به گزارش ایکنا از خراسان رضوی، کلوس مولر، استاد دانشگاه مونستر آلمان، صبح امروز، 20 فروردینماه در نشست علمی تغییر بهمثابه فرصتی برای ایمان و دین که در دانشکده الهیات دانشگاه فردوسی مشهد برگزار شد، گفت: برخی جهشهای خلاقانه در دین مسیحیت که نوعی انفصال با سنت قدیم داشته است، در عهد جدید به وجود آمده است؛ دسته اول این خلاقیتها از آغاز دوره تاریخی مسیحیت نخستین، وجود داشته و به نوعی تقابل بین عقل وایمان در این دیدگاه به وضوح دیده میشود.
حضرت عیسی(ع) به دنبال اصلاح سنت قدیم در دین مسیحیت بود نه ایجاد دینی جدید
مولر بیان کرد: در این جهش حضرت عیسی(ع) به دنبال ایجاد دین جدید نبوده است بلکه در این مرحله به دنبال اصلاح سنت قدیم بوده است.
سنت در دین مسیحیت از همه جهات در حال توسعه است
استاد دانشگاه مونستر آلمان با بیان اینکه این تغییر فرایند در تاریخ نخستین مسیحیت همراه با اتصال و جدایی دردآوری همراه بوده است، گفت: از سال 150 میلادی به بعد، سنت از همه جهات، حتی از جهت جغرافیایی در حال توسعه بوده و تغییر و تحولات اجتناب ناپذیری توسط سنت اصلاحی حضرت عیسی(ع) ایجاد شد.
وی با تأکید بر اینکه مسیحیت با استفاده از فلسفه هلنی برای اصلاح سنت پیشین فعالیتهایی انجام داده است، بیان کرد: در این مرحله، مسیحیت مضامین انجیلی را در فلسفه هلنی بازتولید میکند و این مرحله با نوعی بست شریعت نیز همراه بوده است.
مسیحیت ارسطویی، نوآوری در تاریخ فکری مسیحیت
مولر با اشاره به یکی دیگر از نوآوریهایی که در تاریخ فکری مسیحیت ایجاد شده است، اظهار کرد: مسیحیت ارسطویی از نوآوریهایی است که در تاریخ فکری، فلسفی مسیحیت به وجود آمده است؛ این مرحله حاصل تفکر متکلمان مسیحی با آثار فلسفه یونان به زبان عربی در بلاد اسلامی است زیرا مطالبی که در اختیار متکلمان مسیحی قرار گرفته بود، به تفکر فلسفه الهیاتی مربوط شده و این مسئله در دین مسیحیت از اهمیت ویژهای برخوردار بود.
استاد دانشگاه مونستر آلمان با بیان اینکه بعد از این جریان، متکلمان مسیحی متوجه شدند که با این نگاههای نمادین، مغزمحور و کلاسیک نمیتوانند با این جریان روبهرو شوند، ادامه داد: در این مرحله آنان به این نتیجه رسیدند که باید برای روبه رو شدن با این جریان با منطق و روشهای تفکر رهبانی مواجه کنند.
وی با اشاره به اینکه این مرحله مخالفان خود را نیز داشت، گفت: مخالفان این مرحله معتقد بودند که نباید سنت خود را کنار گذاشته و تحت تأثیر تحولات قرار بگیریم.
مولر با بیان اینکه با بروز مدرنیته، استانداردهای تفکر فلسفی مسیحیت دچار دگرگونیهای جدید شده است، ابراز کرد: بسیاری از اصلاحات الهیاتی با بروز مدرنیته مورد بازخوانی مجدد قرار گرفت و مفاهیمی همچون ایمان، دین، وحی تحت الشعاع عقل، اخلاق و وجدان قرار گرفت.
استاد دانشگاه مونستر آلمان با اشاره به اینکه نگاههای وحدت گرا، تفکر هم خدایی و خداگرا در این مرحله به وجود آمده است، افزود: این مرحله هنوز به پایان نرسیده و همچنان در عصر جدید نیز ادامه دارد.
وی با بیان اینکه همین تغییرات فکری در الهیات مسیحیت باعث شد که شورای واتیکان دوم شکل بگیرد، ادامه داد: شورای واتیکان دوم در راستای تغییرات فکری در الهیات مسیحی شکل گرفت و در این شورا تلاش شد تمرکز از روم برداشته شود و کلیسا دارای چند مرکزیت شود.
مولر با تأکید بر اینکه دغدغه اصلی شورای واتیکان دوم برآزادی دینی، تلاش برای نقد خویشتن و فهم خویشتن در مواجه با جهان مدرن است، گفت: شورای واتیکان دوم اصلا موضع مشخصی در مورد جریان مدرنیته نداشت و تأکید بر ضرورت بازفهمی در مسائل، مورد توجه این شورا بود.
استاد دانشگاه مونستر آلمان با تأکید بر این تفکر مسیحیت یک پدیده تاریخمند است، ابراز کرد: مفهوم آزادی در مسیحیت به دو دیدگاه تقسیم میشوند، دیدگاه اول کسانی هستند که از مفهوم آزادی دفاع میکنند و عدهای دیگر که مخالف این دیدگاه هستند.
وی ادامه داد: کسانی که مخالف آزادی هستند معتقدند که انسان با رسیدن به اهداف و آرمانهای خود احساس لذت میکند و بر اساس این استدلال، انسانها دارای اراده قوی هستند و آزادی اختیار معنایی ندارد بلکه آنها به دنبال حصول آرمان و اهداف خود هستند.
انتهای پیام