به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از اصفهان، به نقل از المیادین در بخش معرفی این کتاب آمده است: مرد دانا و خردمندی هنگام مرگش به فرزندانش وصیتی میکند. داستان از این قرار است که این پیرمرد دانا به فرزندانش گفت: تعدادی چوب نزد من بیاورید. فرزندان چوبها را جمع کردند و نزد پدرشان بردند. پدر به آنها گفت: این چوبها را یک دسته کنید و باهم بشکنید ولی آنها نتوانستند چوبها را بشکنند. پیرمرد خردمند گفت: هر کدام از شما یک چوب به دست بگیرید و سپس آن را بشکنید. پس فرزندان اینگونه کردند و چوبها شکست. پدر به فرزندانش گفت: بعد از مرگ من، شما نیز مانند چوبها باشید.
زمانی که باهم باشید و از هم حمایت کنید هیچ شخص و گروهی بر شما چیره نخواهد شد و هنگامی که از هم جدا شدید دشمن بر هر کدام از شما چیره میشود و شما را نابود و ویران میکند. کسانی که در دین ثابت قدم و استوار هستند نیز اینچنین هستند؛ هنگامی که برای برپاکردن دین و رونق دادن به آن با یکدیگر همراه و یاور و متحد شدند و در عمل کردن به دین از یکدیگر جدا نشدند دشمن آنها را شکست نمیدهد. انسان در نفس و درون خود نیز اینگونه است؛ هنگامی که در نفس و درونش برای برپایی دین خدا متحد میشود شیطان بر او غلبه نمیکند. در واقع هر انسان و جنی به کمک ایمان و فرشتهای که یار و همراه او است بر شیطان غلبه میکند و شیطان نمیتواند با وسوسههایش بر آنها چیره شود.
ترجمه از اعظم صدری