محسن سلیمانی، استاد دانشگاه هنر اصفهان در گفتوگو با ایکنا از اصفهان با اشاره به مناسبت هفته هنر انقلاب اسلامی، اظهار کرد: انقلاب جریانی فرهنگی، اجتماعی و سیاسی است که در فرایندی تاریخی اتفاق میافتد و از طرفی آثار هنری نیز همواره در یک بافت فرهنگی، اجتماعی و تاریخی شکل میگیرند. در واقع آثار هنری و جریانهای سیاسی- اجتماعی تحت تأثیر یکدیگر قرار گرفته و با هم ارتباط پیدا میکنند.
وی افزود: فرایند بزرگی که با پیروزی انقلاب در کشور آغاز شد، بسیاری از مقولات فرهنگی از جمله هنر را تحت تأثیر خود قرار داد که البته این مسئله نیاز به واکاوی دقیقی دارد، چون مبحث گستردهای است و باید بررسی شود که در کدام بخشها، آثاری به وجود آمده، یا آثار قوت بیشتری پیدا کرده و یا کمرنگتر شدهاند؛ در واقع شاهد شرایط متنوعی در این خصوص هستیم.
این استاد دانشگاه ادامه داد: اوایل انقلاب حرکتهای نوینی در عرصههای مختلف هنر از متن جامعه به صورت خودجوش در حوزه نقاشی، خط، کاریکاتور، سرودهای ملی، ادبیات، فیلم، آثار نمایشی و ... پدیدار شد؛ برای مثال نوع جدیدی از سرودهای حماسی در کشور شکل گرفت و در حوزه خط و خوشنویسی، شاهد شکلگیری دیوارنگارهها و شعارنویسیها و سپس شاهد رشد و گسترش این حوزهها در دوران جنگ بودیم؛ در واقع ارتباطی میان مفاهیم برآمده از متن انقلاب و موضوعات هنری به وجود آمد، البته نوع این ارتباط قابل بحث است که این دو چقدر در خدمت یکدیگر قرار گرفته و یا چقدر آسیبپذیر شدند. ممکن است انقلاب در دوران زایش خود به بعضی از هنرها آسیب رسانده و از طرف دیگر، موجب بالندگی برخی دیگر شده باشد و به نظر من هر دو اتفاق رخ داده، در مواردی بعضی از هنرها گسترش یافته و در برخی از حوزهها نیز کارهای بیرویهای صورت گرفته که همه اینها امروز قابل بازخوانی است.
وی بیان کرد: بعد از انقلاب، متفکران و تئوریسینهایی بودند که یکسری جریانهای فکری را در حوزه هنر راهاندازی کردند، از جمله سید مرتضی آوینی که به نظر من حرفهای جدیدی در حوزه فیلم و سینما مطرح کرد که اگرچه برآمده از ریشههای تفکر آیینی و تاریخی به شمار میرفت، اما پردازش جدیدی از آن صورت گرفته بود. افراد دیگری نیز نظیر دکتر علی شریعتی و مرتضی مطهری مسائلی را در حوزههای معرفتشناسی و مباحث فلسفی و فکری هنر مطرح کردند که مورد توجه هنرمندان و جامعه قرار گرفت و در فعالیتهای هنری ایفای نقش کرد.
وی ادامه داد: متفکران امروز نیز مباحث مختلفی را به این حوزهها افزودهاند که میتوان گفت در اکثر شاخهها و گرایشها شاهد مبانی رشد یافته فکری و فلسفی در عرصه پژوهش و فلسفه هنر هستیم، اگرچه هنوز راه بلند نرفتهای پیش رو داریم.
فضای هنر انقلاب اسلامی به بازخوانی جدی و دقیق نیاز دارد
سلیمانی اضافه کرد: معتقدم فضای هنر انقلاب اسلامی هنوز کارشناسی خوبی نشده و نیاز به بازخوانی جدی و دقیق در این حوزه وجود دارد. فضایی که با پیروزی انقلاب به وجود آمد، هم خدمات گستردهای را در عرصه هنر انجام داد و هم نادانسته وارد بخشهایی شد و آسیبهایی را تحمیل کرد؛ همه اینها اتفاق افتاده است، ولی نیاز به کار کارشناسی و مطالعاتی دقیق دارد و پژوهشگران باید وارد این حوزه شده و به بحث و بررسی بپردازند، ما در این رقابتهای نفسگیر هنر امروز فرصت تکرار سعی و خطای نادانسته نداریم و نمیتوانیم اشتباهات گذشته را تکرار کنیم.
وی ادامه داد: مجموعه این فرایندها که با پیدایش ریشههای مفاهیم انقلاب از دهه چهل شکل گرفت و پس از آن گسترش یافت، امروز نیز میتواند دوباره مطرح شده و راجع به آن گفتوگو شود تا بتوانیم در رابطه با میزان موفقیت خود در این حوزهها قضاوت کنیم؛ برای مثال نگرشهای نوینی که در حوزه نقاشی و خط دوره معاصر به وجود آمد و مکتب سقاخانه را در ایران شکل داد، اگرچه بخشهایی از آن ریشه فرهنگی و تاریخی داشت، اما امروز این روند توانسته گسترش چشمگیری در کشور یابد و به دیگر حوزههای جغرافیایی نیز نفوذ کند.
وی افزود: همه این موارد قابل بحث و بررسی است و نمیتوان نسخه واحدی به صورت کلیشه ارائه داد، اینها یک کار مطالعاتی و پژوهشی را میطلبد و فضای شعارگونه را برنمیتابد. برگزاری هفته هنر انقلاب اسلامی خوب است، اما کافی نیست و بهانهای میباشد تا پژوهشگران به این حوزهها ورود کرده و بررسی کنند که مکاتب هنری بعد از انقلاب به لحاظ کمی و کیفی رو به گسترش بوده و یا دچار آسیب شدهاند و اگر آسیب دیدهاند، دلایلش چیست. نمیتوان به صراحت راجع به این مسائل قضاوت کرد، چون بازخوانی علمی دقیقی صورت نگرفته است.
استاد دانشگاه هنر اصفهان خاطر نشان کرد: انقلاب در بستری قرار گرفت که جریان مدرنیته نیز پا به پا و همسو با آن گسترش یافته است. دایره ارتباطات گسترش پیدا کرده که فراتر از بحث انقلاب، بحثی جهانشمول به شمار میرود و کشور ما نیز تحت تأثیر مباحث مختلف جهانی قرار گرفته که باعث شده تا گونههای مختلف و متنوعی از تجدد در کشور شکل بگیرد. انقلاب اسلامی البته توانست در پدید آمدن بخشی از این گونهها در برخی شاخهها سهیم باشد، همچنین به بخشی از آنها نپرداخته، بخشهایی را آگاهانه انتخاب و برخی را نیز رد کرده است. به نظر من فضای پیچیدهای پیش روی ما شکل گرفته که به کارشناسی دقیقی نیاز دارد.
وی تصریح کرد: این ظرافتها متأسفانه با دقت و موشکافانه مورد بررسی قرار نگرفته و اگرچه به آنها اشاراتی شده، ولی حداقل در قالب یک کار کلاسیک علمی و گفتمان محور در نیامده است؛ بنابراین سادهانگاری خواهد بود، اگر قضاوت صریحی در این خصوص انجام دهیم مبنی بر اینکه امروز مکتب هنری خاصی به نام انقلاب وجود دارد یا خیر؟ و یا برای مثال، در حوزه نشانهشناسی شاهد چه پدیدههایی هستیم و یا مثلا در رنگشناسی و کیفیت آثار تجسمی و معماری دوره اخیر آیا تغییرات خاصی صورت گرفته است یا خیر؟ همچنین چه میزان از این فرایندها و اتفاقات درست و نادرست تحت تأثیر واقعه انقلاب بوده و چه سهمی از آن تحت تأثیر جریانهای دیگر نظیر ورود عناصر مدرن، دنیای تجدد و... میباشد. به هر حال به نظر میرسد بررسیهای دقیق و به دور از تعصبات جریانهای مختلف فکری، فرهنگی و سیاسی راجع به این مسائل انجام نشده است؛ اگرچه شاهدیم حرکتهای خوبی نیز شکل گرفته و میتواند به روشن شدن هرچه بیشتر این فضا کمک کند.
انتهای پیام