کد خبر: 3583895
تاریخ انتشار : ۲۴ اسفند ۱۳۹۵ - ۰۶:۲۵
شهید و شهادت؛

عشق به والدین و صحیفه سجادیه؛ ویژگی شهید شربتی

گروه فرهنگی: اولین روز از مهر 1346 مصادف با میلاد امام جواد(ع)، در خانواده‌ای متدین پسری متولد شد که به مناسبت میلاد نهمین اختر تابناک امامت و ولایت نامش را جواد نامیدند.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، در اولین روز از مهرماه 1346 مصادف با میلاد امام جواد(ع) در خانواده‌ای متدین پسری متولد شد که به مناسبت میلاد نهمین اختر تابناک امامت و ولایت نامش را جواد نامیدند.
کسی از زمان مدرسه و دوران ابتدایی شهید جواد شربتی خاطرات خاصی ندارد ولی مدرسه راهنمای‌اش را خوب به یاد دارند چرا که به نام 13 آبان نامگذاری شده، روزی که دانش‌آموزان زیادی در این روز به شهادت رسیدند  و حضرت امام خمینی(ره) رهبر کبیر انقلاب و مرید جواد به ترکیه تبیعد شد.
مهدی شربتی، کارشناس دادگستری و برادر کوچک‌تر شهید شربتی، با اظهار اینکه از جواد مسجد رفتنش و حضور در پایگاه شهید صادقی را به یاد دارم، اظهار کرد: اولین مرتبه که جواد در جبهه زخمی و در بیمارستان دکتر شریعتی مشهد بستری شد حدودا 14 سال سن داشت و محاسن مردانه‌اش درنیامده بود.
خرید گاری با حقوق بسیجی
این برادر شهید با بیان اینکه پایگاه بسیجی که جواد با دوستان شهیدش در اوایل انقلاب در محل آن را تشکیل داده بود به برکت خون شهدا همچنان فعال است و هر ساله مراسم عزاداری محرم با نصب عکس شهدای محل در آن برگزار می‌شود، بیان کرد: 5 نفر از اعضای این پایگاه که همه از دوستان جواد بودند که همگی شهید شدند در حال حاضر از خانواده‌های این شهدا و برادرانشان در این پایگاه بسیج حضور دارند.
وی اضافه کرد: یادم هست در آن زمان، همه بلندگوها و زنجیرهای هیئت اجاره‌ای بودند که جواد با چند نفر از دوستانشان حقوق اندکی که از جبهه دریافت می‌کردند روی هم گذاشتند و یک گاری برای هیىت عزاداری مسجدالنبی(ص) که در آن حضور داشتند برای حمل بلندگوها و بقیه وسایل هیىت عزاداری شهدا خریدند.
برادر شهید شربتی ادامه داد: از خاطرات اوایل انقلاب یادم هست جواد با پدرم و برادر دیگرم برای مردمی که در خیابان بیهق در حال راهپیمایی بودند نان و خرما درست می‌کردند و بین مردم توزیع می‌کردند.
این کارشناس دادگستری در خصوص انتخاب راه جبهه توسط برادر شهیدش، گفت:  در یک بازه زمانی 3 تا از برادرانم در جبهه حضور داشتند، جعفر در جنوب کشور در حال خدمت سربازی بود و محمد و جواد به عنوان بسیجی در منطقه دیگری در حال دفاع از کشور از جمله در عمیلات کربلای 5 حضور داشتند.
وی در پاسخ به این سوال که دلیل آنکه برادرتان از زمان نوجوانی تا 19 سالگی مکرر به جبهه اعزام شد؟، اظهار کرد: برادرم به دلیل اینکه رفتن به جبهه را تکلیف خودش می‌دانست و از طرفی عشق و ارادت خاصی که به امام خمینی(ره) داشت و مطیع رهبری و پیرو ایشان بود، راه جبهه را انتخاب کرد.
برادر شهید شربتی با اشاره به اینکه برادرش در هنرستان شریعتی سبزوار ادامه تحصیل داد و به دلیل حضور در جبهه فقط یک ماه در منزل برای مطالعه و شرکت در کنکور وقت داشت، گفت: جواد در رشته اتومکانیک دانشگاه تهران قبول شد، از آن به بعد جواد یا در جبهه بود یا در کلاس درس، در دانشگاه تهران 4 ترم درس خواند که توفیق شهادت نصیبش شد.
نامه‌ای با مهر امام(ره)
این کارشناس دادگستری درباره چگونگی اطلاع از نحوه شهادت برادرش، بیان کرد: بعد از عملیات کربلای 5 محمد تنها آمد و من ساعت جواد را در دست محمد دیدم و تقریبا اکثر اعضای خانواده حس کرده بودند که اتفاقی رخ داده ولی محمد به هیچ‌کس چیزی نگفت تا اینکه از طرف سپاه شهادت جواد را اعلام کردند.
این برادر شهید درباره اطلاع مادر از نحوه شهادت برادرش، گفت: مادرم شب قبل از شهادت خواب می‌بیند که امام خمینی(ره) در اطاقی نشسته‌اند و بقیه شهدا در حال تلاوت قرآن هستند. وقتی به حضور امام(ره) می‌رسند، کنار امام می‌نشینند و آن امام ورقه‌ای را مهر و تحویل مادرم می‌دهند. مادرم وقتی از خواب بیدار شد گفتند یکی از فرزندانم شهید خواهد شد ولی نمی‌دانست کدام از برادرانم شهید می‌شود، تا اینکه محمد سالم برگشت و بعد از یک هفته خبر شهادت جواد اعلام شد.
عشق به والدین و صحیفه سجادیه
وی درباره ویژگی‌ اخلاقی شهید شربتی و ارتباط خاصی که بین برادر شهیدش و پدر و مادرش وجود داشت،  اظهار کرد: جواد عاشق پدر و مادرم بود و احترام خاصی برای آنان قائل بود، وقتی در جبهه نبود پیش پدرم در میدان بار می‌رفت و در حجره به او کمک می‌کرد.
این کارشناس دادگستری افزود: یکی دیگر از ویژگی‌های اخلاقی جواد عشق و علاقه‌اش به صحیفه سجادیه و دعاهای امام سجاد(ع) در این کتاب بود که در اکثر مواقع بعد از نماز این دعاها را قرائت می‌کرد و همیشه این کتاب را با خودش همراه داشت، من بعد از شهادتش به یادگار آن را نگه داشتم.
احترام به قانون
وی در بیان خاطرات آن شهید و احترام به قانون، گفت: اوایل انقلاب معمولا پایگاه‌های بسیج ایست و بازرسی در خیابان و محلات تشکیل می‌دادند و به علت شرایط خاص گاهی اوقات تمام ماشین‌ها را جستجو می‌کردند. در یکی از این ایست و بازرسی‌ها که جواد مسئول آن بود پدرم با ماشین در حال عبور بود که جواد ماشین پدرم به همراه عمه‌ام را نگه می‌دارد و تمام ماشین را تفتیش می‌کند، بعد از ادامه مسیر مجددا پدرم این مسیر را بر می‌گرد و جواد دوباره ماشین پدرم را متوقف و مجددا شروع به جستجو و تفتیش می‌کند که پدرم ناراحت می‌شود ولی جواد در پاسخ ناراحتی پدرم، گفت، من اگر ماشین شما را نگردم نمی‌توانم ماشین دیگران را تفتیش کنم شما و من باید اول از همه به قانون احترام بگذاریم تا دیگران با تبعیت از ما به قانون احترام بگذارند که پدرم قانع می‌شود.
ما برای آب و برق مجانی انقلاب نکردیم
برادر شهید شربتی درباره اینکه چه کسی الگوی برادرتان در زمان حیاتش  بود، تصریح کرد: قطعا یکی از الگوهایش رهبر کبیر انقلاب حضرت امام خمینی(ره) بود چرا که در بخشی از وصیت‌نامه برادرم آمده است، امام را تنها نگذارید و راه امام و شهدا را ادامه بدهید، به دنیا و تمام مظاهر دلفریبش دل نبندید و وسوسه نشوید.
وی‌ ادامه داد: پدرم فقط 2 سال بعد از شهادت برادرم سالم بود و بعد از آن سکته کرد و در سال 1372 به دلیل سرطان درگذشت.
برای اینکه از نحوه شهادت آن شهید بزرگوار مطلع شویم و راز ساعت را کشف کنیم به سراغ محمد، همرزم و برادر دیگر شهید می‌رویم کسی که بنا به و صیت پدر نام امیر جواد را برای پسرش انتخاب کرده است.
وی درباره علت این نامگذاری، بیان کرد: پدرم وصیت کرد نام جواد در خانواده ماندگار شود به همین دلیل جعفر برادر بزرگم نام جواد را بر روی فرزندش نام نهاد، برادرم مهدی، نام محمد جواد و من امیر جواد برای پسرم انتخاب کردم.
برادر و همرزم شهید با بیان اینکه از ویژگی‌های مهم برادرم ایثار و از خود گذشتگی بود، اظهار کرد: در عملیات کربلای 5 با اینکه مجروح و به پایش تیر خورده بود به عقب برنگشت و گفت، من اگر به عنوان فرمانده دسته به عقب برگردم دسته متلاشی خواهد شد.
راز ساعت
این همرزم شهید در ادامه درباره ساعتی که از شهید به دستش بسته بود، گفت: در عملیات کربلای 5 دشمن گرای برخی از کانا‌لها را به خوبی داشت و در زمانی که جواد در غروب 27 دی ماه 1365 در حال تقسیم افراد برای نگهبانی بودند به علت اصابت ترکش خمپاره به قلب و سرش به شهادت رسید.
وی افزود: در زمان شهادت برادرم، من در منطقه دیگری بودم که معاون گردان مرا صدا زد و گفت شما باید برگردید عقب، وقتی ساعت جواد را  به دستم داد، گفتم اگر برادرم شهید شده اعلام کنید من طاقت شنیدنش را دارم ولی بابایی، معاون گردان گفت نه برادرتان زخمی شده. وقتی برگشتم سبزوار بعد از یک هفته گفتند برادرم شهید شده است.
برادر شهید که بعد از شهادت برادرش در عملیات مرصاد حضور داشت، اظهار کرد: جواد دو مرتبه در عملیات کربلای 5 حضور داشت که در مرتبه دوم به شهادت رسید.
این برادر شهید درباره علت حضور برادر و خودش در جبهه و ادامه راه شهدا، گفت: یکی از مهم‌ترین علل حضور در جبهه دفاع از کشور و حفظ اسلام ناب محمدی(ص) بود و از همه مهتر اینکه سنگرها نباید خالی می‌شد و حرف امام نباید روی زمین می‌ماند.

captcha