حجتالاسلام مسترحمی، استاد حوزه و دانشگاه در گفتوگو با
خبرگزاری بینالمللی قرآن (ایکنا) از اصفهان، در باره فلسفه عید قربان، اظهارکرد: این عید نه تنها به عنوان عیدی عبادی، بلکه به عنوان تمرینی برای دورهای از زندگی در نظر گرفته میشود که هر بخش آن فلسفهای در آیات و روایات دارد.
وی افزود: در جای جای سفر حج، خداوند به بهانههای مختلف زندگی را به ما آموزش میدهد و به همین خاطر حداقل یک بار حج واجب بر هر انسان مستطیعی واجب است.
وی ادامه داد: عید قربان تمرین مواردی از جمله از خود گذشتگی، مطیع امر خدا بودن و احترام به والدین است. برای مثال در مورد احترام به والدین، حضرت ابراهیم علیه السلام میفرمایند من در خواب این را دیدم، و از اسماعیل میپرسند که تو چه میبینی؟ یعنی پدر از پسر میپرسد که تو چه میبینی، نمیگوید که بیا تا دستور خدا را انجام دهم! و فرزند هم جواب میدهد که همان را که دیدی، انجام بده؛ چون خودش را مطیع محض میداند و به عصمت پدر و صادق بودن آن رویا ایمان دارد.
مسترحمی خاطرنشان کرد: حضرت اسماعیل علیه السلام حاضر میشود برای مصلحتی که حتی آن را نمیداند، خودش را فدا کند، و این یعنی از خود گذشتگی. این کاری غیرعقلانی نبود، چراکه قبل از آن عصمت پدرش به عنوان پیامبر خدا برایش از نظر عقلی اثبات شده بود. با چنین از خود گذشتگیای، شخص هرکاری را برای خدا انجام خواهد داد.
مسترحمی در خصوص منافع اقتصادی حج اضافه کرد: مستحب است کسانی هم که به حج نمیروند، برای شریک شدن در ثواب حجاج قربانیای بدهند.
وی گفت: حضرت ابراهیم علیه السلام قبل از قربانی کردن پسرش شیطان را سنگ زده و در مشعر و منا قرار گرفته که هرکدام از این مراحل زندگی فرد را تحت تاثیر قرار میدهد. برای مثال ما نه گفتن در مقابل دعوت شیطان را در زندگیهایمان نیاز داریم که آن را در حج تمرین میکنیم؛ در واقع هر پرتاب سنگ میتواند یک «نه» به یکی از خواستههای نامشروعمان در زندگی باشد.
مسترحمی درباره فلسفه نزدیکی عید قربان و عید غدیر اذعان داشت: انسان تا از خود و خوشیهایش نگذرد، نمیتواند ولایت امام و پیامبر را بپذیرد. کسی که حاضر نشده از جان خود گذر کند، از خوشیهایش هم نمیگذرد. در عید غدیر بسیاری مجبور به پذیرش ولایت امیرالمومنین علی علیه السلام شدند، چراکه هنوز از خوشیهایشان دل نکنده بودند و میدانستند اگر کسی غیر از امیرالمومنین ولایت را بپذیرد، میتوانند با نزدیک شدن به آن فرد و چاپلوسی و رابطه به منافع زیادی برسند.
مسترحمی ادامه داد: این افراد میدانستند که اگر علی علیه السلام به خلافت برسد، دستشان از آن منافع کوتاه خواهد بود. حال اگر کسی در عید قربان آن از خودگذشتگی را نداشته باشد، ولایت علی علیه السلام را هم نمیپذیرد. در زمان حال هم بسیاری را میبینیم که ظاهر حج و قربانی کردن را انجام داده، ولی باطن حج که عید غدیر است را انجام نمیدهند و این به خاطر این است که به ظاهر حج توجه میکنند؛ گوسفندی را نه از روی اخلاص، بلکه به خاطر انجام آن عمل میخرند و سر میبرند.
به گفته وی، اگر این سر بریدن، با سربریدن نفس و هوسها و خواستههای نامشروعشان همراه بود، مطمئنا زمانی که پیامبر(ص) امیرالمومنین را منصوب کرد، آن ولایت را حتی با وجود مخالفت با خواستههای ظاهریشان میپذیرفتند. اما دیدیم که حتی در همان زمان هم بسیاری مخالف بودند و از روی اکراه بیعت کردند.
وی ادامه داد: کسانی که به حج مشرف میشوند واقعا اعمال را انجام دهند، صرفا به دنبال یک عمل ظاهری نباشند و به حقیقت آن و به محوریت خدا در تمام زندگی پی ببرند، حتی پس از بازگشتشان هم محوریت خدا در زندگیشان حاکم باشد.