کد خبر: 4369646
تاریخ انتشار : ۲۳ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۰:۱۳

شام غریبان خورشید هشتم؛ حرم رضوی در سوگ امام رئوف

همزمان با شامگاه بیست‌ودوم مرداد و شام غریبان شهادت امام رضا(ع)، حرم مطهر رضوی غرق در حزن و دلدادگی شد و زائران و مجاوران با حضور در صحن‌ها و رواق‌های حرم، در سوگ امام رئوف به عزاداری و سوگواری پرداختند.

شام غریبان

شامگاه بیست‌ودوم مردادماه، وقتی آفتاب آخرین روزهای مرداد آرام‌آرام از آسمان مشهد رخت بست، صحن‌های حرم مطهر رضوی حال‌وهوایی دیگر به خود گرفت؛ گویی شهر پس از یک روز پر از اندوه، وارد خلوتی عمیق‌تر شده بود. امشب، شام غریبان امام رضا(ع) است؛ شبی که زائران و مجاوران، پس از آیین‌های سوگواری روز شهادت، بار دیگر خود را به حریم رضوی رسانده‌اند تا در سکوت و اندوه این شب، کنار امامی بمانند که قرن‌هاست پناه دل‌های بی‌قرار است.

گنبد طلایی در تاریکی شب می‌درخشد و صحن‌ها آرام‌آرام از جمعیت پر می‌شوند. سیاهی لباس‌های عزاداران در کنار نور چراغ‌های حرم، تصویری از غربت و دلدادگی ساخته است. صدای قدم‌های زائران در گوشه‌وکنار صحن‌ها شنیده می‌شود و از دور، نوای مرثیه‌ای به گوش می‌رسد؛ نوایی که در فضای حرم می‌پیچد و دل‌های سوگوار را با خود همراه می‌کند.

شام غریبان، برای زائران امام رضا(ع) تنها ادامه یک مراسم عزاداری نیست؛ شبی است برای مکث، برای به یاد آوردن غربت امامی که در سرزمینی دور از خانه و خاندانش به شهادت رسید و بارگاهش قرن‌هاست مأمن عاشقانی شده که از نقاط دور و نزدیک به مشهد می‌آیند.

امشب، هر گوشه از حرم روایت خودش را دارد. خانواده‌هایی در کنار یکدیگر نشسته‌اند؛ کودکی در آغوش مادر آرام گرفته و پیرمردی چشم به گنبد دوخته است. زائری دست بر سینه گذاشته و زیر لب چیزی زمزمه می‌کند و دیگری، بی‌صدا اشک می‌ریزد. در میان این جمعیت، هرکس غم و دلتنگی خودش را آورده، اما همه در یک نقطه به هم رسیده‌اند؛ در جوار امامی که نامش با مهربانی گره خورده است.

نور چراغ‌های صحن روی سنگفرش‌ها افتاده و رفت‌وآمد زائران، لحظه‌ای متوقف نمی‌شود. بعضی‌ها آرام قدم می‌زنند، بعضی خود را به گوشه‌ای از صحن رسانده‌اند تا در خلوت خود دعا کنند و عده‌ای نیز در کنار دیگر عزاداران، به نوای مداحی و مرثیه گوش می‌دهند. انگار امشب، حتی شلوغی حرم هم رنگ سکوت گرفته است؛ سکوتی که از دل هزاران حرف نگفته بیرون می‌آید.

در گوشه‌ای، پرچم‌های عزا به اهتزاز درآمده‌اند و در گوشه‌ای دیگر، خادمان حرم مشغول خدمت به زائران هستند. چهره‌های خسته اما آرام زائران، حکایت از راه‌هایی دارد که برای رسیدن به اینجا پیموده‌اند. در میان آنان، زائران پیاده نیز دیده می‌شوند؛ کسانی که قدم‌به‌قدم مسیر را طی کرده‌اند تا در روزهای شهادت امام رضا(ع) خود را به مشهد برسانند. برای آنان، خستگی راه در برابر لحظه‌ای که چشمشان به گنبد و بارگاه امام می‌افتد، رنگ می‌بازد.

امشب، مشهد تنها میزبان زائران نیست؛ انگار خودش هم عزادار است. خیابان‌های اطراف حرم، صحن‌های مملو از جمعیت و بازارها و کوچه‌هایی که به حرم می‌رسند، حال و هوای سوگ گرفته‌اند. هرچه شب جلوتر می‌رود، حرم آرام‌تر و در عین حال، معنوی‌تر می‌شود.

در شام غریبان، شاید بیش از هر زمان دیگری بتوان غربت را در میان ازدحام حس کرد؛ غربتی که نه از تنهایی، بلکه از دلتنگی می‌آید. زائران بسیاری امشب در کنار هم هستند، اما هرکدام در دل خود با امامشان خلوت کرده‌اند. یکی برای خانواده‌اش دعا می‌کند، دیگری برای آرامش دلش، دیگری برای سلامتی عزیزانش و شاید کسی تنها آمده تا بگوید: «آقا، آمدم.»

صدای «یا رضا» در میان صحن‌ها می‌پیچد و نگاه‌ها بار دیگر به سوی گنبد طلایی می‌رود. گنبدی که در تاریکی شب همچنان روشن است؛ روشنایی‌ای که برای زائران، نشانه‌ای از حضور و پناه است.

شام غریبان امشب، قاب‌های زیادی برای روایت دارد؛ از دستی که بر سینه قرار گرفته تا چشمی که خیس شده، از کودکی که در آغوش مادر خوابش برده تا پیرزنی که آرام زیر لب زیارت‌نامه می‌خواند. از خادمی که بی‌وقفه به زائران خدمت می‌کند تا مسافری که پس از ساعت‌ها راه، خود را به حرم رسانده است.

و در میان همه این تصاویر، گنبد طلایی همچنان در مرکز نگاه‌هاست؛ گویی تمام راه‌ها، تمام دلتنگی‌ها و تمام دعاها امشب به همین نقطه ختم می‌شوند.

شب از نیمه می‌گذرد، اما حرم همچنان بیدار است. چراغ‌های صحن‌ها روشن‌اند، زمزمه دعاها ادامه دارد و زائران یکی‌یکی دل‌هایشان را به پنجره‌های حرم می‌سپارند.

این شام غریبان، شبی است برای ماندن؛ برای اشک ریختن، برای دعا کردن و برای گفتن حرف‌هایی که شاید در هیچ جای دیگری نمی‌توان گفت. شبی که مشهد در سوگ خورشید هشتم آرام گرفته و حرم رضوی، در میان موج زائران و مجاوران، بار دیگر شاهد جلوه‌ای از دلدادگی مردمی است که قرن‌هاست نام «رضا» را با امید و پناه گره زده‌اند.

انتهای پیام
captcha