محمدباقر کجباف، عضو هیئتعلمی دانشگاه اصفهان در گفتوگو با خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از اصفهان با بیان اینکه ضرورت روانشناسی اسلامی به دلیل وجود فرهنگ دینی در جامعه ایران است و برهمین اساس رفتارها باید براساس نظریههایی که زیربنای دینی دارند، طراحی شود، اظهار کرد: روانشناسی بهعنوان یک علم تجربی مطرح شده، اما وقتی زیربنای روانشناسی را در فلسفه جستجو کنیم، متوجه میشویم که مبانی فلسفی نیز به مکاتب روانشناسی وارد شده است.
وی افزود: اسلام و مکتب فلسفی آن میتواند زیربنای نظریههایی در روانشناسی باشد، در واقع میتوان با فلسفه اسلامی، رفتارهای انسان را تبیین کنیم، زیرا فلسفه اسلامی برگرفته شده از قرآن، احادیث پیامبر(ص) و ائمه اطهار(ع) است.
کجباف در خصوص رابطه روانشناسی اسلامی با سایر علوم اسلامی نظیر فقه، کلام، تفسر، اخلاق و عرفان گفت: سایر علوم اسلامی میتوانند در تبیین رفتار انسان به روانشناسی اسلامی کمک کند، مثلا فقه رفتار انسان را در رابطه با خدا، خود و سایر مردم تبیین و برای آن حکم صادر میکند. البته روانشناسان حکم صادر نمیکنند، اما وقتی فقه اسلامی حکم صادر میکند، یعنی نشان میدهد که بهترین رفتار انسان چگونه است و با چه رفتارهایی فاصله دارد.
وی با بیان اینکه در تفسیر قرآن نیز میبینم که یکسری رفتارها، مبنای شکل گیری دیگر رفتار و روان انسان معرفی شده است، ادامه داد: در کلام اسلامی باورها و اعتقادات اسلامی مطرح میشود و در روانشناسی نیز یکی از بنیانهای اساسی روان آدمی، شناخت باورها میباشد که انسان دارای چه باوری است و این باور در اسلام و علم کلام به عنوان اثبات عقاید دینی از آن یاد میشود. پس میتوان از علوم اسلامی در روانشناسی بهرهمند شد و یک رابطه دوگانه بین علوم روانشناسی تجربی و علوم نظری اسلامی برقرار کنیم.
عضوهیئتعلمی دانشگاه اصفهان در رابطه با اینکه چه منافاتی بین روانشناسی اسلامی و روانشناسی معاصر وجود دارد؟ گفت: زیربنای روانشناسی معاصر بیشتر نظریههای داروینیستی و ماتریالیستی است و به همین دلیل، بین این نوع روانشناسی با روان شناسی اسلامی اختلافاتی وجود دارد، اما اگر این زیربناها اصلاح و پیشفرضها را بردیدگاه اسلام بنا شوند، میتوان به روانشناسان در پیشبرد این علم کمک کرد. بنابراین روانشناسی از حیث زیربنای نظری با روانشناسی اسلامی قابل جمع نیست.

وی ادامه داد: برخی رفتارها اگر چه زیربنای دیدگاهای نظریشان ماتریالیستی است، ولی میتوانیم از آنها استفاده کنیم وهیچ منافاتی نیز با اسلام ندارند که از نمونههای آن میتوان به تشویق، تبیه، تقویت، رفتار خاموشی رفتار تعمیم، تمیز اشاره کرد.
کجباف تصریح کرد: بهطور کلی میتوان گفت در تبین رفتار اگر از قوانین روانشناسی رفتاری استفاده کنیم، اسلام با آن منافاتی ندارد، اما در اهداف و ارزشها که معنای روانشناسی را در زیربنا معین میکند، میتواند یک تنافی و یا حتی تعارض وجود داشته باشد.
وی در رابطه با وضعیت روانشناسی اسلامی در ایران گفت: اگر وضعیت را نسبت به بیست سال قبل بسنجیم، روانشناسی اسلامی مخالفان زیاد و صریحی داشته است، حتی در بین روانشناسان مسلمان هم بودند کسانی که اعتقاد داشتند اگر چه اسلام را قبول داریم، اما روانشناسی یک علم تجربی است و ارتباطی به اسلام ندارد. ولی در دهه اخیر این سد شکسته شده و اکثرا معتقدند که از مبانی نظریه اسلام یعنی قرآن و احادیث میتوان، یکسری آموزههای روانشناسی را تبیین و تعریف کرد.
استاد تمام روانشناسی دانشگاه اصفهان ادامه داد: این مهم تا زمانی که جنبه کاربردی و تجربی پیدا نکند، نمیتوان از روانشناسی اسلامی به عنوان یک علم نام برد، بنابراین مهم ابتدا باید سازماندهی، تبیین و یک نوع روانشناسی بنیادی از دیدگاه اسلام طراحی شود و سپس جنبه کاربردی، عملیاتی و تجربی به خود بگیرد که به نظر من در حدود بیست سال آینده، باید روی این موضوع کار شود.