کد خبر: 3647795
تاریخ انتشار : ۰۸ مهر ۱۳۹۶ - ۱۱:۳۸

عزاداری برای امام حسین(ع) به سبک بزرگان

گروه جامعه: اگر به شناخت صحیحی از چرایی قیام اباعبدالله نرسیده و عظمت حرکت ایشان را درک نکرده باشیم، نمی‌توانیم به خوبی و شایستگی بر ای ایشان عزاداری کرده و از نعمات چنین عزاداری که قلب و فکر انسان را نیز متحول می‌کند، بهره‌مند شویم.

عزاداری برای امام حسین(ع) به سبک بزرگان
به گزارش خبرگزاری بین المللی قرآن(ایکنا)، عزاداری برای امام حسین(ع) اگر به صورت حقیقی رخ دهد می‌تواند کارکردهای متعددی برای فرد و اجتماع داشته باشد، اما اگر به شناخت صحیحی از چرایی قیام اباعبدالله نرسیده و عظمت حرکت ایشان را درک نکرده باشیم، نمی‌توانیم به خوبی و شایستگی بر ای ایشان عزاداری کرده و از نعمات چنین عزاداری که قلب و فکر انسان را نیز متحول می‌کند بهره‌مند شویم؛ بدین جهت به بررسی عزاداری امام حسین(ع) در کلام بزرگانی همچون امام خمینی(ره)، مقام معظم رهبری و استاد شهید مرتضی مطهری پرداختیم تا نگاه جامع‌تری نسبت به موضوع داشته باشیم.

امام خمینی(ره)

امام خمینی(ره) در اهمیت برپایی مجالس عزای حسینی فرمودند: «جنبه سیاسی این مجالس بالاتر از همه جنبه‌های دیگر است. بی‌خود بعضی ائمه ما نمی‌فرمایند که برای من در منابر روضه بخوانید. بی‌خود نمی‌گویند ائمه ما به اینکه هر کس که بگرید، بگریاند یا صورت گریه کردن به خودش بگیرد، اجرش فلان و فلان است. مسئله، مسئله گریه نیست، مسئله مسئله تباکی (حالت گریه به خود گرفتن) نیست. مسئله سیاسی است که ائمه ما با همان دید الهی که داشتند، می‌خواستند که این ملت‌ها را با هم بسیج کنند و یکپارچه کنند. از راه‌های مختلف این‌ها را یکپارچه کنند تا آسیب‌پذیر نباشند».‏

شما انگیزه این گریه و این اجتماع در مجالس روضه را خیال نکنید که فقط این است که ما گریه کنیم برای سید الشهدا. نه سید الشهدا احتیاج به این گریه‌ها دارد و نه این گریه‌ها خودش فی نفسه کاری از آن می‌آید. لکن این مجلس‌ها مردم را مجتمع می‌کنند و یک وجهه می‌دهند.‏

شما خیال نکنید که این گریه است. خیر گریه نیست. یک مسئله سیاسی، روانی، اجتماعی است. اگر قضیه گریه است، تباکی‌اش چیست؟ تباکی می‌خواهد؟ تباکی هم یک چیزی است. اصلاً حضرت سید الشهدا چه احتیاجی به گریه دارد؟ ائمه این قدر اصرار کردند به اینکه مجمع داشته باشید، گریه بکنید، ندبه بکنید. برای اینکه این حفظ می‌کند کیان مذهب ما را. این دستجاتی که در ایام عاشورا راه می‌افتند خیال نکنند که ما این را تبدیل کنیم به راهپیمایی. این راهپیمایی است خودش. اما راهپیمایی با یک محتوای سیاسی.

این مطلبی که الان القا کرده‌اند به جوان‌های ما که تا کی گریه و تا کی روضه و این‌ها؛ این‌ها نمی‌فهمند روضه چیست و این اساس را کی تا حالا نگه داشته است. این را نمی‌فهمند و نمی‌شود هم بهشان بفهمانیم. این‌ها نمی‌فهمند که این روضه و این گریه آدم‌ساز است. انسان درست می‌کند.»‏

استاد مطهری 

استاد شهید مرتضی مطهری نیز در باب شعارهای عاشورا سخنان ارزشمندی ایراد و اظهار کرده است: اباعبدالله(ع) در روز عاشورا شعارهای زيادی داده است كه در آنها روح نهضت خودش را مشخص كرده كه من برای چه می ‏جنگم، چرا تسليم نمی‏‌شوم‏، چرا آمده‏‌ام كه تا آخرين قطره خون خودم را بريزم؟ و متاسفانه اين‏ شعارها در ميان ما شيعيان فراموش شده و ما شعارهای ديگری به جای آنها گذاشته‏‌ايم كه اين شعارها نمی‏‌تواند روح نهضت اباعبدالله را منعكس كند. ائمه ما يكی پس از ديگری آمدند و دستور دادند كه عاشورا را بايد زنده نگه داشت، مصيبت حسين نبايد فراموش شود، اين‏ مكتب بايد زنده بماند.

هر سال كه محرم و عاشورا پيدا می‏‌شود، شيعه بايد آن را زنده نگه دارد. عاشورا شعار شيعه شده است. شيعه بايد بتواند جواب بدهد وقتی در مقابل يك سنی، و بالاتر، در مقابل يك مسيحی يا يك‏ يهودی يا يك لامذهب قرار گرفت و او گفت: شما در اين روز عاشورا و تاسوعا كه تمام كارهايتان را تعطيل می‏‌كنيد و می‏‌آئيد و در مساجد جمع‏ می‏‌شويد، دسته راه می‏‌اندازيد، سينه می‏‌زنيد، زنجير می‏‌زنيد، داد می‏‌كشيد، فرياد می‏‌كشيد، چه می‏‌خواهيد بگوئيد؟ حرفتان چيست؟ بايد بتوانيد بگوئيد ما حرف‌مان چيست.

اباعبدالله نيامد فقط بجنگد تا كشته شود و حرفش را نزند، حرف خودش‏ را زده است، هدف و مقصد خودش را مشخص كرده است. بايد ديد شعارهای حسين بن علی در روز عاشورا چيست؟ همين شعارها بود كه اسلام را زنده كرد، تشيع را زنده كرد و پايه دستگاه خلافت اموی را چنان متزلزل كرد كه چنانچه نهضت اباعبدالله نبود، بنی عباس اگر پانصد سال خلافت كردند، حزب اموی كه به قول عبدالله علائينی و خيلی افراد ديگر با برنامه آمده بود تا بر سرنوشت كشورهای اسلامی مسلط شود، شايد هزار سال حكومت می‏‌كرد. با چه هدفی؟ هدف برگرداندن اوضاع به ما قبل اسلام، احيای جاهليت ولی در زير ستاره و پرده اسلام. شعارهای اباعبدالله بود كه‏ اين پرده‏‌ها را پاره كرد و از ميان برد.

نوحه‌سرائی و سينه‌زنی و زنجيرزنی، من با همه اينها موافقم، ولی به شرط اينكه شعارها، شعارهای‏ حسينی باشد، نه شعارهای من در آوردی: «نوجوان اكبر من"»، «نوجوان‏ اكبر من» شعار حسينی نيست. شعارهای حسينی شعارهائی است كه از اين‏ تيپ باشد: فرياد می‌‏كند «الا ترون ان الحق لا يعمل به، و ان الباطل لا يتناهی عنه ليرغب المومن فی لقاء الله محقا» مردم! نمی‌‏بينيد كه به حق‏ عمل نمی‌‏شود و كسی از باطل رو گردان نيست؟ در چنين شرايطی، مومن بايد لقاء پروردگارش را بر چنين زندگی‌‏ای ترجيح‏ بدهد.

شعارهای اباعبدالله ، شعار احيای اسلام است، اين لست كه چرا بيت المال‏ مسلمين را يك عده به خودشان اختصاص داده‏‌اند؟ چرا حلال خدا را حرام، و حرام خدا را حلال می‌‏كنند؟ چرا مردم را دو دسته كرده‌‏اند، مردمی كه فقير فقير و دردمندند، و مردمی كه از پرخوری نمی‌‏توانند از جايشان بلند شوند؟ در بين راه در حضور هزار نفر لشكريان حر آن خطبه معروف را خواند كه طی‏ آن حديث پيغمبر را روايت كرد، گفت پيغمبر(ص) چنين فرموده است كه اگر زمانی پيش بيايد كه اوضاع چنين بشود، بيت‌المال چنان بشود، حلال خدا حرام و حرام خدا حلال بشود، اگر مسلمان آگاهی اينها را بداند و سكوت كند، حق است بر خدا كه چنين مسلمانی را به همانجا ببرد كه آن ستمكاران را می‌‏برد. بنابراين من احساس وظيفه می‏كنم ، «الا و انی احق من غير» در چنين شرايطی من از همه سزاوارترم.

پس اين است مكتب عاشورا و محتوای شعارهای عاشورا. شعارهای ما در مجالس، در تكيه‌‏ها و در دسته‌‏ها بايد محيی باشد، نه مخدر، بايد زنده‏ كننده باشد نه بی‌حس كننده. اگر بی‏‌حس كننده باشد، نه تنها اجر و پاداشی نخواهيم داشت بلكه ما را از حسين(ع) دور می‏‌كند. اين اشك برای حسین ريختن خيلی اجر دارد اما به شرط اينكه حسين‏ آنچنانكه هست در دل ما وارد بشود. «ان للحسين» «محبه مكنونه فی قلوب المومنين».

مقام معظم رهبری

مقام معظم رهبری نیز طی سالیان مختلف در سخنرانی های خود به چرایی اهمیت قیام عاشورا و ضرورت عزاداری پرداخته‌اند که به چند نمونه از سخنان ایشان اشاره می کنیم.

اگر کسانی برای حفظ جانشان، راه خدا را ترک کنند و آن‌جا که باید حق بگویند، نگویند، چون جانشان به خطر می‌افتد، یا برای مقامشان یا برای شغلشان یا برای پولشان یا محبّت به اولاد، خانواده و نزدیکان و دوستانشان، راه خدا را رها کنند، آن وقت حسین‌بن‌علی‌ها به مسلخ کربلا خواهند رفت و به قتلگاه کشیده خواهند شد. 

امام حسین(ع) را فقط به جنگ روز عاشورا نباید شناخت؛ آن یک بخش از جهاد امام حسین(ع) است. به تبیین او، امر به معروف او، نهی از منکر او، توضیح مسائل گوناگون در همان منی و عرفات، خطاب به علما، خطاب به نخبگان ـ حضرت بیانات عجیبی دارد که تو کتاب‌ها ثبت و ضبط است ـ بعد هم در راه به سمت کربلا، هم در خود عرصه‌‌ کربلا و میدان کربلا، باید شناخت.

 عاشورا پیام ها و درس هایی دارد. عاشورا درس می‌دهد که برای حفظ دین، باید فداکاری کرد. درس می‌دهد که در راه قرآن، از همه چیز باید گذشت. درس می‌دهد که در میدان نبرد حق و باطل، کوچک و بزرگ، زن و مرد، پیر و جوان، شریف و وضیع و امام و رعیت، با هم در یک صف قرار می‌گیرند. 

درس حسین‌بن‌ علی(ع) به امت اسلامی این است که برای حق، برای عدل، برای اقامه‌ی عدل، برای مقابله‌ با ظلم، باید همیشه آماده بود و باید موجودی خود را به میدان آورد؛ در آن سطح و در آن مقیاس، کار من و شما نیست؛ اما در سطوحی که با وضعیت ما، با خُلقیات ما، با عادات ما متناسب باشد چرا؛ باید یاد بگیریم. 

 درس از محرم فقط به معنی کشته شدن نیست. در ایام محرم و صفر، ملت عزیز ما باید روح حماسه را، روح عاشورایی را، روح نترسیدن از دشمن را، روح توکل به خدا را، روح مجاهدت فداکارانه در راه خدا را، در خودشان تقویت کنند و از امام حسین(ع) مدد بگیرند. مجالس عزاداری برای این است که دل های مارا با حسین بن علی(ع) و اهداف آن بزرگوار نزدیک و آشنا کند. یک عده کج فهم نگویند که امام حسین(ع) شکست خورد. یک عده کج فهم نگویند که راه امام حسین معنایش این است که همه ملت ایران کشته شوند. کدام انسان نادانی، چنین حرفی را ممکن است بزند. یک ملت از حسین بن علی(ع) باید درس بگیرد. یعنی از دشمن نترسد‚ به خود متکی باشد، به خدای خود توکل کند.
captcha