مرتضی پدریان، جامعهشناس و استاد دانشگاه در گفتوگو با
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از اصفهان اظهار کرد: در اسلام دوره جوانی بزرگترین مرحله تکامل انسان شمرده میشود و به عبارت دیگر مرحلهای است که انسان را از نقطه نظر عقلانی به اوج میرساند. دوره میانسالی و کهنسالی مرحله تجربه است، اما دوره جوانی را مرحله تکامل و شکلگیری شخصیت انسان تلقی میکنند، برای مثال سعدی میگوید زمانی که انسان به مرحله جوانی میرسد، همانند چوبی است که شکل گرفته باشد.
وی گفت: سرخوردگی، ناامیدی و بیماریهای روانی نظیر افسردگی پدیدههایی هستند که به حوزه ساختارهای اجتماعی مربوط میشوند. ساختارهای اجتماعی ما در گذشته به گونهای بوده که فضای جامعه را به سمت ناامیدی و یأس هدایت کرده است، به این معنا که اگر شما بارها برای رسیدن به هدفی تلاش کنید و بنا به دلایل ساختاری به اهداف مورد نظر خودتان دست نیابید، خود به خود به یأس و ناامیدی و به دنبال آن به پدیده افسردگی دچار میشوید.
پدریان ادامه داد: در یکی دو سال اخیر به نظر میرسد شاهد شادی و نشاط در جوانان بوده و به سمت یک ساختار امیدوارکننده و شاداب حرکت میکنیم. من فکر میکنم که جامعه ما به لحاظ ناامیدی و سرخوردگی نسبت به گذشته رو به بهبود است، چرا که فعالیتها و رفتار افراد آرام آرام ثمره خود را نشان میدهد. زمانی که شما فعالیتی را انجام داده و ثمره آن را ببینید، در چنین حالتی احساس شادابی و هیجان میکنید که نقطه مقابل احساس یأس و ناامیدی است. افراد کهنسال بیشتر دچار افسردگی میشوند، چون احساس میکنند مدیریتی برای آنها در نظر گرفته نمیشود و به عبارت دیگر در فرایند اجتماعی اثرگذار نیستند.
وی اضافه کرد: من فکر میکنم در دو سه سال گذشته نسل جوان ما احساس کرده که میتواند در چرخههای اجتماعی و نظام زندگی فردی خودش موفق باشد و به نقطههایی چشم امید دوخته، بنابراین به نظر من میزان یأس و سرخوردگی در دو سه سال اخیر کمتر شده است. این استاد دانشگاه بیان کرد: نسل جوان ما با چند مسأله دست به گریبان است. یکی اینکه نگرش این نسل نسبت به نهاد خانواده به شدت دچار تغییر شده، یعنی امروز نسل جوان زیاد تمایل به تشکیل خانواده ندارد. این مسئله هم کارکرد مثبت و هم کارکرد منفی دارد. کارکرد منفی از این جهت است که جوان یک سری خلأها و نیازهای عاطفی دارد که باید برآورده شود و اگر این امر به روشهای هنجارمند اجتماعی صورت نگیرد، میتواند پیامدهای منفی برای نظام اجتماعی به همراه داشته باشد.
وی افزود: امروز نسل جوان ما در حوزههای رفتاری بیشتر به سمت فردگرایی حرکت میکند، یعنی لذتگرایی فردی او بر تعلق اجتماعی و روح جمعی حاکم بر جامعه غلبه دارد. این مسئله میتواند برای نسل جوان ایرانی خطرناک بوده و او را به سمتی هدایت کند که ناهنجاری تلقی شود.
پدریان اظهار کرد: فرایند شکلگیری برخی از پدیدههای اجتماعی حالت طبیعی دارد، یعنی در گذار جامعه از سنت به مدرنیته، طبیعی است که برخی از افراد به فردگرایی تمایل پیدا کنند. اینکه میتوان از این امر جلوگیری کرد یا نه، به عقیده من ساختارهای اجتماعی تا حدودی میتواند این پدیده را محدود کند، ولی در کل نمیتواند زیاد بر روند حرکتی آن تأثیرگذار باشد. به نظر من باید گذر زمان را طی کنیم تا به آن مرحله بازگردیم، اگر با نگاه جامعهشناختی غربی به این قضیه نگاه کنیم. اجازه دهیم افراد خودشان را پیدا کنند، در این صورت حالت بازگشت به مرکز را خواهند داشت.
وی گفت: طبق مطالعات و پژوهشهای انجام شده، شهر اصفهان به لحاظ میزان اعتماد و سرمایه اجتماعی، سی و یکمین استان کشور است. اگر این را به عنوان یک مؤلفه و شاخص در نظر بگیریم، نشان از این دارد که شاید نسل جوان ما دارای مشکلات و مسائل خاص خودش است. میزان اعتماد اجتماعی در نظام اجتماعی ما پایین است، افراد به یکدیگر اعتماد ندارند. اگر من به شما اعتماد کنم و این اعتماد به هر دلیل سلب شود، خود به خود رفتارهای من به سمت انزواگرایی و فردگرایی میل میکند.
این جامعهشناس بیان کرد: امروز دغدغه نسل جوان و تحصیلکرده ما بحث اشتغال است. انتقادی که من به این دیدگاه دارم این است که نسل جوان ما میخواهد دنبال مشاغلی برود که بدون کوچکترین زحمت، مبلغ ماهانهای به او پرداخت شود که به این پدیده، حالت اداری شدن و استخدام شدن گفته میشود. فرد بداند جایی کار میکند که ماهیانه حقوقی به او پرداخت میشود، اینکه خودش چقدر توانمند، ایدهپرداز، طراح و خلاق باشد، در جامعه ما مغفول مانده است. البته این را که اشتغال یکی از مسائل اجتماعی است، قبول دارم، منتها نگرش نسل جوان به مسئله اشتغال این است که در یک سازمان دولتی استخدام شود، اینکه خود او چقدر میتواند در اشتغالزایی ایفای نقش کند، در نظام اجتماعی ما مغفول مانده است.
وی افزود: نسل جوان ما بنا به دلایلی که ذکر شد، دچار بحران هویت شده است، به خصوص بعد از جنگ با شدت این پدیده مواجهیم که شخصیت ما شخصیت یوزپلنگ-شترمرغی شده است، پدیدهای کاملا ناهمگن و درهم که نسل جوان ما نمیداند به کدام نقطه از پایههای هویتی خودش فکر کند. زمانی که به پایههای دینی هویتش توجه میکند، مسائل و مشکلاتی برایش ایجاد میشود. اگر بخواهد به پایههای ملی توجه کند، میبیند حاکمیت با پدیده ملیت و ملیگرایی برخورد میکند. در واقع نمیداند چه سازوکاری را برای تعیین هویت خودش در نظر بگیرد. ما باید سازوکارهای هویتساز را باز تعریف کنیم.
پدریان تصریح کرد: نسل جوان باید تاریخ معاصر ایران را حداقل از دوره مشروطیت مورد بررسی و مطالعه قرار داده و ببیند در سرزمینش چه اتفاقاتی رخ داده و اکنون در کجا قرار دارد. متأسفانه مشکلی که نسل جوان با آن مواجه بوده و بحران هویت را تشدید میکند، این است که به شدت با تاریخ گذشته خود بیگانه است، در حالی که باید ریشههای هویتی خود را در همان گذشته جستجو کند. ما نیاز داریم که به خودآگاهی دست یافته و به قول دکتر شریعتی بازگشت به خویشتن داشته باشیم تا بتوانیم تغییر و تحولاتی را که در هویت ما رخ داده است، درک کنیم.