کد خبر: 3582526
تاریخ انتشار : ۲۰ اسفند ۱۳۹۵ - ۰۸:۳۳

دین بدون نظام فکری، جایگاهی در هستی ندارد/ دین را باید با عقل باور کرد

گروه معارف: غلامحسین ابراهیمی دینانی با بیان اینکه دین، شریعت و طریقت یک نظام فکری است، تصریح کرد: دین بدون نظام فکری، هیچ جایگاهی در هستی ندارد؛ پس آنجا که عقل نیست، نظام و مکتب نیست.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن (ایکنا) از اصفهان، غلامحسین ابراهیمی دینانی، فیلسوف و متفکر معاصر ایران روز گذشته در مراسم اختتامیه دومین همایش مکتب فلسفی اصفهان و برگزاری بزرگداشتی که از سوی دست‌اندرکاران این همایش برای وی در دانشگاه اصفهان برگزار شده بود، اظهارکرد: عالم بدون گذشته و در نظر گرفتن «آن» و همچنین  صرف نظر از آینده، عالم، عالم کوچکی است. همه ما در عالم و در لحظه زندگی می‌کنیم و هیچ کس در گذشته و در آینده زندگی نمی‌کند.

این فیلسوف صدرایی بیان کرد: لحظه بدون توجه به گذشته و آینده وجود ندارد. انسان با حافظه به گذشته باز می‌گردد و با امید به آینده می‌رود و اگر امید نبود آینده‌ای هم وجود نداشت. انسان از دریچه لحظه وارد زمان می‌شود و به تعبیری با «آن» وارد زمان شده و با «آن» از زمان خارج می‌شویم.

دینانی افزود: به دلیل اینکه گذشته وجود دارد، تاریخ هم وجود دارد و انسان موجودی تاریخ‌مند است. همه موجودات عالم در تاریخ هستند ولی هیچ موجودی متوجه تاریخ نمی‌شود و نمی‌تواند به گذشته خود بازگردد و مانند انسان تاریخ ندارد.

وی ادامه داد: انسان در تاریخ است و تاریخ دارد، چرا که این خصلت را داراست که از خود فاصله بگیرد و به خود بیاندیشد و آنگاه یک انسان اندیشیده واندیشنده یا اندیشیده شده است. این نشان دهنده عظمت انسان است که خود را مورد اندیشه خویشتن قرار می‌دهد و اگر چنین نبود در رودخانه بی پایان رویدادها جاری نمی‌شد. این عالم و جهان رودخانه رویدادهاست.

وی در ادامه به عبارت «همایش مکتب فلسفی اصفهان» اشاره کرد و گفت: همایش، مکتب و اصفهان از دل فلسفه بیرون آمده و همایش، اجتماع آدمیانی است که تبادل فکری بین آنها صورت می‌گیرد. جامعه از دو نفر تا الی آخر شروع می شود و در جماعت حداقل جمع از دو نفر شروع می شود. جامعه و اجتماع مختص انسان است و جز انسان هیچ موجودی جامعه ندارد و در بین دیگر موجودات از جمله حیوانات توده وجود دارد، جامعه با توده متفاوت بوده و نمی‌توان گفت که توده جامعه است ولی در نهایت این دلیل بر برتری حس انسان بر حیوانات نیست، چراکه حیوانات در حواس از انسان‌ها قوی‌تر هستند. وجه تمایز انسان و حیوات در فرهنگ و تمدن است که انسان توانسته با همایش آن را به وجود آورد.

نویسنده کتاب «ماجرای فکر فلسفی درجهان اسلام» در ادامه گفت: یکی دیگر از تفاوت‌های میان انسان و حیوان در خطا و اشتباه کردن است. حیوانات بر اساس غریزه اشتباه نمی‌کنند و یا اگر هم اشتباه کنند خیلی کم صورت می‌گیرد. ولی انسان‌ها دچار اشتباه می‌شوند که به وسیله عقل می‌توانند بلافاصله  آن را جبران کنند.

وی با اشاره به کلمه «مکتب»، ادامه داد: مکتب بر وزن مفعل و به معنی جایی نوشتن است. ولی صرفا خط نوشتن نیست، بلکه مکتب یک نظام فکری است، حتی اگر مکتوب نشود. هر فردی دارای نظام فکری است و کل جامعه با توافق و هماهنگی و تبادل نظام افکار، نظام فکری پیدا می‌کند که مکتب نام می‌گیرد.

نویسنده کتاب «دفتر عقل و آیت عشق» با بیان اینکه دین، شریعت و طریقت یک نظام فکری است، تصریح کرد: دین بدون نظام فکری هیچ جایگاهی در هستی ندارد؛ پس آنجا که عقل نیست، نظام و مکتب نیست.

وی با اشاره به واژه «مکان» گفت: هایدگر به وجود «آنجا» معتقد است یعنی انسان در این عالم پرتاب شده است؛ ولی عقیده بنده به وجود «اینجا» می‌باشد و اینکه انسان پرتاب شده نیست، بلکه انسان آفرینش الهی است که از روی حکمت، اراده و مصلحت الهی به‌صورت دقیق به «اینجا» آمده است. برای فهمیدن اینجا، ابتدا باید مکان را فهمید و فهمیدن مکان با عقل حاصل می‌شود. 

وی با بیان اینکه فلسفه لغت یونانی و به معنی تعقل و اندیشیدن عقلانی است، بیان کرد: فلسفه کار عقلانی انجام می‌دهد و آن را نمی‌توان از جامعه بیرون برد.

استاد تمام فلسفه دانشگاه تهران افزود: در اسلام و ایران باستان «حکمت» به جای فلسفه وجود دارد و جکمت به معنای استحکام و بنای استوار فکری می‌باشد و فیلسوف یعنی کسی که دوستدار حکمت است و همچنین حکیم به معنای شخصی که موازین فکری محکم و خلل ناپذیر دارد، است. 

دینانی با بیان اینکه دین فلسفه نیست و فلسفه هم دین نیست، اظهارکرد: در دین باید تعقل ورزید و با عقل آن را باور کرد.

این فیلسوف معاصر با بیان اینکه اصفهان شهر بزرگ فرهنگی ثبت جهانی شده است، گفت: متاسفانه یا خوشبختانه در اصفهان، فلاسفه همچون سقراط دانسته‌های خود را ننوشته یا کم نوشته‌اند و بیشتر آنها را به‌صورت شفاهی نقل کرده‌اند. در این میان کسانی مانند ملاصدرا بودند که دست به نوشتن زدند.

وی تصریح کرد: با اینکه در اصفهان،  فلاسفه زیادی وجود داشته است، اما کسانی هم در این شهر زندگی می‌کرند که ضد فلسفه‌ بودند و در واقع این تضاد همیشه وجود داشته است.

captcha