محمد جانیپور، دبیر اجرایی همایش «مطالعات مشترک انسانشناسی فرهنگی و علوم قرآن و حدیث» در گفتوگو با
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از اصفهان با اشاره به اهداف و ضرورت برگزاری این همایش اظهار کرد: یکی از لوازم فهم قرآن کریم و یکی از مهمترین بایدها و اقداماتی که لازم است جامعه دانشگاهی و کارشناسان علوم قرآن و حدیث برای فهم قرآن کریم و روایات اهلبیت(ع) انجام دهند، شناخت بسترهای تاریخی شکلگیری بسیاری از مفاهیم دینی و آگاهی از فرایندهای شکلگیری و تحولات آنها و نیز زمینههای نزول آیات و استفاده از یک واژه در قرآن و احادیث است.
وی افزود: فهم لایههای عمیق فرهنگی و تاریخی شکلگیری بسیاری از مفاهیم دینی به عنوان یکی از اصول و مقدمات لازم برای تفسیر قرآن کریم از جمله وظایف تخصصی جامعه دانشگاهی و اساتید علوم قرآن و حدیث است.
جانیپور ادامه داد: از این جهت اساتید علوم قرآن و حدیث در دانشگاه اصفهان پس از سالها مطالعه، تجربه، تدریس و مواجهه با سؤالات، شبهات و چالشهای فهم میان مفسرین مختلف در طول تاریخ به این نتیجه رسیدهاند که به عنوان یکی از مقدمات لازم باید به سراغ فهم لایههای زیرین فرهنگی و تاریخی شکلگیری مفاهیم دینی برویم که آن را دانش انسانشناسی نام نهادهاند.
وی اضافه کرد: زمانی که از دانش انسانشناسی صحبت میکنیم، با شناخت انسان به عنوان موجودی متشکل از پوست و گوشت مواجه نیستیم، بلکه منظور از آن این است که ببینیم انسانها در طول تاریخ چه تحولات فکری، فرهنگی، تاریخی و مذهبی را پشتسر گذاشته و انسانهای هر برهه تاریخی چگونه فکر کرده، چه نگاهی به زندگی اجتماعی داشته و دارای چه خلأها و نیازهایی بودهاند.
این استاد دانشگاه با ذکر مثالهایی در این خصوص گفت: تشخیص اینکه اعراب دوره جاهلیت چه نگاه خاصی به خانه کعبه داشتند، در مقایسه با نگاه امروز ما مسلمانان به خانه کعبه به عنوان نمادی از پرستش الله که توسط حضرت ابراهیم و حضرت اسماعیل به امر الهی ساخته شد، برای اینکه صرفا به عنوان یک نماد مطرح باشد و نه حقیقت محض تا مردم را به یک وحدت مکانی، زمانی و جهتی رهنمون شود؛ یکی از این موارد است.
وی افزود: میتوان گفت که در فاصله چهار قرن فترت میان پیامبران پیشین و پیامبر اسلام (ص)، انحرافات فکری و عقیدتی در میان اعراب به وجود آمد و باعث شد تا نوع نگاه آنها از اینکه خانه کعبه یک نماد است، به اصل و حقیقت تبدیل شود و تصور کنند که واقعا خدایی داخل این خانه بوده و اکنون نیست و ما باید خدای دیگری را جایگزین آن کنیم. به واقع خود این خانه قداست دارد و سنگهای آن باید پرستیده شود؛ لذا بسیاری از اعراب که برای انجام اعمال حج به مکه میآمدند، به عنوان تیّمن و تبرّک تکههایی از سنگهای خانه کعبه را به قبایل خود میبردند، سپس این تکه سنگ به بت تبدیل شده و پرستش بت از اینجا شکل گرفته است. بعد از مدتی نیز قریشیها که ساکن مکه بودند، برای کسب درآمد شروع به ساختن اشکال مختلف در اندازههای متفاوت از سنگهای خانه کعبه کردند و افراد با پرداخت هدیه به قریشیها، این اشکال را به عنوان تیمن و تبرک با خود میبردند.
جانیپور ادامه داد: خداوند در قرآن کریم به شدت با بتپرستی مقابله کرده، ولی از طرف دیگر به طواف خانه کعبه امر میکند؛ نه برای سنگها، بلکه برای خدایی که قابل رؤیت نیست، ولی خدای کعبه است. در قرآن کریم دائما تعبیر «فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هَذَا الْبَيْتِ» به کار برده شده و در سوره قریش که بستر تاریخی نزول این سوره است، با این مسئله مواجه هستیم. سوره نیز به نام قریش است، یعنی کاملا افراد قبیله قریش را خطاب قرار داده و میگوید «لِإِيلَافِ قُرَيْشٍ»: یعنی سوگند به آن اُنس و الفتی که میان قبیله قریش ایجاد شده و اکنون شُهرت پیدا کرده است. علت این شهرت چه بوده است؟ خداوند متعال در ادامه می فرماید: «إِيلَافِهِمْ رِحْلَةَ الشِّتَاءِ وَالصَّيْفِ»: یکی از دلایل این انس و الفت و شهرت، سفرهای تابستانه و زمستانه به منظور تجارت بوده که موجب رونق اقتصادی شهر مکه شده و سپس اینجاست که بلافاصله میفرماید: «فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هَذَا الْبَيْتِ» علت اصلی این انس و الفت و شهرت، وجود خانه کعبه به عنوان انگیزه مهم برای تجارت و سفر و حضور کاروان های تجاری از تمدن های دیگر جهان بوده است. و به همین دلیل در ادامه می فرماید: «الَّذِي أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَآمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ »؛ یعنی شما باید به دنبال پرستش پروردگار این خانه باشید که باعث این رونق اقتصادی و ایجاد امنیت در شبه جزیره عربستان شده است. خداوند به واسطه وجود کعبه، باعث رونق اقصادی شهر مکه شده و به همین دلیل، قبیله قریش به چنین موقعیتی دست پیدا کرده و به همین دلیل، نام سوره، قریش نهاده شده است تا این مسئله را یادآوری کند.
وی اضافه کرد: زمانی که میخواهیم سوره قریش را تفسیر کنیم، حتما باید بسترهای تاریخی شکلگیری مفهوم قریش و اهمیت و جایگاه آن در میان اعراب، سفرهای تابستانه و زمستانه و اینکه قریش چگونه به غذا و امنیت رسید را بشناسیم؛ آن وقت است که متوجه میشویم چرا خداوند میفرماید «فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هَذَا الْبَيْتِ»، چرا نمیگوید الله یا ربالعالمین، کما اینکه این واژه در آیات دیگر به کار رفته و نشان میدهد که در اینجا تعمدی وجود داشته است.
این استاد دانشگاه اصفهان با بیان نمونههای دیگر اظهار کرد: در قرآن کریم، آیات متعددی در رابطه با حجاب وجود دارد و در این آیات از واژههایی چون خمار و جلباب استفاده و تأکید شده که: «... يُدْنينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلاَبِيبِهِنَّ»؛ جلبابهایتان را به خود نزدیک کنید و یا در آیه ای دیگر می فرماید: «... وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى جُیُوبِهِنَّ...»؛ خمارهایتان را به خود بچسبانید. در مواجهه با این آیات، این سؤال پیش میآید که جلباب و خمار چیست و چه نوع لباس و ابزاری برای پوشش بودند و به چه دلیل قرآن کریم فلسفه این کار را اینگونه بیان میکند که: «... ذلِکَ أَدْني أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ...»؛ علت این کار برای آن است که شناخته شده تا اذیت نشوید.
وی افزود: آیا افراد از حجاب استفاده میکنند که شناخته شوند؟ معمولا استفاده از حجاب به منظور ناشناس ماندن است. نکته دیگر اینکه چرا وقتی افراد شناخته شوند، دیگر اذیت نمیشوند. قرآن میفرماید حجاب باعث شناسایی زنان است تا اذیت نشوند.
جانیپور تصریح کرد: مثالهای متعددی در قرآن کریم وجود دارد که اگر فهم عمیقی از فرایندها و تحولات انسانی نداشته باشیم، نمیتوانیم آنها را درک کنیم. برای مثال زمانی که در قرآن کریم راجع به واژه رحمان صحبت میشود، مشرکین از پیامبر(ص) میپرسند رحمان دیگر کیست، ما خدایی به نام رحمان نمیشناسیم. جالب اینجاست که خداوند در آیات بعدی میفرماید اگر از آنها بپرسی که چه کسی آسمانها و زمین را خلق کرده، میگویند «الله» خلق کرده است. آنها الله را میشناسند، اما چرا با رحمان درگیری و تضاد دارند و دائما میگویند رحمان را نمیپرستیم. این مسئله نشان میدهد که فهم خاصی از واژه رحمان در ذهن اعراب و مشرکین وجود داشته است. آنها رحمان را کاملا از الله جدا میدانستند و در پذیرش الله هیچ مشکلی نداشتند. فهم این موضوع میتواند به ما در فهم مهمترین آیه و اعظم آیات قرآن یعنی «بسم الله الرحمن الرحیم» کمک کند که چرا خداوند از میان هزاران اسم جلاله خود، واژه رحمان و رحیم را به عنوان مهمترین و شاخصترین صفات خود در آیه بسم الله ذکر کرده و بلافاصله بعد از معرفی خود به عنوان الله، از واژگان الرحمن و الرحیم استفاده میکند.