علی اخضری، استاد تاریخ مراکز آموزش عالی اصفهان در گفتوگو با
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از اصفهان، اظهار کرد: بخشی از دوران امامت امام رضا(ع) با بحران سیاسی مربوط به جانشینی هارونالرشید گره خورد که طی آن، پسران هارون بر سر جانشینی وی با یکدیگر به رقابت پرداختند و در نهایت مأمون موفق شد امین را از خلافت برکنار کرده و خودش را خلیفه مسلمین معرفی کند.
وی افزود: در همین برهه، قیامهایی نیز توسط شیعیان شکل گرفت که عدهای معتقدند مأمون به خاطر سرکوب این قیامها، امام رضا(ع) را برای سهیم شدن در خلافت دعوت نمود و همین مسئله باعث شد تا امام به طوس فراخوانده شده و به عنوان ولیعهد معرفی شوند.
اخضری ادامه داد: در کنار این اوضاع سیاسی، یک بحران فکری نیز البته نه به معنای منفی وجود داشت، به این صورت که بعضی از جدالهای سیاسی یکسری از اعتقادات را به خود جذب نموده و نوعی آزادی اندیشه به ویژه از جانب مأمون مطرح شده بود، در نتیجه جدالهای فقهی-سیاسی در کنار مباحث علمی شکل گرفت و این نیاز به وجود آمد که به لحاظ فقهی، از عقیده شیعه مبنی بر امامت معصوم دفاع شود و خود امام رضا(ع) باید این بار را به مقصد میرساندند که به راستی نیز در این زمینه موفق بودند.
وی بیان کرد: امام رضا(ع) باب اندیشهورزی فقهی شیعه را که از زمان امام باقر و امام صادق(علیهم السلام) آغاز شده بود، ادامه داده و از این لحاظ، زمینه تأمین امنیت فکری شیعیان را که در زمان هارون به چالش کشیده شده بود، فراهم نمودند.
این استاد تاریخ تصریح کرد: جدالهای فقهی که از گذشته وجود داشت، در دوره امامت امام رضا(ع) همچنان استمرار پیدا کرد و ایشان به راستی از عقاید حقه شیعه دفاع نمودند، هر چند بحث جانشینی اسماعیل فرزند بزرگتر امام صادق(ع) بحرانی به وجود آورد؛ ولی صرفنظر از این بحث، امام رضا(ع) به لحاظ اندیشه فقهی، پیرو راه ائمه پیش از خود بودند، هر چند شرایط زمان ایشان مثل گذشته نبوده و فشارها و مصائب بیشتر بود، اما ایشان راه را ادامه دادند که باعث شد توقفی در مسیر حرکت اندیشه شیعه به وجود نیاید.
وی اضافه کرد: در دوره امامت امام رضا(ع)، جدال شیعه با سایر فرقههای اسلامی، نه جدالی خشونتبار، بلکه توأم با کاربرد استدلال و منطق در برابر اندیشه آنها بود و باعث شد تا فقه شیعه در مقایسه با دورههای پیشین، بیشتر جای خود را باز کرده و نهادینه شود. علاوه بر اهلسنت، گروههای دیگر نظیر یهودیان و مسیحیان نیز حضور داشتند و امام رضا(ع) در جدال علمی و فلسفی با آنها موفق بوده و توانستند علاوه بر فقه، در علوم دیگر نیز قدرت اندیشه شیعه را به رخ همگان بکشند.
اخضری با بیان اینکه امام رضا(ع) نیز با مشکلات زمان ائمه پیش از خود مواجه بودند، گفت: در زمان امام باقر و امام صادق(علیهم السلام) جدالهای فقهی شدت و رونق گرفت، ولی در عین حال خفقان سیاسی نیز وجود داشت. از طرف دیگر، درست است که مأمون اجازه داد امام در معرکه سیاست سهیم شوند و همین مسئله باعث کینهتوزی عدهای شد که گمان میکردند با این کار، ایرانیها به قدرت رسیده و اندیشه شیعه نیز حاکم میشود؛ اما در عین حال از گروهها و تفکرات خاصی نیز حمایت به عمل میآمد، کما اینکه خود مأمون در بحث قدیم یا حادث بودن قرآن، از قدیم بودن آن دفاع میکرد و یا از معتزله که عقلگرا بودند، حمایت مینمود. البته این مسائل به نفع امام بود، ولی حوادث بعد از مأمون به مراتب برای ائمه(ع) شکنندهتر بود، کینهورزیها شدت گرفت، عقلگرایی به حاشیه رفت، مخالفت با اندیشه شیعه بیشتر شد و روند اوضاع به سمت بدتر شدن میل پیدا کرد.
وی افزود: امام رضا(ع) باید فضایی را برای شیعه فراهم مینمودند که در دورههای بعد راه هموارتر شود، این اتفاق افتاد، ولی شرایط زمان اجازه نداد تا اندیشه امام رضا(ع) به صورت کامل پیاده شود و هر چند فرزند ایشان روند طی شده را به درستی دنبال نمود، ولی هیچگاه شرایط زمان پدر را باز نیافت.