کد خبر: 3785761
تاریخ انتشار : ۱۰ بهمن ۱۳۹۷ - ۱۰:۲۱

شفاعت؛ هم‌نشینی یا جانشینی

گروه معارف ــ شفاعت را ظهور اخروی اتحاد فرد با شافع خویش نامیده‌اند، حال این اتحاد چه مثبت و سازنده باشد، شفاعت ظهور اخرویِ ربطِ وجودی فرد است با شفیع و جفتِ متحدِ همراهِ خویش، چنانی که در دنیا با او ارتباط داشته است.

شفاعت؛ هم‌نشینی یا جانشینیبه گزارش ایکنا از اصفهان، در حکمت شماره 62 نهج‌البلاغه امام علی(ع) آمده است: «الشَّفِيعُ جَنَاحُ الطَّالِب؛ شفاعت كننده چونان بال درخواست كننده است».
شفاعت چیست؟ و ظهور اخروی کدام امر دنیایی ماست؟ شفاعت طلبی و شفیع جویی جایش در دنیای امروز و برای انسان این عصر کجاست؟ چه چیزی در دنیای ما انسان‌ها وِتر و تک افتاده و محتاج شفیع و همراه شده است؟ علی (ع) در این سخن تشبیه را بکار برده است وآن را به طلب و احساس نیاز فرد گره زده است، نیاز به شفاعت، ظهور کدام نیاز انسان در این عصراست؟ انسان در چه زمینه و متنی نیاز به این هم نشینی و این هم نشینان پیدا می‌کند؟ و آیا تعبیر جانشینی به جای هم نشینی تفسیر درستی از این مفهوم است؟ تشبیه علی(ع) چه پاسخی به این پرسش می‌دهد؟ برای مایی که برای این زندگی مادی این جهانی‌مان همه وسایلی را که می‌خواهیم و حتی بیش از آن را به راحتی در دسترس می‌بینیم و با یک اشاره نوک انگشت به هرچیزی و هر اطلاعاتی به راحتی می‌رسیم چگونه نیاز به شفیع و شفاعت رخ می‌نماید؟ آیا برخی دعاها و توسلات ما در این باب، نوعی تعارف و عادت نیست؟ چقدر این طلب در ما جدی است؟
شفع: در لغت به معنای پیوست و ضمیمه شدن به مانند خود است (راغب اصفهانی ص 270). شافع کسی است که ضمیمه غیر خود می‌شود تا او را که تاق است جفت خود نماید، برای انجام هدفی (ابن اثیر،ج2، ص715).
با توجه به آن چه در شرح ریشه واژه شفاعت آمد مفهوم جفت شدگی و سنخیت و هدف را می‌توان دریافت. همنشینی و همراهی با موجودی که باید هم سنخ او بود، یا شد و البته به منظور تحقق هدفی خاص.اتحاد، شاید تعبیر رسایی برای تجمع این مفاهیم باشد.
در ادبیات قرآنی نیز، شفاعت مترادف و جانشین «نصرت» آمده است و به جفت از آن جهت که کمک و یاور فرد است نیز عنوان شفیع اطلاق می‌شود. شفاعت با نصرت هم پوشانی معنایی دارد و نوعی خاص از نصرت است که ظهورش در قیامت خواهد بود. در حقیقت در قرآن، نصرت و شفاعت به عنوان فضل خداوند معرفی شده است و فتح و غفران و هدایت به صراط مستقیم و انزال سکینه در قلوب مومنین و ازدیاد ایمان و ورود به جنات و پاک کردن انسان از سیئات، از ثمرات آن شمرده شده است. همچنین در 30 آیه از آیات قرآن به موضوع شفاعت پرداخته شده است.
1- آیاتی که شفاعت را نفی می‌کند «یوم لا بیع فیه و لا خله و لا شفاعه» روزی که نه کسی چیزی تواند خرید و نه دوستی و شفاعتی به کار آید (254- بقره).
2- آیاتی که شفاعت را فقط مخصوص خداوند دانسته است «ما لکم من دونه ولی و لا شفیع؛ شما را غیر او هیچ یار و یاور و شفیع و مددکاری نیست، آیا تذکر نمی‌یابید؟» (‌سجده۴).
3 - آیاتی که به شفاعت دیگران اما با اذن و اجازه خداوند تصریح می‌کند «من ذاالذی یشفع عنده الا باذنه؛ کیست آنکه جز به اذن و اجازه او در محضرش وساطت کند» (بقره۲۵۵).
4- آیاتی که شرایط شفاعت شدگان را بر می‌شمرد «و لا یشفعون الا لمن ارتضی؛ هرگز از احدی جز آن کسی که خدا از او راضی است شفاعت نکنند» (انبیا۲۸) یا «ما للظالمین من حمیم و لا شفیع؛ و ستمکاران را هیچ یار گرم و دلسوز و یاوری که شفاعتش پذیرفته شود نخواهد بود».(غافر۱۸).
شفاعت را ظهور اخروی اتحاد فرد با شافع خویش نامیده‌اند، حال این اتحاد چه مثبت و سازنده باشد و یا منفی و مخرب. یعنی در واقع، شفاعت ظهور اخرویِ ربطِ وجودی فرد است با شفیع و جفتِ متحدِ همراهِ خویش، چنانی که در دنیا با او ارتباط داشته است. با هرچه در این جهان ربط و وابستگی داشته همان‌ها جفتش خواهند بود و این وابستگی و ربط وجودی در سنخیت روحی و درعشق و علاقه و دلبستگی‌‎های او خود را جایگزین خواهد کرد و با او محشور خواهند شد.«انت مع من احببت؛ تو با کسی هستی که دوستش داری» (پیامبر اکرم (ص)- بحارج27-ص122). البته عالی‌ترین نوع و مرتبه شفاعت را نه در اتحاد با سنگ و فلز و خاک و آجر که در اتحاد و سنخیت و همراهی با خداوند و انسان‌های کامل در مسیر او می‌توان انتظار داشت، همان‌ها که به اجازت او همراه ما می‌شوند تا ما را به او برسانند.
با این تعریف، دیگر نمی‌شود از شفاعت معنای بی‌عملی و ولنگاری و سپس پارتی بازی! برداشت کرد. باید با شفیع‌ات سنخیت بیابی و با او هم نشین و همراه شوی. مگر می‌شود امام حسین(ع) شفیع ما باشد، اما ما با یزید هم‌نشین باشیم؟ و همراه خولی و شمر؟ و هم سنخ سکه پرستانی که دلشان در وسوسه عشق ولایت ری بی‌تاب است؟ انتظار عبثی است. این شفاعت رخ نمی‌دهد. همان که گفته شد: «یوم لا بیع و لا خله و لا شفاعه»، اشاره‌اش شاید به همین خوش خیالان طماع کاسب کار است که فکر می‌کنند حتی آخرت را هم می‌شود بدون عمل، خرید.
ادامه دارد...
یادداشت از داریوش اسماعیلی؛ معاون فرهنگی جهاد دانشگاهی واحد اصفهان
انتهای پیام

captcha