد: تعداد زیادی از تظاهر کنندگان مجروح و یا شهید شدند، علی‌اصغر و دوستانش که هشت نفر بودند و یکی از آنان شهید بهزاد احدیان، پسر خواهر رهبر معظم انقلاب بود، این مجروحان را جمع و جور می‌کردند.
وی ادامه داد: در چهار راه لشگر هم راهپیمایی بزرگی صورت گرفت و مأموران شاه با تانک از روی مرد و زن رد می‌شدند و مردم برای فرار از دست آنها به داخل استانداری رفتند، چنانچه این قیام‌های مردمی صورت نمی‌گرفت، انقلاب اسلامی پیروز نمی‌شد.
این پدر شهید بیان کرد: این جوانان عضو حزب جمهوری بودند و با شهید هاشمی‌نژاد و آیت‌الله واعظ طبسی در تماس بودند و تربیت یافته آنان بودند در زمان انقلاب علاوه بر شرکت در تظاهرات، اعلامیه هم پخش می‌کردند و بر روی دیوارها شعار می‌نوشتند یکی از کارهای آنان این بود که از سخنرانی رهبری یادداشت برمی‌داشتند و بعد آنها را به صورت بیانیه پخش می‌کردند.
پدر شهید ازغدی با اشاره به اینکه علی‌اصغر مدتی در دفتر نماینده ولی فقیه مشغول به کار بود و به مسائل اجتماعی و مردم توجه خاصی داشت و چون تحمل نداشت در نظام اسلامی از کسی حقی ضایع شود، لذا یک لحظه در رابطه با مسائل مردمی آرامش نداشت. سعی می‌کرد که هر کاری از دستش بر می‌آید برای مردم انجام دهد.
وی در پاسخ به سوالی دیگر که علی‌اصغر چه زمان و چگونه به جبهه رفت؟، اظهار کرد: وی قبل از عملیات فتح‌المبین به جبهه رفت و در منطقه سوسنگرد و بستان که تازه از دست عراقی‌ها آزاد شده بود حضور داشت، بعد از 45 روز به مشهد بازگشت، برادر کوچکش که می‌خواست به جبهه برود و چون او را به دلیل سن کم قبول نمی‌کردند، بدون این‌که به کسی بگوید، شناسنامه علی‌اصغر را برداشت و اسم‌نویسی کرد و به منطقه سوسنگرد رفت، این موضوع باعث شد که علی‌اصغر تا برگشت برادرش از جبهه خانه‌نشین شود.
شهید پور حسینی
این پدر شهید ادامه داد: مجددا در سال 64 به جبهه رفت، در آموزش‌های تکمیلی منطقه دچار مصدومیت شدید شد، او را به بیمارستانی در مشهد انتقال دادند که مورد عمل جراحی قرار گرفت.
وی بیان کرد: یک ماه در مشهد بود و یک شب به دعوت آستان قدس به همراه دیگر مجروحان جنگی بیمارستان جهت شرکت در دعای کمیل به حرم رفت که مورد استقبال مرحوم آیت‌الله واعظ طبسی قرار گرفت.
پدر شهید ازغدی تصریح کرد: یک روز یکی از دوستان که از جبهه آمده بود به عیادت علی‌اصغر آمد، قصد داشت که همراه بقیه زودتر به جبهه باز گردد، علی‌اصغر نیز از آمادگی منطقه برای عملیات جدید خبردار شد و رفتن به جبهه را واجب دانست تا این که تصمیم گرفت که همراه دوستانش به جبهه برود.
وی ادامه داد: در حالی که دستش به کتف بسته بود و درد او را آزار می‌داد، روز دوشنبه به بهانه حمام از خانه خارج شد و بعد به جبهه رفت، در شب عملیات کربلای 4 حضور داشت و با دست بسته رزمندگان را یاری می‌کرد، تعدادی از دوستانش چون هژبری، احدیان و نیک‌اندیش در این عملیات به شهادت رسیدند، پس از این عملیات به مشهد بازگشت.
پدر شهید عنوان کرد: سال 65 قرار بود که برای زیارت به سوریه برویم؛ اما علی‌اصغر تصمیم گرفت که به جبهه بازگردد. او که بی‌سیم‌چی بود در عملیات کربلای 5 نیز حضور داشت و در این عملیات حال و هوای خاصی پیدا کرده بود و سرانجام در همین عملیات به شهادت رسید و پیکر پاک او تا 10 سال مفقود بود.
وی ادامه داد: پسرم برای یکی از دوستانش چنین نوشته است که «صندوقچه خاطراتم پر از آرمان‌های الهی و ارزشهایی است که این سلحشور مردان کربلای 5 آفریدند».
این پدر شهید در پاسخ به این سوال که آیا با رفتن او به جبهه مخالفت نکردید؟، اظهار کرد: علی‌اصغر برای پیروزی اسلامی در این راه قدم بر داشت، علاوه بر این خودم به همراه دو پسر دیگرم در جبهه حضور داشتیم.
شهید پور حسینی
وی ادامه داد: او برای ادای تکلیف الهی به جبهه رفت و از مبارزه علیه کفر احساس خشنودی می‌کرد، این را خودش در گفتارش بیان کرده است.
بودن در جبهه؛ بازگشت به فطرت آدمی
پدر شهید ازغدی بیان کرد: علی‌اصغر، بودن در جبهه را بازگشت به فطرت خود می‌دانست و در نوشته‌های خود گفته بود که «دعا در اینجا به دلیل دوری از تعلقات مادی شوری دیگر دارد، در اینجا فرد خود را یافته است، لذا با تمام وجود اظهار می‌دارد؛ الهی و ربّی من لی غیرک».
وی افزود: پسرم همچنین در خصوص دشمنی آمریکا با اسلام و ایران گفته است که «آمریکا و هم‌دستانش آنچه را که تاکنون می‌توانسته‌اند علیه جمهوری اسلامی انجام داده و آنچه انجام نداده‌اند، نه آنکه نخواسته‌اند، بلکه نتوانسته‌اند، آنان نه تحمل تلفات را دارند و نه افرادی دارند که در برابر میلیون‌ها بسیجی عاشق شهادت، انگیزه جنگیدن داشته باشند و بی‌گمان ماشین جنگی در برابر انسان جنگی محکوم به شکست است و این شکست به حول و قوه الهی به زودی ظاهر خواهد شد چون که این وعده حق سبحان است».
پدر شهید ازغدی در پایان مصاحبه نوشته‌ای از او را نشان داد که در خصوص عشق الهی نوشته بود، «مدتی است که از سراب غروب به مأمن عشق پا گذاشتم، احساس می‌کنم، هنوز درک حضور نکرده‌ام ولی درک کرده‌ام که عشق دریافتنی است نه گفتنی».
captcha