به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از اصفهان، حادثه غدير تنها سند طرح مسئله ولايت و خلافت امام علي (ع) از سوي پيامبر اکرم (ص) نيست، زیرا خلافت و جانشيني امام علي (ع) از همان روزهاي نخستين تبليغ اسلام از سوي پيامبر اکرم (ص) به مردم اعلام و در طول دوران زندگي ايشان به صورتهاي مختلف بر آن تاکيد شد. آيه انذار، آيه ولايت، آيه مباهله، آيه مودت همگي آيات قراني هستند که در شان امام علي (ع) و بهمنظور اعلام ولايت و جانشيني وي نازل گشتهاند. اما در اين ميان حادثه غدير جايگاهي ويژه دارد. غدير تنها يک روز و يک عيد نيست، غدير نقطه عطفي در تاريخ بشريت است که در آن اکمال رسالت به اعلام پيوند خلافت و امامت علي (ع) پس از پيامبر مشروط ميشود و فصلالختام اين مبحث بزرگ به شمار ميآيد. در غدير مسير امامت و خلافت بشريت تا پايان تاريخ مشخص و راه سعادت بشري در حرکت در اين مسير اعلام ميشود. غدير داعيهدار حقيقتي است که نه تنها هيچگاه از متن اسلام جدا نميشود، بلکه يکي از پايههاي آن را ميسازد و بهعنوان وديعهاي الهي تا قيامت از سوي خدا توسط پيامبر اکرم (ص) به مردم سپرده ميشود.
درباره معناي خلافت و امامت و رابطه اين دو واژه بحثهاي زيادي صورت گرفته است. عدهاي براي خلافت معنايي عام در نظر گرفته و آن را جانشينى پيامبر (ص) در همه امور و مسؤليتها و وظايف اعم از حکومتداري، فرمانروايي، رهبري سياسي مردم و پيشوايي ديني و معنوي آنان ميدانند. در اين معنا، خلافت مترادف امامت خواهد بود و عده اي خلافت را در معناي خاص در امور زمامداري سياسي و دنيوي، منحصر و به معناي رياست ظاهري، امارت، زمامداري و رسيدگي به امور معيشتي، اقتصادي، سياسي و اجتماعي مردم ميدانند. در اين صورت، اطلاق لفظ امامت غير از خلافت خواهد بود.
امام کسي است که هم زعامت ديني و هم زعامت و رهبري اجتماعي را به عهده دارد و داراي ولايت تکويني نيز هست. مقامي ديني و معنوي و موهبتي الهي که به برخي انسانهاي خاص و کامل و معصوم و اعلم اختصاص دارد. وظيفه و نقش آنها، رهبري، ولايت، تربيت و هدايت همه مسلمانان در همه زمينهها و زمانها است. همچنين انتخاب آنان به اذن الهي و نص صريح پيامبر اکرم (ص) منحصر ميشود. واژه امامت و خلافت هر چند به صورت دو لفظ مترادف به کار ميروند، اما واقعيت آن است که اين دو تفاوتهايی باهم دارند. استاد مطهري در توضيح فرق اين دو، براي امامت سه معنا بيان ميکند:
الف ـ رياست و زعامت: در اين معنا که امامت به معناي رهبري اجتماعي ميباشد، امامت مترادف با خلافت است و هيچ تفاوت بين شيعه و سني وجود ندارد.
ب ـ مرجعيت ديني: شيعه معتقد است که اين منصب بعد از پيامبر(ص) به ائمه رسيده و اهل سنت به هيچ کس يک چنين مقامي را قايل نيست و امامت به اين معنا را اصلا قبول ندارند.
ج. ولايت: امامت در اين معنا عبارت است از اينکه در هيچ زماني زمين خالي از حجت خدا نيست.
بر اين اساس در واقع خلافت تنها يکي از شئون امامت را تشکيل مي دهد و در انديشه تشيع هر امامي به تبع امام بودن خود، خليفه نيز ميباشد. مقام خلافت امامان را ميتوان غصب کرد، همان گونه که بعد از رحلت پيامبر اين اتفاق رخ داد، اما مقام امامت ثابت و حق است و غصب کردني نيست. امام علي (ع) خلافت و حکومت جدا از امامت را از همه چيز پستتر ميدانست، به اين معنا که خلافت در کنار امامت معناي واقعي خود را مييابد و از شئون امامت است.
آيه تبليغ که در روز غدير بر پيامبر نازل گشت، مقام خلافت و امامت و جانشيني پيامبر (ص) را به امام علي (ع) اعطا و ادامه آن را تا پايان تاريخ مشخص ميسازد و وظيفه پيامبر (ص) تنها ابلاغ دستور الهي در تعيين امام و خليفه مسلمين است. بهعبارت ديگر امامت و خلافت از ديدگاه قرآن پيوندي ميان خالق و مخلوق است و عهد و پيماني است ميان خدا و مردم و امانتي که خدا در اختيار فردي ميگذارد که شايستگي آن را داشته باشد. در روز غدير پيامبر (ص) بعد از اين که دست علي(ع) را بالا ميبرد و از مردم اقرار ميگيرد که خدا و رسولش بر آنان ولايت دارند، ميفرمايد: «هر کس که من مولاي او هستم علي مولاي اوست» يعني همان ولايتي که براي پيامبراکرم (ص) ثابت است، که ولايت زعامت و حکومت بر آنان باشد، براي علي(ع) نيز ثابت است. پيامبر به مردم ابلاغ مينمايد که جبرئيل سه بار نازل شده است که خداوند فرمان داده که در ميان اين جمع براي سفيد و سياه اعلام کنم که: «انّ علي بن ابي طالب اخي و وصيي و خليفتي و الامام بعدي؛ که به حقيقت علي بن ابي طالب برادر و وصي و جانشين و پيشواي بعد از من است» و در فراز ديگر از خطبه غدير ميفرمايند: «اي مردم اين امر خلافت را بهعنوان امامت و وراثت در نسل خود تا روز قيامت به وديعه ميسپارم، و من ابلاغ کردم آنچه را مأمور به ابلاغش بودم تا حجّت باشد بر حاضر و غائب و بر همه کساني که حضور دارند يا ندارند.»
در خطبه غدير پيامبر حکم قطعي و نهايي را از جانب خداوند در باب ولايت، خلافت و وصايت اميرالمؤمنين (ع) از جانب خداوند ابلاغ ميکند و حضرت علي (ع) را جانشين خود و زمامدار امور اجتماعي و حافظ دين و مبين شريعت اسلام قرار ميدهد و از امت اسلامي براي ولايت امام علي (ع) بيعت گرفته و از حاضران ميخواهد تا اين انتصاب را به گوش غايبان در تمام طول تاريخ برسانند و بدين صورت حجت را بر همگان تمام ميکند.
غدير يک واقعه تاريخي نيست که در آن تنها يک مقام براي يک شخص معين شده باشد، بلکه غدير معرفي يک الگوي حکومتي بي نقص و کامل براي بشريت در تمام طول تاريخ است، که سعادت دنيوي و اخروي بشريت در آن تضمين ميشود. الگويي که اگر بعد از وفات پيامبر (ص) غصب نميگرديد و در خاندان ايشان تداوم مييافت بساط ظلم و جور در هم پيچيده ميشد و عدالت گستره زمين را فرا ميگرفت. چنان که سال ها بعد از غدير، فرزند امام علي (ع) در پي احقاق حقي که در ماجراي سقيفه از پدرش غصب گردید، عليه حکومت جور قيام ميکند تا از فراموش شدن اين حق جلوگيري نمايد، حقي که تا ظهور حضرت مهدي (عج) و تشکيل حکومت بر پهناي زمين تداوم دارد.
منبع:
امامت و رهبری، مرتضی مطهری، 1393، چ57، انتشارات صدرا.
یادداشت از اعظم شجاعی