حجتالاسلام مجتبی سپاهی، عضو هیئت علمی گروه معارف دانشگاه اصفهان، در گفتوگو با ایکنا از اصفهان، اظهار کرد: منظور از سبک زندگی این است که انسانها در زندگی روزمره و قلمرو زندگی کاربردی خود، یکسری اصول را براساس نظام فکری خویش رعایت و اصول ذهنی و فکری را در عرصههای مختلف زندگی عملی اجرا کنند. در واقع تقسیمبندی سبک زندگی به غربی، اسلامی و ... بر اساس بنیانهای فکری و پایهای بوده که زندگی عملی بر مبنای آنها سازماندهی شده است؛ بنابراین، این تقسیمبندی با توجه به زیرساختهای نظری زندگی انسانها میتواند درست باشد.
وی افزود: در سبک زندگی غربی، با توجه به نوع نگاه به انسان و طبیعت که در دوره مدرنیته شکل گرفت، خداوند از ذهن و ضمیر و زندگی انسان کنار گذاشته شد و به غیبت فرورفت. در این سبک زندگی، آنچه پایههای نظری زندگی عملی انسانها را تشکیل میدهد، میزان تعقل و اندیشه و هویت علمی برآمده از عقل حسابگر بشری است، ولی اینکه آیا این عقل حسابگر میتواند تمام اصول مورد نیاز برای یک زندگی مطلوب را فراهم کرده و تمام قلمروهای زندگی بشر را پوشش دهد و از طرف دیگر، راهی را نشان دهد که بر اساس آن، انسانها بتوانند در کنار آسایش مادی، از رضایت درونی نیز برخوردار باشند، محل بحث و تأمل است.
سبک زندگی غربی توان معنابخشی به زندگی را ندارد
عضو هیئت علمی گروه معارف دانشگاه اصفهان ادامه داد: بسیاری معتقدند که شاید سبک زندگی غربی رفاه ظاهری را برای انسان بهدنبال داشته باشد، ولی نمیتواند رضایتمندی درونی همهجانبه و معناداری زندگی را برای او به ارمغان بیاورد، چون پشتوانه آن، عقل حسابگر بشری است و توانمندی طی طریق تمام قلمروها را ندارد و انسانشناسیاش تکبعدی است؛ بنابراین نمیتواند تمام ابعاد زندگی انسان را پوشش دهد و باید سبک زندگی اسلامی را ترویج کرد. در سبک زندگی غربی، انسانها از طریق رقابت و تنازع در بقا فقط به دنبال یک زندگی مرفه هستند و هر کس به منفعت خودش فکر میکند، ولو اینکه دیگران قربانی او شوند.
سپاهی بیان کرد: سبک زندگی اسلامی برپایه بنیانهای فکری برآمده از متون وحیانی استوار است و از نوعی انسانشناسی عمیق برخوردار بوده و نکته حائز اهمیت آن چگونگی سیر تکاملی انسان است. براساس انسانشناسی اسلامی، انسان باید به درجات بالای انسانیت و حتی مقام خلیفةاللهی دست یابد، بنابراین سبک زندگی عملی او باید از نوعی نظام فکری برخوردار باشد که این موضوع در آن لحاظ شده باشد. در سبک زندگی اسلامی فقط رفاه و آسایش مادی مدنظر نیست و اگرچه این موضوع در جای خود اهمیت دارد، ولی اهمیت آن، ابزاری و نه غایتی محسوب میشود. رفاه و آسایش مادی صرفاً ابزاری است برای اینکه انسان به مقصد اصلی خود یعنی مقام خلیفةاللهی یا همان رضایتمندی درونی دست یابد، در واقع انسانها به جایی میرسند که حس میکنند خداوند از خلقت آنها راضی است و علاوه بر آن، انسانها نیز از خداوند راضی هستند، چون تمام امکانات را در اختیار آنها قرار داده و آنها نیز به فعلیت تکاملی دست یافتهاند.
سبک زندگی اسلامی و منافع جمعی
وی با تاکید بر اینکه در سبک زندگی اسلامی، منافع جمعی مدنظر است، گفت: در این نوع از سبک زندگی انسانها درون یک شبکه با یکدیگر بده بستان داشته، ضعفهای همدیگر را جبران میکنند و اگر کسی از دیگران قدرتمندتر است، قرار نیست در مسیر تنازع در بقا آنها را حذف کند؛ بلکه باید دست دیگران را بگیرد و آنها را تربیت کند تا همه بتوانند به سمت رضایتمندی درونی حرکت کنند.
عضو هیئت علمی گروه معارف دانشگاه اصفهان اظهار کرد: انسانها نقاط مشترک زیادی دارند و در گذر تاریخ، توانمندی آنها متجلی شده است. اگرچه در سبک زندگی اسلامی، انسانشناسی اسلامی مدنظر قرار دارد، ولی این امکان وجود دارد که از توانمندیها و نقاط قوت سبکهای دیگر نیز استفاده شود، به این صورت که بر اساس مبانی سبک زندگی اسلامی، به این نقاط قوت جهت داده شود؛ برای مثال بسیاری از خلقیات و رفتارهای ایرانیان مورد تایید اسلام است و شاید یکی از دلایل پذیرش اسلام از سوی ایرانیان این بود که میان خلقیات آنها و آموزههای دین اسلام نقاط اشتراک زیادی وجود داشت. البته بعد از پذیرش اسلام زمانی که نقاط قوت و متمایز آن را مشاهده کردند، متوجه شدند که میتواند خلأهای موجود در فرهنگشان را رفع کند. در واقع سبک زندگی اسلامی منافاتی با بهرهمندی از نقاط قوت سبکهای دیگر ندارد، مگر مواردی که با اصول بنیادین سبک زندگی اسلامی در تضاد باشد و وجود یکی نافی دیگری باشد، اینجا است که انسان باید دست به انتخاب بزند و براساس آرمانها و ایدههایی که از آنها ارتزاق میکند عمل کند.
راهکار تقویت سبک زندگی اسلامی
وی آموزش صحیح، دقیق و به دور از تعارضها را مهمترین راهکار تقویت سبک زندگی اسلامی دانست و افزود: یک سبک زندگی زمانی میتواند در جامعه نهادینه شده و غلبه پیدا کند که براساس آن، نیازهای ضروری و فوری و محسوس افراد پاسخ داده شود. اگر سبک زندگی اسلامی به گونهای تبیین شود که افراد تصور کنند نوعی آرمان است و دستیافتنی نیست، امکان نهادینه شدن در جامعه را ندارد؛ بنابراین سبک زندگی اسلامی باید به گونهای سازماندهی شود که افراد در زندگی عملی خود احساس کنند که براساس مبانی و اصول آن میتوانند نیازهایشان را برآورده سازند.
حجتالاسلام سپاهی اضافه کرد: اجرای یک سبک زندگی به لحاظ زمانی امری تدریجی خواهد بود، یعنی باید بعینه مشاهده شود که افراد در زندگی عملی و برای تأمین نیازهای خود فارغ از شعارزدگی، اصول دینی را رعایت میکنند؛ برای مثال در مورد رعایت حقوق یکدیگر و اموال بیتالمال حساس هستند و آنچه را برای خود نمیپسندند، برای دیگران نیز نپسندند، آن وقت است که سبک زندگی اسلامی در ذهن و ضمیر افراد حاکم میشود.
انتهای پیام