به گزارش ایکنا؛ روز گذشته، جمعه، 9 آذرماه، فایل صوتی سخنان حسن محدثی، جامعهشناس و پژوهشگر دینی، منتشر شد که در جمع روحانیون و پژوهشگران دفتر تبلیغات اسلامی اصفهان به ارائه نظرات خود درباره شاخصها و سنجههای میزان دینباوری و دینداری در جامعه ایران پرداخته است. گفتوگوی صمیمانه روحانیون با این جامعهشناس و طرح پرسش و پاسخهای چالشی بارقهای را از همدلی نخبگانی و وحدت حوزوی و دانشگاهی در آسمان معنویت ایران آشکار میسازد.
محدثی در این سخنرانی گفت: از زمان دکارت به بعد، انسان به این سمت حرکت کرده است که همه چیز را اندازهگیری کند؛ حتی بعضی دینپژوهان سعی کردهاند میزان دینداری را بسنجند و درونیات را اندازهگیری کنند. به عقیده من این امر ممکن نیست، زیرا امور انفسی، درونی و سوبژکتیو را نمیتوان با کمیات اندازهگیری کرد. برای مثال مفاهیمی همچون اخلاص، توکل و صبر از مهمترین مفاهیم دینی هستند، اما قابل اندازهگیری نیستند.
این جامعهشناس دینداری را همچون درختی توصیف و اظهار میکند: نتایج دینداری مثل میوههای یک درخت قابل مشاهده نسبتاً ملموس و ابژکتیو است، اما باز هم این جنبه از دینداری را نیز نمیتوان اندازهگیری کرد، زیرا ممکن است نیت اعمال افراد با یکدیگر متفاوت باشد. مثلاً امروزه برای سنجیدن میزان تمایل مردم به مسجد آدمهای حاضر در مسجد را میشمارند؛ در حالی که شاید بعضی از این افراد برای مقاصد دیگری به مسجد آمده اند. همچنین شاید کسانی هم که به مسجد نیامدهاند، تمایل زیادی به مسجد داشته باشند، اما به دلیل مشکلاتی نتوانستهاند در مسجد حاضر شوند.
محدثی از اساس معتقد است که میزان دینداری در جامعه قابل اندازهگیری نیست، اما اثرسنجی دین در جامعه و تحولات دینداری قابل اندازهگیری و مهم است که به اعتقاد او در این زمینه کار جدی انجام نشده و او صریحاً گفت که ادعای حکومت دینی داریم، اما برای تحقیقات علمی دینی اهمیتی قائل نمیشویم، مثلاً مایکل کوک، استاد دانشگاه پرینستون، 15 سال درباره امر به معروف و نهی از منکر تحقیق کرد، اما از آن غافلایم تا آنجا که چند سال قبل، پس از سفر حج، از مسئولان حج درخواست کردم شرایطی را برای پژوهش مستمر جامعهشناسان درباره حج فراهم کنند، اما این پیشنهاد را نپذیرفتند.

این پژوهشگر جامعهشناسی دین با انتقاد از کسانی که ادعای تحقیق درباره میزان دینداری دارند، گفت: سالهاست که میگویند وضعیت دینداری در ایران مطلوب است، اما پایبندی به اخلاق کاهش پیدا کرده! این چه جور دینداری است که اخلاق ندارد؟ غایت دین اخلاقمداری است. به جای اینکه به بررسی میزان دینداری بپردازیم و در آخر هم این حرفهای غیرمنطقی را تحویل جامعه بدهیم، تحولات دینداری را بررسی کنیم، مثلاً در این زمینه با امکانات محدود خود و در حد بضاعتی که پایاننامههای دانشجویی دارند، تحقیقاتی کردهایم که نشان میدهد مفهوم گناه در نظر مردم ایران عوض شده است. پیشتر یک کار بد کاری بود که خدا را عصبانی میکرد، اما امروز غالباً گناه کاری تلقی میشود که مردم را بیازارد. حتی نگاه به خدا نیز عوض شده است، خدایی که پیشتر در نظر مردم بود وجهه خشمگینانهتر و مجازاتکنندهتری داشت، اما خدای امروز مردم مهربانتر و انیس زندگی فردی آنان است. همچنین بررسیهای کیفی ما نشان میدهد دینداری شریعتمدارانه یا دینداریای که روحانیت در آن حرف اول و آخر را بزند با کاهش مواجه شده است.
محدثی در ادامه این سخنرانی اذعان کرد که با اندازهگیری میزان دینداری موافق نیست و اگر قرار باشد به این امر مبادرت شود، اصولی وجود دارد که باید حتماً در نظر گرفته شود. او چند کتاب همچون «مبانی نظری مقیاسهای دینی» را معرفی کرد و گفت: تحقیقات کنونی نوع خاصی از دینداری را بررسی کرده است، در حالی که در دینداری ابعاد چندگانه داریم و وزن ابعاد دینی با هم برابر نیست و در حال حاضر وزندهی به این ابعاد انجام نمیشود و اجماعی هم درباره میزان وزن هرکدام از ابعاد دینداری وجود ندارد.
این پژوهشگر جامعهشناسی دین افزود: آن گونه که بعضی پژوهشگران دینی جدید و حتی قدما گفتهاند، دینداری سه بعد دارد: قلبی، عقلی و عملی؛ فلاسفه مسلمان بیشتر به ساحت عقلی، عرفا بیشتر به ساحت قلبی و عده کمی همچون آیتالله طالقانی، دکتر شریعتی و امام موسی صدر بیشتر به ساحت عملی توجه کردهاند. توجه به ساحت عملی یعنی اینکه هر کس کار خوب انجام دهد، مأجور و عمل او بر اعتقادش مقدم است. به همین دلیل طالقانی میگفت که مارکسیستها هم ممکن است به بهشت بروند یا مثلاً شریعتی معتقد بود که کل انسانها از دو گروه خارج نیستند؛ انسانهایی که کار صالح انجام میدهند و انسانهایی که کار ناشایست انجام میدهند.
محدثی در پایان تصریح کرد: در تحقیقات به یک تئوری نیاز داریم تا بدانیم کدام نوع دینداری را بررسی میکنیم؟ پیشنهاد من این است که بیشترین ضریب را به ترتیب به اعمال دینی اجتماعی، اعمال دینی فردی، احوال دینی درونی و در آخر اعتقادات اختصاص دهیم.
به قلم مجتبی اصغری
انتهای پیام