کد خبر: 3657267
تاریخ انتشار : ۰۶ آبان ۱۳۹۶ - ۰۹:۲۳
حکمت‌های امیر/ برداشت بیست‌و هشتم

زهد عیاران؛ زهد طراران

گروه معارف: زهد آشکار و طلب نشستن آن در چشم‌ها و چرخشش بر زبان‌ها؛ زهد طراران است و عیار زهد به پنهان داشتن و این گونه زهدی، زهد عیاران و چنین زاهدی، زاهد عیار!

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از اصفهان، در حکمت شماره 28 نهج‌البلاغه آمده است «افضل الزهد اخفاء الزهد؛ برترين پارسايى نهفتن پارسايى است».
زهد: در لغت ترک میل به چیزیست - بی رغبتی به دنیا؛ ناخواهانی و نگاهداشتن خود از حلال است و نه از ارتکاب محارم که آن تقواست. و زهاده را روی گردانیدن از چیزی شمرده‌اند به‌واسطه حقیر شمردن آن چیز.
آن چه از این تعاریف بر می‌آید؛ آن که  زهد، آزادی و رهایی از دنیاست و اجتناب از دل در گرو آن داشتن؛ این که دنیا را از دلت بکنی و از آن آزاد شوی، اما در آن مفهومِ رها کردن دنیا نیست، رها شدنِ انسان است!
 تو می‌توانی دنیا را در دستانت بگیری اما از قلبت بکنی و یا بر عکس دستانت از دنیا خالی باشد، اما قلبت اسیر آن! «دنیا را باید با دستانت بگیری و نه با قلبت» ؛ و این همان معنای «زهدِ اخذ» است؛ زهدِ گرفتن و آوردن، برداشتن و زیاد کردن و جهت دادن و نه رها کردن که رها شدن. خذوا من ممرکم لمقرکم (از خطبه 203 نهج البلاغه).
اما پیش شرط این آزادی و رها شدن، معرفت است. معرفت به کم بودن و کوچکی (حقارت) دنیا و نه بد بودن آن؛ دنیا بد نیست،کم است. باید آن را برداشت و کاشت و با آن، خود را زیاد کرد.
زهد اندر کاشتن کوشیدن است                            
معرفت آن کشت را روییدن است
و راهش همان که امام علی گفت: «عَظُمَ‏ الْخَالِقُ‏ فِي أَنْفُسِهِمْ فَصَغُرَ مَا دُونَهُ فِي أَعْيُنِهِم‏» دیدن عظمت خالق نعمت‌ها و پدیده‌ها و نه مخلوقات؛ وقتی نگاه از دریچه خلق و خالق به مخلوقات بیفتد عظمت و زیبایی و شکوه مخلوق تو را به دیدار صاحب خانه می‌برد و نه آن که درخویش گرفتارت کند و همین رمز آزادی از پدیده‌ها و دیده‌هاست؛ معرفتی که به رهایی می‌رساند و به قول هم او: الا و ان الزهد فى آية من كتاب الله عز و جل لكيلا تأسوا على ما فاتكم و لا تفرحوا بما آتاكم. (كافى، ج 2، ص 128).
و اگر زهد رهاییست، از جلوه‌های دنیا هم باید تو را رهانده باشد و بزرگترین و دیر خروج کننده‌ترین وابستگی‌های دنیا، زندان خلق است و در چشم آنها نشستن و بر زبان‌هاشان چرخیدن! و چه بسیارند دراین زندان، گرفتاران. زهد آشکار و طلب نشستن آن در چشم‌ها و چرخشش بر زبان‌ها؛ زهد طراران است و عیار زهد به پنهان داشتن و این گونه زهدی، زهد عیاران و چنین زاهدی، زاهد عیار!

یادداشت از داریوش اسماعیلی/ معاون فرهنگی جهاد دانشگاهی واحد اصفهان
captcha