حجتالاسلام مسعود راعی، دانشیار گروه حقوق دانشکده حقوق،الهیات و معارف اسلامی دانشگاه آزاد اسلامی واحد نجفآباد در گفتوگو با
خبرگزاری بینالمللی قرآن (ایکنا) از اصفهان، درباره کرامت انسانی، اظهار کرد: بحث کرامت از مباحثی نوپیدا در ادبیات دینی و نظام بینالمللی حقوق بشر است که مورد بحث و بررسی قرار گرفته که در ادبیات حقوق بشر، کرامت به عنوان یک مبنا در راستای شکل دهی حقوق آزادیها مطرح شده و برای برای همه انسانها تعریف میشود. در این نظام،کرامت انسانی همان انسان بودن است؛ یعنی موجودی با ترکیبی خاص و بهصورتی خاص که در مجامع عمومی حرکت میکند و حضور دارد.
وی ادامه داد: ما در نظام اسلامی و آموزههای قرآنی با دو نوع کرامت روبرو میشویم؛ یکی کرامتی که در آیه 71 سوره اسرا مطرح شده: «و لقد کرمنا بنی آدم» که این کرامت بدون هر نوع استثنا متعلق به فرزندان انسان است و این کرامت تنها متعلق به مومنان یا مسلمانان یا اهل کتاب نیست.
این استاد دانشگاه آزاد اسلامی واحد نجفآباد بیان کرد: تعلق کرامت به بنیآدم در اینجا به معنی فراگیر بودن این ویژگی نسبت به تکتک انسانهاست.از این جهت ما نمیتوانیم این معنای کرامت را از کسی سلب کنیم.
راعی گفت: البته ممکن است انسانهایی که از این کرامت برخوردارند در مرحله بعد مرتکب رفتارها یا باورهایی شوند که آنها را از کرامت نوع دوم که کرامت ارزشی میباشد، باز بدارد و حتی ممکن است پس از آن گفته شود که کرامت انسانی خود را نیز از دست دادهاند، ولی این حرف فرع در مطلبی است که بیان میدارد همه انسانها از کرامت برخوردارند.
وی افزود: شاید برخی از آیات قرآن که تعابیری مانند «مثل برخی، مثل کلب است» یا «مثل برخی، مثل حمار است» دارد، این معنا را القا کند که باورهای برخی از افراد، نه تنها کرامت نوع دوم آنها که اصطلاحا کرامت ارزشی نام دارد و از راه ایمان و عمل صالح به دست میآید را از بین میبرد، حتی ممکن است کرامت اولیه او را هم نابود کند و احتمالا به دلیل از دست دادن این بعد از کرامت انسانی، مورد لعن قرآن واقع شده و یا به دلیل اینکه این کرامت را از دست دادهاند خطابات تند قرآنی مانند «گمراه بودن، ضال بودن، فاسد بودن» و امثال اینها شامل حال آنها شده است.
دانشیار گروه حقوق دانشکده حقوق، الهیات و معارف اسلامی دانشگاه آزاد نجفآباد درباره دلایل اثبات بهرهمندی همه انسانها از کرامت گفت: مقالهای که در نشریه معرفت سیاسی قبلا توسط اینجانب چاپ شد، به این سوال با در نظر گرفتن حدود 90 تفسیر قرآنی پاسخ داد و محصول این دیدگاهها این شد که نظر علامه طباطبایی در این باره، نظری قابل قبول و مورد توجه است.
وی درمورد دیدگاه علامه طباطبایی ادامه داد: ایشان میفرماید که چون همه انسانها از رفتار عقلایی برخوردارند، یعنی به دلیل قوه نطق و قدرت تعقل و اندیشه میتوانند رفتارهایی از خود بروز دهند که در دیدگاه عقلا، رفتاری عقلایی، صحیح و منطقی محسوب میشود و چون همه از این توانمندی برخوردارند، پس همه دارای این کرامت انسانیاند.
راعی درمورد کسانی که از این قوه اندیشه، نطق و خردورزی استفاده نکرده و رفتارهایی مطابق خرد از خود بروز نداده و خلاف آن رفتار میکنند، گفت: در نگاه قرآنی به نظر میرسد که اینگونه افراد با ادبیات دیگری مواجه میشوند که قبلا اشاره کردم.
وی درخصوص نسبت میان آزادی و کرامت انسانی گفت: کرامت مبنای شکل دهی به حقوق و آزادیهای بنیادین است. برخلاف برخی از محققین که کرامت را به عنوان یک حق معرفی کردهاند، نظر دقیقتر این است که کرامت مبنای آزادی است.
وی تصریح کرد: در پاسخ به اینکه چرا انسان باید آزاد باشد و یا اینکه چرا انسان آزاد است؟ فارغ از آزادی چه چیزی باشد یا برای چه چیزی آزاد باشد؟ چون انسان از رفتارهای عقلانی بهرهمند و کسی که از این صفت برخوردار است باید آزاد باشد، محدود کردن انسان زمانی معنا پیدا میکند که رفتارهای غیر عقلایی از خود بروز دهد. اما اگر رفتارها عقلایی باشد، دلیلی برای سلب آزادی وجود ندارد.
راعی گفت: میتوانیم اینگونه ادعا کنیم که اگر در آموزههای قرآنی و ادبیات حقوق بشری، آزادی مورد توجه قرار گرفته و به عنوان یک اصل حقوقی و فقهی مورد پذیرش قرار گرفته، به این دلیل است که انسان از کرامت برخوردار است و کرامت هم یعنی انجام رفتارهای عقلایی. دلیل دیگر اینکه ما زمانی دست به سلب آزادی انسانها میزنیم که رفتارهای غیر عقلایی داشته باشند.
راعی اضافه کرد: شاید بتوانیم این را با ماده 29 اعلامیه جهانی حقوق بشر در بند دو تبیین کنیم و آن این است که رفتارهای عقلایی، رفتارهایی در راستای نظم عمومی، اخلاق حسنه و قانون است. آنگاه آزادی فردی سلب شده که رفتاری خلاف اخلاق حسنه داشته باشیم. رفتار خلاف اخلاق حسنه، رفتاری غیر عقلایی، غیر منطقی و غیر قابل دفاع است. از این جهت میتوانیم ادعا کنیم کرامت برای آزادی مبناست و از نظر فقهی هم قلمرو آزادی آثار حقوقی و فقهی متناسب با آزادی با توجه به کرامت انسانی تعریف خواهد شد.
وی توضیح داد: یعنی هر میزان فرد از این رفتار عقلایی برخوردار باشد، طبیعی است که هم از آزادی بهتر بهره میبرد و هم میتواند آزادی خود را توسعه داده و با محدودیتهای پذیرفته شده مواجه نشود.برعکس هر میزان که فرد از کرامت انسانی و رفتار عقلایی فاصله بگیرد، به همان میزان خود را از آزادی محروم میکند.
دانشیار گروه حقوق دانشکده حقوق، الهیات و معارف اسلامی دانشگاه آزاد نجفآباد خاطرنشان کرد: میزان استفاده از حقوق، با توجه به کرامت انسانی قابل تبیین است؛ هر میزان افراد رفتارهای منطقی در مورد استفاده از حقشان داشته باشند، رفتار عقلایی انجام میدهند و در نتیجه خود را مشمول این کرامت انسانی کردهاند. عکس آن این است که هر میزان فرد از حقوق خود سوءاستفاده کند، به همان اندازه از کرامت انسانی فاصله گرفته و مشمول محدودیت میشود.
راعی در پایان گفت: محدودیت در جوامع مختلف، تفاوت و تفاسیر مختلفی دارد؛ اما در کل میتوانیم سه شاخصه کلی را نام ببریم؛ اخلاق حسنه، نظم عمومی و قانون. ما به جای قانون واژه دیگری میتوانیم به کار ببریم که آموزههای اسلامی است و منظور از آموزههای اسلامی، آموزههای فقهی است.