
حسن انصاری، پژوهشگر مؤسسه مطالعات پیشرفته پرینستون و عضو شورای عالی علمی مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی در یادداشتی به نقد و بررسی برخی کتابهای انتقادی درباره تاریخ اسلام پرداخته است. وی در این این یادداشت که در سایت مرکز دایرةالمعارف بزرگ اسلامی منتشرشده نوشته است:
بعید میدانم کسی اهل اینترنت و کتاب باشد و تاکنون دهها سایت حاوی کتابهای قابل دانلود درباره اسلام و تشیع با مضامین انتقادی را ندیده باشد. بسیاری از این کتابها را که برخی کتابهای «ضاله» میخوانندشان و برخی کتابهای «ممنوعه» و برخی دیگر آنها را کاشف «حقیقت» مییابند یک ویژگی مشترک دارند: این قبیل کتابها اگر هرنوع ارزشی را بتوان برای برخی از آنها قائل شد، مثلاً شجاعت در بیان و یا جنبههای ادبی و فلان و بهمان اما تقریباً همگیشان این ویژگی مشترک را دارند که کتابهاییاند که کمتر میتوان در آنها چیز درخوری پیدا کرد.
محتوای این کتابها در بسیاری از موارد از بیاطلاعی نویسندگانشان و در برخی موارد دیگر دست کم از عدم وجود تخصص لازم در حوزههای تاریخ و مذهب و کتاب و ادبیات اسلامی حکایت دارند. تا آنجا که من دیدهام این نویسندگان که در غالب موارد معلوم نیست کجا تحصیل کردهاند و سابقه دانشگاهی و علمیشان چیست و بر پایه چه سطحی از دانش و آشنایی با زبانهای مورد نیاز دست به قلم شدهاند چنین مینماید که دورادور چیزهایی شنیدهاند و یا تکه و پاره و اینجا وآنجا مطالبی خواندهاند و بعد به حساب خود درباره حقیقت اسلام و تشیع به کشفیاتی دست یافته و بر خود لازم میبینند که خلقی را از «جهالت» دیانت ورزی برهانند.
نیک که بنگرید میبینید بیشتر این نویسندگان مقلدوار یکی دو کتاب اسلامشناسان غربی را ناقص و بدون در نظر گرفتن مقدمات خواندهاند و بعد گمان بردهاند که این سخنان دیگر وحی الهی است و چون و چرا ندارد و اجماعی است و نظر همه متخصصان فن است. باید به این جماعت گفت: حفظت شیئا و غابت عنک اشیاء. سنت اسلام شناسی در غرب تنوع دارد و تاریخنگاری ساحت جزمیگرایی نیست. سنت اسلامشناسی سنت نقد و اصلاح مستمر است و همه جور متاعی هم در آن یافت میشود و بسیاری از آنچه شما بدان استنادی ناقص کرده اید بارها و بارها از سوی دانشمندانی دیگر در همین سنت مورد انتقادهای جدی قرار گرفته است.
به هرحال وصله پینه کردن مطالبی ناقص و بدون مقدمات لازم در بحثها و بدون داشتن تخصص مورد نیاز برای مطالعه تاریخ و ادبیات دینی نتیجهاش میشود این چنین کتابهایی با عناوین چشم خیره کن و دهان پر کن و البته بیمحتوا. طبیعی است که هرگونه نقدی لازمه اش تخصص لازم و در فضای گفتوگویی خردمندانه و بی تعصب است. چیزی که متأسفانه غالب این نوع کتابها تا آنجا که من دیدهام فاقد آنند.
آنچه بسیاری از این نوع نویسندگان درباره اسلام و تشیع دستکم تاکنون نوشتهاند از نقطه نظر علمی حائز هیچ اهمیتی نیست. این حکمی است که میتوانم به عنوان یک متخصص در رشته تاریخ و اندیشه دینی دست کم درباره آنچه از این نوع کتابها تاکنون خواندهام با اطمینان خاطر بگویم. مطالعه نوشتهها و تحقیقات تاریخی سنتهای اسلامشناسی در غرب راه و رسم خودش را دارد و این شیوه ای نیست که گویا نویسندگان کتابهایی که بدانها اشاره کردم با آن آشنا باشند. این نوع نوشتهها ممکن است خواننده ناآشنا را مدتی درگیر خود کنند اما روشن است که اهل علم به این قبیل نوشتهها اعتنایی ندارند و این است سبب اینکه معمولاً هم مورد انتقاد و ردیهنویسی قرار نمیگیرند. در واقع به چیزی گرفته نمیشوند و حق هم همین است.
انتهای پیام