
سید مسعود پاکنژاد در گفتوگو با ایکنا از اصفهان، در رابطه با جایگاه بهار در شعر و ادبیات فارسی اظهار کرد: بهار فصل زایش است و تمام شعرا و عرفا از آن به عنوان نوعی رستاخیز یاد میکنند. بعضی از شعرا با نگاهی زمینی به این پدیده، بهار را نوعی تداوم زندگی زمینی و نماد خوشی و نشاط میدانند، مانند فرخی سیستانی که در یکی از اشعارش میگوید: «بدين شايستگي جشني بدين بايستگي روزي/ ملک را در جهان هر روز جشني باد و نوروزي».
وی ادامه داد: مولانا که سرآمد همه عرفا است و جهانبینی عرفانی و لطیفی دارد، بهار را رستاخیز و نشانهای برای زندگی دوباره بشر میداند. مثلا در شعری میگوید: «من زین قیامت حاملم گفت زبان را می هلم/ میناید اندیشه دلم اندر زبان اندر زبان»، وی بهار را رستاخیز دوباره مینامد، یعنی زمانی که پرندگان بازگشته و درختان زندگی دوباره مییابند.
مدرس دانشگاه فرهنگ و هنر اصفهان افزود: اشاره به بهار در اشعار سعدی بیش از دیگر شاعران مشهود است، اما قبل از او نیز شاعرانی مانند فرخی سیستانی به این موضوع هم نگاهی زمینی داشتهاند و هم نگاهی آسمانی و عارفانه. از طرف دیگر شاعری مانند مولانا که سختی چندانی در زندگی ندیده است، به بهار نگاهی بسیار لطیف و زیبا و نزدیکترین دیدگاه به قرآن و احادیث را دارد.
انتهای پیام