
سید حمیدرضا علوی، کارشناس علوم تربیتی در گفتوگو با خبرگزاری ایکنا، تربیت را شکوفا کردن و پرورش دادن و به فعلیت رساندن استعدادهای انسان در ابعاد مختلف دانست و گفت: در پرتو تربیت در ساحتهای مختلف استعدادهای انسان به عمل تبدیل میشود. تربیت، خلق استعدادهای جدیدی در متربی نیست. استعداد ایثار، فداکاری و نیکوکاری در انسان خلق شدنی نیست بلکه آنچه در سرشت انسان به ودیعه گذاشته شده است، میتواند پرورش داده شود.
وی مربیان و معلمان را باغبانانی برشمرد که باید فضایی بهار گونه را در محیط تعلیم و تربیت کشور ایجاد کنند و اظهار کرد: خروجی تربیت اسلامی تماشا کردن رفتار افرادی است که انسان را به یاد خداوند میاندازند. تربیت اسلامی پرگویی و زیاده گویی نیست بلکه کنشها و واکنشهای مربی را در بر میگیرد. معلم و والدین از جمله افرادی هستند که میتوانند با عملکرد خود بر روند تربیت کودکان و نوجوانان تأثیر گذارند.
استاد دانشگاه شهید باهنر کرمان به ذکر برخی نکات که در روند تربیت اسلامی تأثیرگذار است و رسیدن به این هدف متعالی را محقق میکند اشاره و عنوان کرد: در فضایی که مطالعه حرمت داشته باشد و فرزندان، والدین خود را در حال مطالعه ببینند افرادی کاوشگر تربیت میشوند.
این کارشناس علوم تربیتی با اشاره به محبوبیتی که معلم و والدین نزد کودکان و نوجوانان دارند، اظهار کرد: فردی که نزد کودک و نوجوان دارای محبوبیت است میتواند اثرگذاری بالایی در تکرار رفتار وی داشته باشد. والدین و مربیان به عنوان افرادی ارزشمند و مورد قبول فرزندان میتوانند با عملکرد خود به صورت عینی ترسیمگر صفات انسانی و اخلاقی باشند و با عملکرد خود فرزندان را در مسیر تربیت اسلامی قرار دهند. در مقابل بدترین نوع تربیت آن است که رفتارهای ارزشمند از سوی کسانی رخ دهد که نزد کودک و نوجوانان به حق از محبوبیت برخوردار نباشد. چه بسا مسجد رفتن برخی افراد نه تنها دعوتی در پی ندارد، بلکه موجب رانده و دلزده شدن کودکان و نوجوانان از محیط مسجد شود؛ چنین افرادی بد مبلغی برای مسجد و محراب محسوب میشوند.
وی تربیت اسلامی را سوق دادن افراد به سمت برنامه ریزی برای افزایش دانایی، انس با زیباییهای عالم و نیکوکاری خواند و عنوان کرد: هیچ امری را نمیتوان به دنیوی و اخروی و عبادی و غیرعبادی تقسیم کرد؛ چرا که وقتی انسان به سمت خداوند نگاه دارد هر چه انجام دهد اوج عبادت است. هدف تربیت اسلامی با هدف آفرینش همسو است و این امر نگاهی عالمانه و خدایی برای تبیین را میطلبد.
هنرمندانهترین و ظریف ترین امور؛ دین شناسی
علوی با تأکید بر اینکه هنرمندانهترین و ظریف ترین امور دین شناسی است، تصریح کرد: انسان هنرمند عالم باید حقیقت دین خدا را دریابد و به دیگران نیز انتقال دهد تا تربیت اسلامی شکل گیرد. همچنین بهرهمندی از هنر در بیان احکام شریعت میتواند تأثیرگذاری کلام را چند برابر کند و این همان چیزی است که در تربیت اسلامی مورد توجه قرار گرفته است.
وی با انتقاد از اینکه مدارس و دانشگاهها در کشور ما شادپرور، نیستند عنوان کرد: این مراکز آموزشی متفکر پرور و عارف پرور نیستند و این امر با تربیت اسلامی سنخیت ندارد. محوریت محتواهای درسی که ائمه معصومین(ع) بر آن تأکید داشتند نافع و سودمند بودن است. علومی که امروز در دانشگاهها و مدارس به افراد آموزش داده میشود چه کاربردی در زندگی آنان دارد؛ این در حالی است که پیامبر(ص) از علمی که به کار نمیآید به خداوند پناه میبرند.
این کارشناس علوم تربیتی ادامه داد: روشهای تدریس و ارزیابی در هیچ مقطع و درسی با یکدیگر تفاوت ندارد و این یک ضعف محسوب میشود. چرا باید نحوه ارزیابی درس تربیت دینی با فیزیک و شیمی یکسان باشد؟ میزان امید به آینده، بیکاری و فقر سبب کم رنگ شدن انگیزهها میشود و این در حالی است که اگر تربیت اسلامی با جزئیات آن به خوبی عملیاتی شود، افرادی با نشاط و باانگیزه تربیت میشوند که هدفی جز تعالی و خدمت ندارند.
علوی یکی از رسالتهای تربیتی را توجه به دو حیطه شناختی و عاطفی خواند و گفت: تعلیم و تربیت تفکیکناپذیر هستند و این مهم باید در مدارس و دانشگاهها مورد توجه قرار گیرد. اگر صحبتهای معلم پرورشی پایه علمی نداشته باشد، چیزی جز بازی با احساسات و تلقین رخ نمیدهد، همچنین علمی که به اخلاق آراسته نشود نه تنها سودمند نیست، بلکه مهلک است. بهترین معلم و مربی کسانی هستند که انسان را به سطحی از شناخت میرسانند و معلومات بر قلب انسان مینشیند و بر حیطه عاطفی اثر میگذارد. قلبی که شیدا و عاشق باشد در پی یادگیری افزودنتر برمیآید. اگر صرفا به یادگیری نکات شناختی بپردازیم، یادگیری را متوقف و محدود کردهایم.
وی به تعبیری از امام علی(ع) که میفرمایند: هیچ سودی در دین داری بدون تفکر وجود ندارد اشاره و عنوان کرد: شناختهای سطحی و ظاهری نه تنها هیچ مشکلی را حل نمیکنند، بلکه بر مشکلات نیز میافزایند. بنابراین یکی از رسالتهای تربیت باید تحول باطن باشد و در کنار آراسته شدن به رفتارهای ظاهری، تغییر بینش را درنظر گرفت.