محمدعلی بصیری، استاد روابط بینالملل دانشگاه اصفهان در گفتوگو با
خبرگزاری بینالمللی قرآن (ایکنا) از اصفهان، اظهار کرد: آیات متعددی در این زمینه وجود دارد، نظیر آیه «ادعُ إِلى سَبيلِ رَبِّكَ بِالحِكمَةِ وَالمَوعِظَةِ الحَسَنَةِ؛ به راه خدای خودت دعوت کن، با بحث و موعظهی حکیمانه» و یا حدیثی هم داریم از امام رضا(ع) که فرمودند «اگر مردم معنی بحث و بیانات ما را بدانند، دنبال ما خواهند آمد»، در واقع اساس این موضوع در کتاب و سنت، بحث و دعوت حکیمانه و عقلانیت است.
وی گفت: در زمان صدر اسلام و در زمان امام جعفر صادق(ع) و امام رضا(ع) و در دورههایی از خلافت که این مبنا و تعامل با دنیا وجود داشت، این دورهها، دوره گسترش اسلام و محبوبیت اسلام در دنیا بوده و زمانی که عکس این اصل انجام میشده و آنها برخوردی خشن و تهدید آمیز با دنیای خارج داشتند، مسلمانان با رکود، بحران داخلی و فروپاشی روبرو شدند.
به گفته این استاد دانشگاه، این واقعیتی است که وقتی ما از لحاظ نظری و عملی به گذشته اسلام و تمدن اسلامی نگاه میکنیم، به راحتی میتوانیم این قضاوت را به دست آوریم.
بصیری با بیان اینکه مهمترین مشخصه انقلاب اسلامی ما، فرهنگی بودن آن است، گفت: این وجهه قدرت فرهنگی ما بوده که در انقلاب و جنگ و پس از آن تثبیت شده و آن را پیش برده است.جوهره مقوله فرهنگی برخورد نرم افزارانه با دشمن رقیب است که یکی از مباحث آن مذاکره و دعوت حکیمانه است.
وی ادامه داد: در دورههایی که انقلاب ما توانسته روی این مقوله سرمایه گذاری بیشتری داشته باشد و در دورههایی که دولتها در این زمینه انگیزه و برنامه و چارچوب بیشتری داشتهاند، توانستهایم با دنیای خارج مذاکره و تعامل داشته باشیم و تنشها و تهدیدها را کاهش دهیم، ولی در دورههایی که این موضوع رها شده و یا برعکس آن انجام شده است، دورههای انقباضی و تنش بوده و گسترش گفتمان انقلاب اسلامی و دستاوردها و ارتباطات ما با بحران روبرو شده است.