به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن (ایکنا) نشست علمی با موضوع «تأمّلی درباره نقش رویدادهای تاریخی در رواج پنداره خشونتگرایی اسلامی» با حضور حجتالاسلام الویری ۱۱ آبانماه در سالن جلسات مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی برگزار میشد. الویری در این نشست به معرفی علل موّهم تفکر خشنوتگرایی دین اسلام پرداخت و گفت: این که پارهای از رویدادهای تاریخی موهم این هستند که اسلام دینی خشونت گراست و مسلمانان نیز به تبع آن خشونت طلب هستند، قابل انکار نیست، برخی از مهمترین این رویدادها در دهههای نخستین اسلامی را میتوان چنین برشمرد: گسترش مرزهای جهان اسلام در عصر نبوی به مدد جنگهایی مانند خیبر و تبوک، اقدامات انتقامجویانه و یا مجازات کنندهای مانند غزوه بنی قریظه، وقوع جنگهای ردّه بلافاصله پس از رحلت پیامبر(ص)، فتح سرزمینهای غیر مسلماننشین به دست اعراب مسلمان، به روی هم شمشیر کشیدن اصحاب پیامبر(ص) در جنگهایی مانند جمل، ماجرای کربلاء، ماجرای حره، قیام مختار و به همین ترتیب سلسلهای از رویدادها در دورههای مختلف تاریخ اسلام.
وی افزود: ولی این که آیا به راستی این رویدادها دلالت بر خشونتگرا بودن دین اسلام دارند یا نه نیازمند تأمل است. در مواجهه با این پرسشها، پیش از هر چیز باید به سنجش وجه معرفتی و هنجاری اینگونه مفاهیم نوپدید اجتماعی در پرتو آموزههای دینی پرداخت؛ یعنی اینگونه نیست که برداشت متعارف از مفاهیم و مقولههایی مانند حقوق بشر، آزادی، حقوق اقلیتها، تکثرگرایی، دمکراسی و یا خشونت و ارزش آنها همان برداشت دینی از آنها باشد؛ یکسانانگاری این مفاهیم در سپهر عرف و سپهر دین آفات و آسیبهایی از برخورد منفعلانه با اتهامات و دست کشیدن از احکام دینی گرفته تا توجیه ناصواب رفتارهای غیردینی به ظاهر متدینان را میتواند در پی داشته باشد که حتماً باید به آن توجه کرد.
الویری ادامه داد: نکته مقدمی دیگر ضرورت تفکیک بین حکم اسلامی و رفتار مسلمانان است، به این معنی که هیچ دلیلی ندارد که ما خود را موظف به توجیه و دفاع از رفتارهای غیردینی مسلمانان در گذشته و حال بدانیم. با توجه به این دو مقدمه اکنون میتوان نگاهی به رویدادهای تاریخی موهم خشونت در تاریخ صدر اسلام پرداخت. با توجه به دو نکته مقدمی که درباره دلالت رویدادهای تاریخی بر شکلگیری پنداره خشونتگرا بودن اسلام ذکر شد، باید درباره رویدادهای تاریخی موهم خشونت هم به این چهار نکته توجه کرد.
وی توضیح داد: نخست، تفکیک بین رویدادهای تاریخی که ریشه در احکام دینی دارد و رویدادهایی که چنین نیست؛ به عنوان مثال فتوحات که نام تاریخی یک حکم دینی به نام جهاد (ابتدایی) است ریشه در آموزههای دینی دارد و آمیختگی اجتناب ناپذیر آن با بهره گیری از قدرت نظامی برای برداشتن موانع رساندن پیام دین به مردم نمیتواند موجب نکوهیده شمردن آن شود؛ زیرا این نکوهش که سرانجام به علامت پرسش نهادن در برابر آموزههای دینی میانجامد، ریشه در فهمی از خشونت دارد که در تفکر دینی خشونت نامیده نمیشود.
الویری در توضیح نکته دوم اظهار کرد: تفکیک بین رویدادهای با حضور معصوم(ع) و رویدادهای بدون حضور معصوم(ع)، تحلیل رویدادی مانند غزوه بنیقریظه که پیامبر(ص) در آن نقش مستقیم دارد و رویدادی مانند قیام مختار که بدون محوریت امام معصوم(ع) صورت میپذیرد باید تفاوت نهاد. خشونتآمیز نامیدن رویدادهای تاریخی با محوریت معصومان علیهم السلام که سرانجام به علامت پرسش نهادن در برابر آموزههای دینی میانجامد، ریشه در فهمی از خشونت دارد که در تفکر دینی خشونت نامیده نمیشود.
وی در خصوص نکته سوم تأکید کرد: تفکیک بین رویدادهای قطعی و مستند و رویدادهای غیرقطعی و غیرمستند؛ رویدادهای تاریخی از نظر استناد و باور به صدق آنها، همسان نیستند، درباره رویدادهای مستند باید حساسیت و دقت بیشتری به خرج داد. بسیاری از رویدادهای تاریخی از یک کلیت قطعی و جزئیات غیرقطعی تشکیل شدهاند که باید به این موضوع دقت کرد. به عنوان مثال فتح ایران به دست اعراب مسلمان یک واقعیت انکارناپذیر تاریخی است ولی این قطعیت را برای بسیاری از جزییات آن نمیتوان تعمیم داد. خشونتآمیز نامیدن این دسته از رویدادهای تاریخی الزاماً به علامت پرسش نهادن در برابر آموزه های دینی نمیانجامد، و میتواند برآمده از درکی مشترک از خشونت در تفکر دینی و غیردینی باشد، ولی اگر خشونت در رویدادهای قطعی ثابت شود، باید به پیامدهای تاریخی، فکری، فقهی و کلامی آن گردن نهاد و لذا نمیتوان نسبت به آن بیتفاوت بود.
وی به در تبیین نکته چهارم خاطر نشان کرد: تفکیک بین خاستگاههای گوناگون پرسش؛ پرسش و یا شبهه درباره برداشت خشونتآمیز از رویدادهای تاریخ اسلام با انگیزهها و از خاستگاههای مختلفی صورت میگیرد که باید بین آنها فرق نهاد. دست کم سه جریان فکری متفاوت، متمایل به خشونتبار نشان دادن رویدادهای دهههای نخستین اسلامی است: شرقشناسی، باستانگراییایرانی، و ولایتمداری واگرا نسبت به امت اسلامی؛ پاسخ به این سه جریان با سه رویکرد و سه دسته متفاوت اسناد تاریخی باید صورت گیرد و پاسخی که به هر یک از سه دسته میتوان داد، به کار دو دسته دیگر نمیآید.
وی در پایان گفت: پس از این کلیات به عنوان نمونه و البته به اختصار تمام، موضوع فتح ایران به مثابه یک رویداد تاریخیِ موهم خشونت مورد بررسی قرار گرفت و کوشیده شد نشان داده شود که چرا از مجموعه گزارشهای مربوط به این رویداد، نمیتوان برداشت کرد که اسلام دینی متمایل به خشونت است؛ یعنی هرچند نمونههایی اندک ولی غیرقابل انکار از خشونت در این رویداد بزرگ وجود دارد ولی به این دلیل که اولا نمونههای زیادی هم از غیرخشونتی بودن رفتار فاتحان در دست است و ثانیاً بخشی قابل توجه از خشونتهای منسوب به این رویداد، نمونه هایی غیرمستند و یا غیرقابل اثبات هستند، و ثالثا فتوحات در حکم قرآنی جهاد (ابتدایی) ریشه دارد که از سوی پیامبر(ص) آغاز شد و در عصر جانشیان وی استمرار یافت، به نظر میرسد خشونتآمیز معرفی کردن این رویداد ریشه در برداشتی متفاوت از خشونت دارد که از نظر تفکر دینی قابل پذیرش نیست.