حجتالاسلام مجتبی سپاهی، مدیر گروه معارف اسلامی دانشگاه اصفهان در گفتوگو با
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از اصفهان، با اشاره به نام بردن شخصیت ذوالقرنین در قرآن، اظهار کرد: با توجه به توصیفاتی که در قرآن آمده است، شاید بتوان شخصیت ذوالقرنین را با کوروش پادشاه هخامنشی تطبیق داد که البته علامه طباطبایی در این مورد نظر قطعی ندادهاند و به گفته ایشان، با بررسی وقایع تاریخی در مورد کورش و صفاتی که قرآن برای ذوالقرنین ذکر کرده، میتوان این دو شخصیت را بر یکدیگر انطباق داد؛ از طرف دیگر، شواهد تاریخی در این خصوص قابل استناد قطعی نیست.
وی با اشاره به نظراتی که در خصوص ذوالقرنین وجود دارد، افزود: علامه طباطبایی در بخشی از کتاب تفسیر المیزان با عنوان «داستان ذوالقرنین در قرآن» آورده که طبق آیات قرآن، ذوالقرنین کسی بود که سد بسیار مستحکمی ساخت؛ اما در رابطه با اینکه ذوالقرنین کیست و آن سد در کجا واقع شده، مفسرین دیدگاههای متفاوتی را مطرح کردهاند. عدهای معتقدند منظور از این سد، همان دیوار چین است، اما بررسیها خلاف آن را نشان میدهد.
حجتالاسلام سپاهی ادامه داد: برخی از مورخان معتقدند که یکی از پادشاهان آشور حدود قرن هفتم قبل از میلاد برای جلوگیری از حملات اقوامی که از سمت کوههای قفقاز هجوم میآوردند، این سد را ساخته و گویا مراد از آن، سد بابالابواب باشد که تعمیر و ترمیم آن به کسری انوشیروان یکی از ملوک فارس نسبت داده شده؛ ولی باید بررسی شود که این گفتهها چقدر با آیات قرآن منطبق است.
وی اضافه کرد: برخی دیگر معتقدند نام اصلی ذوالقرنین، فریدون بن اثفیان بن جمشید، پنجمین پادشاه پیشدادی ایران زمین بوده است، پادشاه عادل و مطیع خدا که دنیا را تصرف و میان فرزندانش تقسیم کرد. بخشی را که عراق کنونی بر آن صدق میکند، به ایرج، بخش دیگر را به پسر دوم و بخش سوم که شرق دنیا را دربرمیگرفت، به پسر سوم خود داد و به این دلیل به وی، ذوالقرنین میگفتند که دو سوی دنیا را مالک شده بود.
این استاد دانشگاه بیان کرد: عدهای نیز بر اساس روایاتی از پیامبر(ص) و امام موسی کاظم(ع) معتقدند که ذوالقرنین همان اسکندر مقدونی است؛ به اعتقاد آنها، بر اساس آیات قرآن، سلطنت ذوالقرنین به اقصی نقاط مغرب و مشرق عالم گسترش یافته بود و طبعا چنین پادشاهی باید نامی جاودانه داشته باشد و کسی که چنین سهمی از شهرت را دارد، اسکندر مقدونی است.
وی افزود: برخی نیز مدعیاند که ذوالقرنین از اعراب بوده که این ادعا نیز درست نیست. علامه طباطبایی معتقد است ذوالقرنین، کوروش یکی از پادشاهان هخامنشی میباشد که در سال 539 قبل از میلاد امپراطوری ایران را تأسیس کرد، بابل را مسخر خود ساخت و به یهود اجازه بازگشت به اورشلیم داد، مصر را به تسخیر خود درآورد، آنگاه به سوی یونان حرکت کرد و بر آن نیز مسلط شد، سپس به طرف مغرب و بعد از آن به اقصی نقاط مشرق رفت.
حجتالاسلام سپاهی ادامه داد: علامه طباطبایی در ادامه میافزاید که اجمالا آنچه قرآن در وصف ذوالقرنین ذکر کرده، با زندگی و زمانه کوروش قابل تطبیق است. اگر ذوالقرنین مردی مؤمن به خدا، عادل، رعیتپرور، اهل رأفت و احسان و در برابر ستمگران فردی سیاس بوده است، کوروش نیز همین گونه بوده و اگر محققان هندی ویژگیهایی چون دینداری، عقلانیت، فضائل اخلاقی، و صاحب ثروت و شوکت برای ذوالقرنین ذکر کردهاند، همه این ویژگیها در رابطه با کوروش نیز صدق میکند.
وی اضافه کرد: از طرف دیگر، مطابق آنچه در رابطه با ذوالقرنین در قرآن آمده، کوروش نیز سفری به سوی مغرب و بار دیگر سفری به مشرق انجام داده و نزدیک کوههای قفقاز حوالی شهر تفلیس که محل زندگی مردمی صحرا نشین و وحشی بوده، سدی را بنا کرده است.