کد خبر: 4365078
تاریخ انتشار : ۲۹ تير ۱۴۰۵ - ۱۳:۰۷
یادداشت

تأملی در هویت، اسارت و شهادت حضرت رقیه(س)

حضرت رقیه(س) تنها یک شخصیت تاریخی نیست، یک نماد است. نماد مظلومیت یک کودک در برابر قدرت طاغوت که تا ابد در دل‌ها زنده می‌مانند. ایشان به ما می‌آموزد که حتی در تاریک‌ترین خرابه‌های تاریخ، نور عشق خاموش‌شدنی نیست.

حضرت رقیه(س)در میان انبوه رخدادهای محرم و صفر، روایتی وجود دارد که با وجود اختصار زمانی و خردسالی راوی آن، چنان در اعماق وجدان جمعی شیعیان نفوذ کرده که گویی تمام تلخی و شکوه عاشورا در آن یک شب خلاصه شده است. این روایت، قصه‌ دختری سه یا چهارساله است که از مدینه تا کربلا را با پای کوچک خود پیمود، آتش، شمشیر و عطش را با چشم‌های معصوم خود دید و سرانجام در غربت‌گاه شام در کنار سری که روزگاری پدرش را بر آن می‌نواخت، جان به جان‌آفرین تسلیم کرد. این دختر، حضرت رقیه(س) است. 

اما پرسش اینجاست چرا شخصیتی که در بسیاری از منابع کهن تاریخی، نام و نشان دقیقی از او در میان فهرست فرزندان امام حسین(ع) به چشم نمی‌خورد، این‌چنین در فرهنگ شیعی جایگاهی رفیع و تأثیری شگرف یافته است؟ آیا آنچه امروز به‌عنوان مصائب حضرت رقیه در مجالس روضه خوانده می‌شود، صرفاً حاصل احساسات جمعی و نوحه‌سرایی شاعران است یا ریشه‌ای استوار در ژرفای تاریخ و حقیقت دارد؟ در همین خصوص رضا ملازاده یامچی، پژوهشگر دینی، یادداشتی در اختیار ایکنای خراسان‌‌‌رضوی قرار داده است که در ادامه می‌خوانیم:

این یادداشت در پی آن است تا با رویکردی علمی و توأم با تعمق، به بازشناسی هویت تاریخی، تبیین ابعاد اسارت و شرح چگونگی شهادت این بانوی خردسال بپردازد و نشان دهد که چگونه یک کودک سه‌ساله می‌تواند به سند اسارت و مظلومیت آل‌الله و فاتح شام و سفیر بزرگ عاشورا بدل شود.

ریشه‌یابی مفهومی و هویت‌شناسی تاریخی

نام و نسب: از فاطمه صغری تا رقیه

نخستین چالش در تحقیق درباره حضرت رقیه(س) مسئله‌ نام و هویت ایشان است. در منابع کهن از وجود دختری خردسال برای امام حسین(ع) سخن به میان آمده، اما در نام او اختلاف است. برخی منابع، نام اصلی او را فاطمه صغری یا فاطمه صغیره دانسته‌اند. نام رقیه نیز که در لغت از ریشه‌ رقی به معنای بالا رفتن و ترقی است، به‌عنوان مشهورترین لقب این بانو شناخته می‌شود. گفتنی است که نام رقیه پیش از این نیز در خاندان رسالت رواج داشته است، چنان‌که پیامبر اکرم(ص) دختری به این نام داشتند و حضرت علی(ع) نیز یکی از دختران خود را رقیه نامیدند.

در منابع تاریخی در تعداد دختران امام حسین(ع) نیز اقوال مختلفی وجود دارد. شیخ مفید در کتاب الارشاد تنها دو دختر به نام‌های فاطمه و سکینه را برای ایشان ذکر کرده است، اما در مقابل برخی منابع متأخر از چهار دختر با نام‌های فاطمه کبری، فاطمه صغری، سکینه و رقیه یاد کرده‌اند که این اختلافات نشان از آن دارد که ثبت دقیق نام و تعداد فرزندان امام در دوران پرآشوب پس از عاشورا با دشواری‌هایی همراه بوده و چه بسا برخی از ایشان در کودکی از دنیا رفته‌اند و نامشان در حافظه‌ تاریخی کمرنگ شده است.

در مورد مادر حضرت رقیه(س) قول مشهور آن است که ایشان ام‌‌اسحاق نام داشته است. برخی منابع، مادر حضرت رقیه را شهربانو (دختر یزدگرد سوم، پادشاه ایران) معرفی کرده‌اند، اما این قول به دلیل فاصله‌ زمانی میان وفات شهربانو (در حدود سال ۳۷ قمری) و ولادت حضرت رقیه (حدود سال ۵۷ قمری) از سوی بسیاری از مورخان معاصر مردود شناخته شده است.

حضرت رقیه در سال ۵۷ یا ۵۸ هجری قمری، در شهر مدینه‌ منوره دیده به جهان گشود. در آن زمان، مدینه هنوز بوی نبوت را در خود داشت و فضای آن آکنده از یاد رسول خدا(ص) و خاندان پاک او بود. ایشان، سال‌های نخست عمر کوتاه خود را در کنار پدری سپری کرد که تجسم تمام‌عیار غیرت، شجاعت و عبودیت بود. مادرش ام‌اسحاق اما بسیار زود از دنیا رفت و امام حسین(ع) از خواهر گرامی‌شان حضرت زینب(س) خواستند تا سرپرستی این کودک خردسال را برعهده گیرند و برای او مادری کنند، از همین‌رو پیوندی عاطفی و عمیق میان حضرت رقیه و عمه‌ بزرگوارش شکل گرفت که در مسیر کربلا و شام، نقشی بی‌بدیل یافت.

حضرت رقیه(س) در آیینه‌ مقتل‌ها و منابع کهن

یکی از پرسش‌های اساسی در باب حضرت رقیه(س)، میزان حضور ایشان در منابع معتبر تاریخی است. در پاسخ باید گفت که هرچند نام ایشان در برخی از کهن‌ترین مقتل‌ها نظیر مقتل ابومخنف (کهن‌ترین مقتل موجود) به صراحت نیامده، اما در منابع قرن‌های بعدی به‌ویژه از قرن ششم هجری به بعد به تفصیل از ایشان یاد شده است.

کهن‌ترین منبعی که به‌طور مشخص به داستان دختر خردسال امام حسین(ع) در شام پرداخته است، کتاب کامل بهائی نوشته‌ عمادالدین حسن بن علی طبری (از مورخان قرن ششم هجری) است. وی در این کتاب، از دختری چهارساله سخن می‌گوید که در جریان اسارت، در خرابه‌های شام در کنار سر بریده‌ پدر به شهادت رسیده است، هرچند در این کتاب، نام او به صراحت رقیه ذکر نشده است، اما قراین و شواهد نشان می‌دهد که همین شخصیت، همان حضرت رقیه‌ای است که امروز در فرهنگ شیعی شناخته می‌شود.

یکی دیگر از منابع مهم که به حضرت رقیه اشاره دارد، کتاب لهوف نوشته‌ سید بن طاووس (از علمای بزرگ قرن هفتم هجری) است. سیدبن طاووس در این کتاب، به وداع امام حسین(ع) با اهل خیام اشاره می‌کند و از بانوان حاضر در خیمه‌ها از جمله رقیه و فاطمه یاد می‌کند. هرچند در نقل لهوف، نام رقیه در کنار دیگر بانوان ذکر شده و تفصیل ماجرای خرابه در آن نیامده، اما همین اشاره گواه آن است که شخصیتی با این نام در میان همراهان امام حسین(ع) وجود داشته است.

روایت امام صادق(ع) و تأیید جایگاه رقیه(س)

در برخی از منابع، روایتی از امام جعفر صادق(ع) نقل شده است که به چگونگی شهادت حضرت رقیه اشاره دارد. براساس این روایت، اهل‌بیت(ع) در خرابه‌ای نزدیک مسجد جامع دمشق اسیر بودند و حضرت رقیه(س) در همان مکان به شهادت رسید. این روایت، اگرچه از حیث سند نیازمند بررسی‌های دقیق رجالی است، اما نشان از آن دارد که در سنت امامیه، شخصیت و مصیبت ایشان در خرابه‌ شام امری شناخته‌ شده و مورد تأیید بوده است.

در کنار همه‌ بحث‌های تاریخی، آنچه جایگاه حضرت رقیه(س) را در فرهنگ عاشورا چنان رفیع ساخته است، کارکرد نمادین ایشان است. در منظومه‌ عاشورا، حضرت رقیه(س) به مثابه‌ سند اسارت و مظلومیت آل‌الله شناخته می‌شود، چرا که اسارت یک کودک سه‌ساله و شهادت در غربت‌گاه، تمام ابعاد ستم و بیرحمی دشمن را بی‌پرده به نمایش می‌گذارد. ایشان با قامت کوچک خود بار سنگین رسالت رساندن پیام عاشورا را بر دوش کشید و در مسیر کوفه و شام با ناله‌های کودکانه‌ خود، وجدان خفته‌ مردم را بیدار کرد. این دختر خردسال با مرگ خود در کنار سر پدر ثابت کرد که حتی در میان انبوه اسرا و در اوج غربت نمی‌توان حقیقت را پنهان کرد و عشق را به زنجیر کشید.

یکی از عمیق‌ترین وجوه تحلیلی این واقعه تقابل دو قطب متضاد است: از یک سو، کاخ زرین و پرزرق‌ و برق یزید که مظهر قدرت مادی، تکبر و بی‌عدالتی است و از سوی دیگر خرابه‌ای تاریک و سرد که مأوای اسرای آل‌رسول(ص) شده است. در این خرابه، دختری سه‌ساله در میان ظلمت و تنهایی خواب پدر را می‌بیند و از خواب که بیدار می‌شود، با فریاد بابا جان!؛ سکوت سنگین شام را می‌شکند. این فریاد نه فقط فریاد یک کودک بی‌پناه که فریاد مظلومیت تمام تاریخ است در برابر قدرت ستمگر. خرابه، نماد غربت اهل‌بیت(ع) و کاخ نماد غرور دنیاپرستان است و این دختر کوچک پلی می‌شود میان این دو عالم.

اگر از منظر روان‌شناختی اجتماعی به این واقعه بنگریم، درمی‌یابیم که یکی از رازهای ماندگاری عاشورا در طول تاریخ، ظرفیت بالای عاطفی آن است. حماسه‌ عاشورا، تنها یک رویداد تاریخی خشک نیست، بلکه روایتی است سرشار از عشق، ایثار، شجاعت، و در عین حال، اندوهی عمیق و جانسوز. حضرت رقیه(س) با خردسالی خود این بُعد عاطفی را به اوج می‌رساند. دختر خورشید کربلا و کوچک‌ترین مسافر کربلا است که با دیدن سر بریده‌ پدر، قلب تاریخ را به لرزه درمی‌آورد و این پیوند عاطفی باعث می‌شود حتی کسانی‌که با ظرایف تاریخی و کلامی آشنا نیستند، با تمام وجود درد این کودک را درک کنند و در سوگ ایشان اشک بریزند، گویی که کلید ورود به قلب هر انسان آزاده‌ای است.

با توجه به اینکه در میان اهل سنت، داستان وجود و شهادت حضرت رقیه(س) چندان شناخته‌شده نیست و حتی در میان برخی از محققان معاصر شیعه نیز تردیدهایی در باب اصالت تاریخی برخی از جزئیات این واقعه وجود دارد، لازم است به اختصار به این شبهات پاسخ داده شود:


عدم ذکر نام رقیه در منابع کهن شیعه


در پاسخ باید گفت که هرچند نام او در کهن‌ترین مقتل‌ها نظیر مقتل ابومخنف نیامده، اما این امر دلیل بر عدم وجود ایشان نیست. ثبت تاریخ در آن دوران با محدودیت‌های فراوانی همراه بوده و بسیاری از جزئیات به مرور زمان و در منابع بعدی ثبت شده است، از سوی دیگر، منابع قرن ششم هجری مانند کامل بهائی و لهوف به صراحت از وجود این دختر خردسال سخن گفته‌اند که فاصله‌ زمانی چندانی با عاشورا ندارند.


اختلاف در نام و تعداد دختران امام حسین(ع)


این اختلاف امری طبیعی در دانش تاریخ‌نگاری آن دوره است و در مورد بسیاری از شخصیت‌های تاریخی دیگر نیز دیده می‌شود و آنچه مهم است اصل وجود این دختر خردسال در کربلا و شام است که در منابع متعدد بدان اشاره شده است. اینکه نام اصلی ایشان فاطمه صغری بوده و رقیه لقب ایشان است، مسئله‌ای است که با استناد به قراین متعدد قابل حل است.

 

احتمال جعلی بودن داستان خرابه‌ شام


برخی از محققان، حضور اسرای کربلا در خرابه‌ شام را نپذیرفته‌اند، اما باید توجه داشت که هدف از این روایات، صرفاً ثبت یک مکان جغرافیایی نیست، بلکه بیان یک حقیقت عاطفی و تاریخی است. خرابه، نماد غربت و مظلومیت اهل‌بیت(ع) در سرزمین شام است و چه آن مکان، دقیقاً همان خرابه‌ای باشد که در روایت آمده یا نه، اصل ماجرا یعنی اسارت خاندان رسالت و شهادت یک کودک در آن سفر پررنج امری است که با انبوهی از قراین و شواهد، قابل اثبات است.

حضرت رقیه(س)، درخت تناوری بود که در گلدانی کوچک رویید. عمرشان اگرچه به چندین بهار بیشتر نمی‌انجامید، اما نام ایشان تا ابد بر تارک تاریخ عاشورا خواهد درخشید. با حضور خود در کربلا و شهادت جانسوز خود در خرابه‌های شام، به سند گویای اسارت آل‌الله مبدل شد و با ناله‌های کودکانه‌ی خود، فریادگر مظلومیت خاندان رسالت در برابر ستمگران زمانه گشت.


پاسخ به پرسش اصلی این یادداشت یعنی راز ماندگاری این شخصیت با وجود اختصار منابع در همین نکته نهفته است: حضرت رقیه(س) تنها یک شخصیت تاریخی نیست، ایشان یک نماد است. نماد عشق بی‌پایان یک فرزند به پدر، نماد مظلومیت یک کودک در برابر قدرت طاغوت و نماد این حقیقت که عاطفه و ایثار از مرزهای تاریخ و جغرافیا فراتر می‌روند و تا ابد در دل‌ها زنده می‌مانند. حضرت رقیه(س) به ما می‌آموزد که حتی در تاریک‌ترین خرابه‌های تاریخ، نور عشق خاموش‌شدنی نیست. ایشان با قامت کوچک خود، قامتی افراشت که تا آسمان حقیقت کشیده شد. باشد که ما نیز با تأسی به این بانوی خردسال در مسیر عشق و حقیقت، از هیچ ظلمتی نهراسیم و با فریاد بابا جان! خود، ظلمت‌کده‌های زمانه را به لرزه درآوریم.

انتهای پیام
خبرنگار:
امیرحسین جعفری
captcha